تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده   کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید جمعه ۲۳ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۸

اپرای سه‌پولی برشت با برداشتی نو بر پرده سینما

13.09.2018

اپرای سه پولی، تئاتر موزیکال برتولت برشت، تاکنون موفق‌ترین اثر این هنرمند بزرگ قرن بیستم بوده است. این اثر تاکنون بارها بر پرده سینما خودنمایی کرده است. اکنون اپرای سه‌پولی با برداشتی جدید اکران می‌شود.

default

از "اپرای سه پولی" (Die Dreigroschenoper)، تئاتر موزیکال برتولت برشت در دهه ۱۹۲۰ میلادی، تاکنون فیلم‌های بسیاری ساخته شده، اما در فیلمی که از روز پنج‌شنبه ۲۲ شهریور (۱۳ سپتامبر) در سینماهای آلمان به نمایش در آمده، در کنار نمایش، چگونگی ساخت فیلم نیز بررسی شده و خود برتولت برشت یکی از عناصر فیلم است.

اپرای سه‌پولی، تئاتر موزیکال برتولت برشت، نمایشنامه‌نویس، کارگردان تئاتر و شاعر آلمانی (۱۰ فوریه ۱۸۹۸ - ۱۴ اوت ۱۹۵۶) تاکنون موفق‌ترین اثر این هنرمند بزرگ قرن بیستم بوده؛ هنرمندی که با ابداع سبک فاصله‌گذاری در تئاتر، انقلابی بزرگی را در هنرهای نمایشی جهان بوجود آورد.

اپرای سه‌پولی بر مبنای ترجمه‌ای است از اپرایی به نام "اپرای گدایان" اثر جان گی، نویسنده انگلیسی. مترجم "اپرای گدایان" به آلمانی الیزابت هاوپتمن، درام‌نویس و دستیار برشت بود. برشت با استادی تمام و همکاری تنگاتنگ با کورت وایل، آهنگساز بزرگ آلمانی، این اثر را به نقدی گزنده علیه نظام سرمایه‌داری تبدیل کرد.

نخستین اجرای اپرای سه‌پولی در تاریخ ۳۱ اوت ۱۹۲۸ در تئاتر "شیف باور دام" در شهر برلین بود. این اجرا که تا آخرین لحظه تمرینات با تغییراتی اساسی روبه‌‌رو بود، به نظر می‌رسید با شکستی سخت روبه‌‌رو شود.

سکوت و بی‌تفاوتی بینندگان باعث نگرانی شدید شده بود، اما با آغاز ترانه "توپخانه" سالن به وجد آمد و بینندگان به تشویق بازیگران پرداختند.

برتولت برشت و کورت وایل پس ازموفقیت تئاتری اپرای سه پولی به فکر ساختن فیلمی از آن افتادند. برشت در پایان سال ۱۹۳۰ طرح اولیه‌ای از آن را برای فیلم تهیه کرد.

شرکت فیلم‌سازی "نرو" امتیاز اپرای سه پولی را خرید و با سرمایه کمپانی برادران وارنر اقدام به ساخت آن با کارگردانی جورج ویلهلم پابست کرد. اما اختلاف میان برشت و وایل از طرفی و شرکت تهیه‌کننده فیلم از سوی دیگر آغاز شد و ماجرا به دادگاه کشیده شد.

اما این دعوا نتیجه‌ای برای برشت و وایل نداشت و فیلم سرانجام در نوزدهم فوریه سال ۱۹۳۱ بر پرده سینماهای برلین اکران شد و خواست تهیه‌کنندگان فیلم را که خواستار فروش فوق‌العاده آن بودند، برآورده کرد.

فیلمی متفاوت

در فیلم جدید "مکی مسر، فیلم اپرای سه پولی برشت" که از روز پنج‌شنبه ۲۲ شهریور (۱۳ سپتامبر) در سینماهای آلمان به نمایش در آمده، در کنار نمایش، چگونگی ساخت فیلم نیز بررسی می‌شود و برشت نیز یکی از عناصر این فیلم است.

در این فیلم هنرمندانی چون لارس آیدینگر، در نقش برشت، توبیاس مورتی، در نقش مکی مسر و یوآخیم کرول، در نقش پیچم نقش آفرینی می‌کنند. یواخیم لانگ، کارگردان فیلم نظرش را در باره برشت در اپرای سه پولی بیان کرده است.

یواخیم لانگ، کارگردان فیلم که رساله دکتری‌اش را از جمله در باره اپرای سه پولی نوشته، در این باره می‌گوید: «آثار برشت تحریک‌آمیز است. او منتقد اجتماعی‌ست. او می‌خواست در تئاتر انقلاب به پا کند. به نظر من برشت مهم‌ترین شاعر قرن بیستم آلمان است.»

در فیلم جدید "مکی مسر، فیلم اپرای سه پولی برشت" به این موضوع پرداخته می‌شود که سناریوی تهیه شده از طرف برشت به چه شکلی بوده و چرا کمپانی سازنده این فیلم حاضر نشده همان طرح سیاسی برشت را اجرایی کند.

بعضی از قطعات موسیقایی این اثر را که کورت وایل تهیه کرده، مثل "مرثیه مکی چاقوکش"، "آواز جنی‌ـ دزد دریایی" یا "قصیده زندگی راحت" در جهان مشهور هستند. در فیلم "مکی مسر، فیلم اپرای سه پولی برشت" ماکس رابه آهنگ "مرثیه مکی چاقوکش" را با زیبایی تمام می‌خواند و کارگردانی و طراحی رقص‌های فیلم  (کورئوگرافی) از زیبایی بسیاری برخوردارند.

.https://p.dw.com/p/34pZl

یادی از برتولت برشت، چهره برجسته ادبیات آلمان

تاریخ 13.08.2016

۱۴ اوت ۲۰۱۶ مصادف است با شصمتین سالگرد مرگ برتولت برشت. آوازه‌ى برشت به عنوان یکى از بزرگترین اندیشه‌پردازان ادبى، نمایشنامه‌نویسان و شاعران آلمانى سده‌ى بیستم تثبیت شده است.

    
برتولت برشت
برتولت برشت

برتولت برشت که نام کامل او "اویگن برتولت فریدریش برشت" است، در تاریخ دهم فوریه‌ى ۱۸۹۸ در شهر آگسبورگ آلمان زاده شد. نخستین تلاش‌هاى ادبى او به صورت شعر و نمایشنامه به سال‌هاى تحصیل در دبیرستان بازمى‌گردد. 

برشت در سال ۱۹۱۷ به تحصیل فلسفه در دانشگاه مونیخ پرداخت، اما یک ترم بعد رشته‌ى تحصیلى خود را به پزشکی تغییر داد. مدت کوتاهى پس از آن، در جریان ناآرامى‌هاى انقلاب ۱۹۱۸ آلمان، از تحصیل دست کشید و به عنوان بهیار به خدمت سربازى رفت. برشت در این ایام طرفدار جناح چپ سوسیال دمکراسى آلمان ودر شهر آگسبورگ عضو شوراى کارگران و سربازان بود.

برشت در سال ۱۹۳۱
برشت در سال ۱۹۳۱

او که هرگز تحصیلات دانشگاهى را جدى نگرفته بود، در سال ۱۹۲۱ از دانشگاه اخراج شد.

در سال‌هاى ۱۹۲۲ و ۱۹۲۳ اجراى دو نمایشنامه به نام‌هاى "بال" و "آواى طبل‌ها در شب" از او در لایپزیگ و مونیخ، با اقبال و ستایش منتقدان روبرو و باعث شهرت وى به عنوان درام‌نویس شد. 

این موفقیت براى برشت قرارداد همکارى با تئاتر مونیخ را به همراه آورد و باعث شد که او بتواند خود را یکسره وقف فعالیت ادبى و نمایشنامه‌نویسى کند.

برتولت برشت در سال ۱۹۲۴ از مونیخ به برلین رفت. در آنجا نیز در ارتباط با محافل مهم ادبى و تئاتر جمهورى وایمار قرار داشت. برشت در "تئاتر آلمان" در برلین، به عنوان نمایشنامه‌نویس و کارگردان مشغول به کار شد. او در این ایام براى دستیابى به سبک خاص خود، به تجربه‌ها و آزمایش‌هاى گوناگونى در زمینه‌ى تئاتر روى آورد.

برشت که با اندیشه‌پردازان مارکسیست و هنرمندان چپ زمانه‌ى خود در ارتباط تنگاتنگ و تبادل‌نظر بود، سرانجام به طراحى تئاتر "روایى ـ دیالکتیکى" دست زد و در همین راستا در سال ۱۹۲۸ قطعه‌ى "اپراى سه پولى" را با موسیقی کورت وایل به روى صحنه برد. این قطعه موفق‌ترین نمایشنامه تا پایان عمر جمهورى وایمار در سال ۱۹۳۳ در آلمان بود و بیش از ۲۵۰ بار بر روى صحنه رفت.

دوره آوارگی

با برآمد ناسیونال‌سوسیالیسم در آلمان، دوره‌ى آوارگى برشت نیز آغاز شد. یک شب پس از آتش‌سوزى در "رایشستاگ" که با صحنه‌سازى ناسیونال‌سوسیالیست‌ها و براى پیگرد دگراندیشان صورت گرفته بود، برشت به همراه خانواده‌اش از برلین گریخت و از طریق پراگ، وین، زوریخ و پاریس، سرانجام به دانمارک رفت.

برشت در سال ۱۹۳۰
برشت در سال ۱۹۳۰

سال‌هاى اقامت در دانمارک براى برشت، از منظر خلاقیت ادبى ایام پربارى بود.

بین سال‌هاى ۱۹۳۴ تا ۱۹۳۹ در مهاجرت اشعار، قطعات و نیز طنزهاى زیادى براى رادیوى آلمانى‌زبان "فرستنده‌ى آزادى" نوشت و همزمان جزو گردانندگان مجله‌ى "مهاجرت چپ“ بود که در مسکو منتشر مى‌شد.

با شروع جنگ جهانى دوم، برتولت برشت محل اقامت خود را به نزدیکى استکهلم منتقل کرد و در سال ۱۹۴۰ از بیم پیگرد ناچار به هلسینکى گریخت و از آنجا از طریق مسکو به کالیفرنیا در آمریکا رفت. در کالیفرنیا عمدتا بر روى قطعات بزرگ کار مى‌کرد که برخى مانند "زندگى گالیله" بعدها با همکارى هنرمند انگلیسى چارلز لافتون بر روى صحنه برده شد.

"کمیته‌ى فعالیت‌هاى ضدآمریکایى" در اکتبر ۱۹۴۷ برتولت برشت را به دلیل فعالیت‌هاى کمونیستى براى بازجویى دعوت کرد. برشت یک روز پس از آن خاک آمریکا را ترک کرد و به زوریخ رفت. 

نخست از دولت اتریش درخواست تابعیت کرد. و از آنجا که ورود به منطقه‌ى اشغالى غرب آلمان براى او ممنوع شده بود، در پاییز ۱۹۴۹ دعوت اتحادیه‌ى فرهنگى شرق آلمان را پذیرفت و در برلین شرقى ساکن شد. در آنجا تا پایان عمر خود در سال ۱۹۵۶ به کار تئاتر پرداخت. برشت در عین حال همواره موضع مستقل و انتقادى خود را نسبت به رهبران کمونیست در آلمان شرقى حفظ کرد.

بسیاری از آثار برشت به فارسی نیز ترجمه شده‌اند
بسیاری از آثار برشت به فارسی نیز ترجمه شده‌اند

نمایشنامه‌نویس و نظریه‌پرداز

آوازه‌ى جهانى برشت به عنوان نظریه‌پرداز تئاتر، شاعر ونویسنده همچنان پایدار است. حتی منقدان و مخالفانى که جهان‌نگرى او را لعن و نفرین مى‌کردند، جایگاه ادبى او را به عنوان یکى از تاثیرگذارترین نمایشنامه‌نویسان آلمانى سده‌ى بیستم به رسمیت شناخته‌اند.

برتولت برشت تئاتر "روایى ـ دیالکتیکى" خود را نقطه‌ى مقابل تئاتر بورژوایى مى‌دانست. او معتقد بود که تئاتر مى‌بایست از تماشاگر توهم‌زدایى کند و براى آگاهى محرکی باشد. رویکردهاى دراماتیک در قطعات برشت، با هدف ایجاد بصیرت در تماشاگر و ترغیب او براى ایجاد دگرگونى صورت مى‌گرفت.

برتولت برشت در سال ۱۹۵۴
برتولت برشت در سال ۱۹۵۴

زیبایى‌شناسى دراماتیک برشت ناظر بر تحولات اجتماعى به مفهوم مارکسیستى آن بود. صورت روایى نمایشنامه‌ها، تفسیر کنش‌هاى نمایشى، آوازها و توضیحات در میان پرده‌ها، همگى مى‌بایست در خدمت برانگیختن براى تحولات موردنظر قرار گیرند.

برشت شالوده‌ى نظرى تئورى درام روایى خود را از جمله در اثرى تحت عنوان «ارغنون کوچک براى تئاتر“ در سال ۱۹۴۹به رشته‌ى تحریر درآورده است.

از مهم‌ترین نمایشنامه‌هاى برشت مى‌توان به "آواى طبل‌ها در شب"، "آدم آدم است"، "اپراى سه پولى"، "عروج و سقوط شهر ماهاگونى"، "آنکه گفت آرى و آنکه گفت نه"، "تدبیر"، "مادر"، "ننه دلاور و فرزندان او"، "زندگى گالیله"، "انسان نیک سچوان"، "دایره‌ى گچى قفقازى"، "ارباب پونتیلا و نوکرش ماتى" و... اشاره کرد. 

افزون بر آن، برشت صاحب ده‌ها جلد کتاب در زمینه‌هاى نظم و نثر و نیز مقالات و نوشته‌هاى تئوریک است. نمایشنامه‌هاى برشت امروزه نیز جزو محبوب‌ترین‌ها است و در آلمان به کرات روى صحنه مى‌رود.

https://p.dw.com/p/1JeiI

نگاهی تاریخی به نمایشنامه‌های آلمانی در ایران

علی امینی

تاریخ 04.10.2011

تا آستانه انقلاب ضدسلطنتی سال ۱۳۵۷ برتولت برشت برترین چهره تئاتر آلمان در ایران بود. امروزه با گسترش مبادلات فرهنگی میان ایران و آلمان، تئاتردوستان ایرانی تصویری به مراتب متنوع‌تر از تئاتر آلمان به دست آورده‌اند.

    
default

در دوران مشروطه، روشنفکران فرهیخته ایران با فرهنگ و ادب آلمان آشنا شدند و به سنت تئاتری نیرومند آن به دیده تحسین نگاه کردند. درام‌های آلمانی از اولین آثار نمایشی بودند که به زبان فارسی ترجمه شدند.

فریدریش شیلر، نخستین شاعر و درام‌نویس آلمانی بود که اثری از او به فارسی برگشت. میرزا یوسف ‌خان اعتصام‌الملک (۱۲۵۳ – ۱۳۱۶ خورشیدی) نمایشنامه "خدعۀ عشق" اثر شیلر را از زبان فرانسوی به فارسی برگرداند و در سال ۱۲۸۶ خورشیدی در "مطبعۀ فاروس" (تهران) به‌چاپ رساند. این نمایشنامه یکی از نخستین آثار ادبی غرب بود که به زبان فارسی در آمد.

در دهه‌های بعد و با رواج نهضت ترجمه، محمدعلی جمالزاده، بزرگ علوی و عبدالحسین میکده، بیشتر آثار پراهمیت شیلر را به فارسی برگرداندند.

از تراژدی "فاوست" و سایر درام‌های معروف یوهان ولفگانگ گوته نیز ترجمه‌هایی به فارسی منتشر شد، اما اجرای قابل‌اعتنایی از این آثار صورت نگرفت. برای اجرای برخی از آثار کلاسیک آلمان، مانند "دون کارلوس" نوشته شیلر و "فاوست" اثر گوته، تلاش‌هایی صورت گرفت، اما آثاری هم‌ارج این آثار پدید نیامد.

تأثیر ادبیات نمایشی و فنون صحنه‌ای کشورهای آلمانی‌زبان در ایران بیشتر به دهه ۱۳۴۰ برمی‌گردد. در این دهه بود که برخی از آثار نمایشی آلمانی به زبان فارسی منتشر شد.

برتولت برشت
برتولت برشت

در سال ۱۳۴۱ نخستین اثر برتولت برشت به زبان فارسی منتشر شد: "در انبوه شهرها" با ترجمه‌ای نه چندان رسا از عبدالرحمن صدریه. باید گفت که برشت تا سالیان دراز، یگانه نماینده‌ی واقعی تئاتر آلمان در ایران شناخته می‌شد. تا پایان دهه ۱۳۴۰ نه تنها بسیاری از نمایشنامه‌های برشت به فارسی در آمد، بلکه مقالات و نوشته‌هایی نیز درباره شعر و تکنیک‌های تئاتری او، به نام "تئاتر اپیک" (روایتی یا حماسی) منتشر شد.

یادآوری این نکته لازم است که بیشتر مترجمان آثار برشت را از زبان‌های دیگر به فارسی برگرداندند، مانند دکتر مصطفی رحیمی که نمایشنامه‌های "ننه دلاور و فرزندان او" و "آن که گفت آری و آن که گفت نه" را از فرانسوی ترجمه کرد، عبدالرحیم احمدی "زندگی گالیله" را از انگلیسی به فارسی برگرداند. محمود اعتمادزاده (به آذین) نیز "استثنا و قاعده" را از فرانسوی به فارسی در آورد.

تأثیر تحصیل‌کردگان

رویداد دیگری که در دهه ۱۳۴۰ برای تئاتر ایران اهمیت داشت، ورود افرادی بود که با ادبیات نمایشی آلمانی تماس دست اول داشتند و با فنون صحنه‌ای تئاتر آلمانی آشنا بودند.

ایرج زهری
ایرج زهری

در این سال‌ها ایرج زهری، اسماعیل شنگله، رضا کرم رضایی و عباس مغفوریان که در آلمان یا اتریش تحصیل کرده بودند، آموخته‌های خود را به جامعه تئاتری ایران عرضه کردند. ایرج زهری در معرفی تئاتر آلمان، از گئورگ بوشنر، نمایشنامه‌نویس انقلابی اوایل قرن نوزدهم آلمان، تا پتر هاندکه، نمایشنامه‌نویس نوآور اتریشی نقشی بارز ایفا کرد.

زهری "وویتسک" و "مرگ دانتون" دو اثر مهم بوشنر را ترجمه کرد و در "انستیتو گوته تهران" به روی صحنه برد. او همچنین چند نمایشنامه کوتاه از کورت گوتز را به فارسی برگرداند که به کارگردانی رکن‌الدین خسروی برای تلویزیون اجرا شدند.

اسماعیل شنگله که با "رادیو و تلویزیون ملی ایران" همکاری داشت، به اجرای رشته‌ای از آثار نمایشی نویسندگان آلمانی دست زد. رضا کرم رضایی، بازیگر تئاتر و سینما که در سال ۱۳۸۹ درگذشت، پس از تحصیل در رشته تئاتر در مونیخ، به ایران برگشت. او به ترجمه تعدادی نمایش دست زد و برخی از آن‌ها را برای "تلویزیون ملی ایران" کارگردانی کرد.

رضا کرم رضایی چند نمایشنامه از برشت را به فارسی برگرداند، از جمله "ارباب پونتیلا و نوکرش ماتی"، "توراندخت"، "قیمت آهن چنده؟" و... او همچنین نمایشنامه "بیدرمان و آتش‌افروزان" اثر مهم ماکس فریش را ترجمه و منتشر کرد. او  چند سال بعد فرانتس کسافر کروتس را با چند نمایشنامه به تئاتری‌های ایران معرفی کرد: "کار خانگی"، "کلبه والدین" و "شخص سوم". برخی از این نمایشنامه‌ها به روی صحنه رفت.

نقش حمید سمندریان

حمید سمندریان که در اوایل دهه ۱۳۴۰ خورشیدی پس از تحصیلات تئاتر در هامبورگ به ایران برگشت، با تلاشی خستگی‌ناپذیر به معرفی تئاتر آلمانی در ایران همت گماشت.

حمید سمندریان
حمید سمندریان

او  با فنون صحنه‌ای تئاتر آلمان به خوبی آشنا بود و کوشید در کسوت مربی و استاد تئاتر، آزمون‌ها و آموزه‌های خود را به شاگردان بیشمار خود در آموزشگاه‌های هنری ایران منتقل کند. سمندریان در سال ۱۳۴۶ با ارائه اجرایی نو و به یادماندنی از "آندورا" نوشته ماکس فریش، تماشاگران ایرانی را با آخرین دستاوردهای هنر تئاتر آشنا کرد. در این اجرا سعید پورصمیمی در ایفای نقش اصلی (آندری) بازی دلنشینی عرضه کرد.

سمندریان به ویژه به آثار فریدریش دورنمات، درام‌نویس سویسی علاقه‌مند بود و بیشتر آثار او را به فارسی برگرداند و برخی از آن‌ها را روی صحنه تئاتر یا در تلویزیون اجرا کرد، مانند "هرکول و طویله اوجیاس" و "ازدواج آقای می‌سی سی‌پی".

سمندریان در سال ۱۳۵۱ با کارگردانی دو اثر از دورنمات در "تالار مولوی" (سالن نمایش وابسته به دانشگاه تهران)، هنردوستان را با شگردها و فنون مدرن تئاتری آشنا کرد. در نمایش "ملاقات بانوی سالخورده" به ویژه هنرنمایی جمیله شیخی در اجرای نقش اصلی برجسته بود. سمندریان دو سال بعد در "تالار مولوی" نمایش "بازی استریندبرگ" را کارگردانی کرد که در آن محمدعلی کشاورز بازی استادانه‌ای ارائه داد.

تئاتر مدرن

در دهه ۱۳۵۰ تئاتردوستان ایرانی رفته رفته با نمایندگان تئاتر آوانگارد آلمان آشنا شدند. در سال ۱۳۵۱ آربی اوانسیان، کارگردان نوجوی ایرانی، سه نمایش از پتر هاندکه، نمایشنامه‌نویس نوآور اتریشی را در "کارگاه نمایش" به روی صحنه برد: "دشنام به تماشاگران"، "یک قطعه برای گفتن" و "معلم من پای من". این نمایشنامه‌ها را عباس نعلبندیان از زبان انگلیسی ترجمه کرده بود.

پتر وایس
پتر وایس

از پتر وایس، نمایشنامه‌نویس آلمانی (۱۹۱۶ – ۱۹۸۲) اجرایی دیدنی از "بازجویی" به کارگردانی پرویز صیاد در تئاتر شهر به روی صحنه رفت. با این نمایش که توسط شریف لنکرانی ترجمه شده بود، تئاتردوستان با نمونه خوبی از "تئاتر مستند سیاسی" آشنا شدند.

در سال ۱۳۵۴ رجب محمدین در تالار مولوی و با امکانات دانشجویی اجرای جالبی از نمایشنامه رادیویی "برج" نوشته پتر وایس ارائه کرد. محمدین سال بعد نمایش "سانتاکروز" اثر ماکس فریش را با همان شرایط اجرا کرد.

در خرداد ۱۳۵۵ نمایشنامه "بیرون جلوی در" نوشته ولفگانگ بورشرت (۱۹۲۱ – ۱۹۴۷) به همت دانشجویان رشته هنرهای نمایشی "دانشکده هنرهای زیبا" در تالار مولوی به روی صحنه رفت. این اثر را چند سالی پیش تر هوشنگ بهشتی، احتمالا برای کار در رادیو ترجمه کرده بود.

محمد کوثر، از مدرسان تئاتر در دانشکده هنرهای زیبا، نمایشنامه "زن نیک سچوآن" را با امکاناتی درخور و با بازی سوسن فرخ‌نیا در تالار مولوی به روی صحنه برد.

در سال ۱۳۵۶ داریوش فرهنگ در "تئاتر شهر" تهران اجرایی شایسته از نمایشنامه "دیوار چین" اثر ماکس فریش ارائه داد. به ویژه نقش‌آفرینی مهدی هاشمی در این نمایش خاطره‌انگیز بود. فرهنگ سال بعد در همان تئاتر نمایشنامه "دایره گچی قفقازی" اثر برتولت برشت را به روی صحنه برد.

تب برشت در ایران

صحنه‌ای از نمایش «ننه دلاور» در ایران
صحنه‌ای از نمایش «ننه دلاور»، اثر برشت در ایران

از اوایل دهه ۱۳۵۰ با وارد شدن جامعه به فضایی ناآرام و ملتهب، آثار گوناگون برتولت برشت، با شعار تحول‌خواهی و پیام مبارزه انقلابی محبوبیت یافت. به ویژه تک‌پرده‌ای‌های "ترس و نکبت رایش سوم" به ترجمه شریف لنکرانی و "نمایش‌های آموزشی" به ترجمه فرامرز بهزاد، ده‌ها بار در تهران و شهرستان‌ها به روی صحنه رفتند.

دیگر نمایشنامه‌های برشت نیز با برداشت سیاسی و پیام پیکارجویانه، بارها و بارها اجرا شدند: "آدم آدم است"، تفنگ‌های ننه کارار"، مادر (اقتباس از رمان معروف ماکسیم گورکی)، استثنا و قاعده، تدبیر و...  

برخی از کارگردانان نامی نیز اجراهایی جالب از آثار برشت ارائه دادند که از میان آن‌ها می‌توان به چند اثر اشاره کرد: "چهره‌های سیمون ماشار" به کارگردانی سعید سلطانپور، "کله‌گردها و کله‌تیزها" به کارگردانی ناصر رحمانی‌نژاد، "محاکمه ژاندارک" به کارگردانی رکن‌الدین خسروی و...

صحنه تئاتر امروز

از زمان انقلاب ضدسلطنتی ۱۳۵۷ تئاتر تا نزدیک دو دهه کم رونق بود. سالن‌های نمایش کمابیش به تکرار اجراهای پیشین بسنده کردند. سانسور گام‌های تازه و تجارب نوجویانه را طرد می‌کرد.

در اواخر دهه ۱۳۷۰ زندگی فرهنگی جامعه متحول شد و رنگ شاداب‌تری به خود گرفت، و تئاتر نیز از این دگرگونی سهمی برد. برخی از چهره‌های تازه‌ی تئاتر مدرن آلمانی برای نخستین بار به هنردوستان ایرانی معرفی شدند. در این راستا می‌توان از هاینر مولر، توماس برنهارد و پتر تورینی نام برد.

صحنه‌ای از نمایش «ماشین هاملت»، اثر هاینر مولر در ایران
صحنه‌ای از نمایش «ماشین هاملت»، اثر هاینر مولر در ایران

از برخی نمایشنامه‌های مدرن هاینر مولر، مانند مأموریت و "ماشین هملت" چندین ترجمه منتشر شد و اجراهای گوناگونی به روی صحنه رفت.

از پتر تورینی، نمایشنامه‌نویس اتریشی دو نمایشنامه به روی صحنه رفت: نمایشنامه "آخر خط" به کارگردانی سهراب سلیمی در سال ۱۳۸۲ در تئاتر چهارسو به اجرا در آمد. نمایشنامه "بچه کشی" در سال ۱۳۸۸ در "تالار مولوی" به روی صحنه رفت. هر دو نمایشنامه را علی امینی نجفی ترجمه کرده است.

علیرضا کوشک جلالی کارگردان مقیم آلمان، در سال‌های اخیر چند اثر از کارل فالنتین، الیاس کانتی، اینگه‌بورگ باخمان را در ایران برای اجراهای تئاتری یا تلویزیونی کارگردانی کرده است.

در چارچوب "جشنواره تئاتر فجر" مبادلات تئاتری میان ایران و آلمان قوت گرفته است. در همین رابطه برخی از چهره‌های سرشناس تئاتر آلمان مانند پتر اشتاین و روبرتو چولی با آثار نمایشی خود به ایران سفر کردند و با تئاتری‌های ایران به گفت‌وگو نشستند.

علی امینی
تحریریه: جواد طالعی

https://p.dw.com/p/12lbc

ادبیات و "نمایش رادیویی"

علی امینی

تاریخ 18.10.2011

نمایش رادیویی قالبی بیانی است که با تکنولوژی نو پدید آمد. این رسانه در نخستین گام‌ها سخت به ادبیات و تئاتر وابسته بود، اما دیری نگذشت که به استقلال رسید. نویسندگان آلمانی‌زبان در این قالب هنری ده‌ها اثر برجسته آفریدند.

    
default

دستگاه رادیو که در اروپای پس از جنگ جهانی اول پدید آمد، جعبه تفریح و سرگرمی بود. در آن روزهای دور رادیو تنها موسیقی پخش می‌کرد و مردم برای شنیدن نغمه و ترانه پای رادیو می‌نشستند. لابلای موسیقی کم کم پیام و گزارش و خبر هم به رادیو وارد شد. دیری نگذشت که حرف و حدیث، به ویژه حکایت‌های شاد و قصه‌های نشاط‌انگیز هم جای خود را در رادیو باز کردند.

در آلمان به سال ۱۹۲۳ اولین ایستگاه رادیویی به طور رسمی شروع به کار کرد. در اینجا هم کار اصلی رادیو پخش موسیقی بود، اما چیزی نگذشت که رادیو در کنار خبرهای کوتاه به پخش گزارش‌های مستند از ماجراهای واقعی و حوادث روز پرداخت که در مواردی حالت نقل و روایت پیدا می‌کرد. رادیو گاهی مراسم عبادت در کلیسا را پخش می‌کرد یا از یک مسابقه ورزشی گزارش می‌داد. این طور بود که حکایت و لطیفه و داستان در رادیو رواج پیدا کرد.

افراد روشنفکر و تحصیل‌کرده رادیو را جدی گرفتند. نویسندگان و روزنامه‌نگاران به رسانه تازه روی آوردند و کوشیدند از بلندگوی آن با میلیون‌ها نفر ارتباط بگیرند. آنها از رادیو به قصه‌گویی و داستان‌خوانی پرداختند و دریافتند که می‌توان از این رسانه‌ی مدرن برای مقاصد هنری نیز بهره گرفت، اما برای رسیدن به یک بیان مؤثر و هنرمندانه به قالبی ویژه نیاز دارند، که به زودی "نمایش رادیویی" خوانده شد.


اورسن ولز در حین اجرای نمایشی رادیویی بر اساس داستان «جنگ دنیاها»

اورسن ولز در حین اجرای نمایشی رادیویی بر اساس داستان «جنگ دنیاها»


«فرود مریخی‌ها»

در طول دهه ۱۹۳۰ "نمایش رادیویی" گام‌های بلندی به پیش برداشت. رادیو در کنار سینما که دنیای خیال را به شکل تصویری ارائه می‌داد، جذاب‌ترین تفریح مردم شد. در روزگاری که هنوز تلویزیون به خانه‌ها راه نیافته بود، رادیو بیشترین تأثیر را بر مردم داشت و شنوندگان را با صداهای ریز و درشت، الحان زیر و بالا شیفته می‌کرد. در کتاب‌های تاریخ از رویدادی شگفت‌انگیز یاد شده که نشانه‌ی نفوذ و تأثیر بی‌مانند رادیو در آن سال‌های دور است.

روز ۳۰ اکتبر ۱۹۳۸ یکی از ایستگاه‌های رادیویی در نیویورک با آب و تاب خبر داد که موجوداتی از کره مریخ به زمین یورش آورده‌اند. رادیو گزارشی از فرود "مریخی‌ها" در نیوجرسی پخش کرد. چند خبرنگار از ایالت‌های دور و نزدیک نیز خبرهای مشابهی پخش کردند و مردم را در جریان جزئیات "حمله مریخی‌ها" قرار دادند.

در چند شهر ایالات متحده ولوله به پا شد. مردم هراسان از خانه‌ها بیرون ریختند و عده زیادی دیوانه‌وار از شهرها گریختند. چندین نفر به خودکشی و جنایت دست زدند. اندکی بعد مقامات توضیح دادند که این تنها نمایشی رادیویی بوده که تهیه‌کننده‌ی جوانی به نام اورسن ولز برای کمپانی بزرگCBS ساخته است.

این برنامه بر پایه‌ی داستان "جنگ دنیاها" نوشته اچ. جی. ولز تهیه شده بود. اورسن ولز، که بعدها از سینماگران بزرگ امریکا شد، توانسته بود امکانات رادیویی را به بهترین نحوی برای خلق فضایی دراماتیک به کار گیرد.

جذب نویسندگان به رادیو

با در گرفتن جنگ جهانی دوم، نغمه‌های شاد رادیو مدتی در غوغای جبهه‌های جنگ گم شد. پس از پایان جنگ رادیو زندگی از سر گرفت و به ویژه پدیده "نمایش رادیویی" با نفوذ و قدرت بیشتری وارد میدان شد، تا هم دلهره‌های زمانه را بازتاب دهد و هم در برابر رقبای نیرومندی مانند سینما و تلویزیون ایستادگی کند.

هاینریش بل (راست) و گونتر گراس

هاینریش بل (راست) و گونتر گراس



در برابر رسانه‌های تصویری سینما و تلویزیون، رادیو بر پایه کلام استوار است. احتمالا به همین خاطر بود که رادیو خیلی زود توجه و علاقه نویسندگان را جلب کرد. در آلمان از پیش از جنگ نویسندگان نامداری مانند آلفرد دوبلین، برتولت برشت و لیون فویشت‌وانگر آثاری برای رادیو خلق کرده بودند. پس از جنگ ده‌ها نویسنده و درام‌نویس به همکاری با شبکه‌های رادیویی روی آوردند که هم مخاطبان بیشتری داشتند و هم بیش از مجله و کتاب به نویسندگان دستمزد می‌پرداختند.

نمایشنامه معروف «بیرون جلوی در» نوشته ولفگانگ بورشرت، درام‌نویس جوان آلمانی، نخستین بار در سال ۱۹۴۷ از رادیو هامبورگ پخش شد. به ویژه از سال ۱۹۵۰ در آلمان و اتریش و سویس ده‌ها شاعر و نویسنده و درام‌نویس به نگارش "نمایش رادیویی" دست زدند. در این عرصه به ویژه آثار رادیویی گونتر آیش در کار خلاق و هنرمندانه با رسانه‌ی رادیو راهگشا بود. در دهه ۱۹۵۰ نویسندگان بیشماری کار برای رادیو را آزمودند، از پتر وایس و اینگه‌بورگ باخمان تا هاینریش بل و گونتر گراس.

اجزای سه‌گانه‌ی "نمایش رادیویی"

گیرنده‌ی امواج رادیویی چیزی جز صدا پخش نمی‌کند، اما این امر برخلاف تصور به هیچوجه کار ساده و آسانی نیست. در هر گفتار رادیویی معمولا سه نوع آوا به گوش می‌رسد: کلام، صدا و موسیقی، که هر کدام ویژگی‌های خود را دارد.

کلام باید فشرده و رسا و شیوا باشد و هویت گوینده را برای شنونده روشن کند. سروصدا باید کارکرد دراماتیک داشته باشد. صدای قدم‌های پا، باز شدن پنجره، شکستن گلدان، حرکت قطار و غیره را نمی‌توان به طور "طبیعی و دست نخورده" وارد نمایش کرد. این صداها باید با دستگاه‌ها و افزارهای تولیدی "بازسازی" شوند. پیشرفت فنی دستگاه‌های ضبط و پخش نقش عمده‌ای در این راستا ایفا می‌کنند. موسیقی نیز باید با کلام و صدای متن پیوند ارگانیک داشته باشد.

از "نقل" تا "اجرا"

تا پیش از تهیه‌ی درام‌های ویژه برای رادیو، نویسندگان به آزمون‌های زیادی برای "نقل" متون داستانی دست زدند، از بازخوانی سراسر یک داستان تا پخش کامل یک اجرای تئاتری. در بازخوانی یک داستان ادبی می‌توان بخش توصیف و روایت را از بخش گفتارها جدا کرد و گفتارهای هر نقش را به یک گوینده سپرد. به این ترتیب داستان ظاهرا به صورتی زنده و پرروح ارائه می‌شود، اما تمام ظرافت و زیبایی آن از بین می‌رود. از سوی دیگر پخش یک اجرای تئاتری از رادیو برای بیشتر شنوندگان غیرقابل تحمل است.

شنیدن رادیو، سرگرمی‌ای برای تمام خانواده

شنیدن رادیو، سرگرمی‌ای برای تمام خانواده

پس از تلاش‌ها و آزمون‌های فراوان، نویسندگان پی بردند که برای بهره‌گیری درست و مؤثر از رادیو، باید مقتضیات و الزامات آن را درک کنند و طبق خودویژگی‌های رسانه دست به آفرینش بزنند. در این رهگذر رادیو البته می‌تواند از تئاتر یا سینما بسیار چیزها بیاموزد، اما برای نقل یک داستان به شیوه‌ای هنرمندانه به متن خاص خود نیاز دارد.

ر‌ادیو، رسانه‌ای مستقل

رادیو به ظاهر نزدیکی‌های زیادی با تئاتر دارد، زیرا هر دو با کلام یا گفتار شکل می‌گیرند که میان نقش‌ها رد و بدل می‌شود؛ اما در عمل به زودی روشن می‌شود که میان تئاتر و رادیو تفاوت‌های چشمگیری وجود دارد. مهمترین علت آن است که تئاتر در صحنه‌ای حقیقی و مشخص شکل می‌گیرد، در حالیکه رادیو یکسره به صدا تعلق دارد. در رادیو تمام شگردهای "صحنه‌ای" تئاتر باید به فنون "آوایی" تبدیل شوند.

در نمایش رادیویی با محیط واقعی، آن گونه که در تئاتر به شکل حقیقی یا در سینما به صورت بازنمایی تصویری وجود دارد، سروکار نداریم. در رادیو همه چیز از جنس صداست که در ذات خود تجریدی و نامشخص است. در اینجا "واقعیت" مجازی و خیالی است. هر یک از میلیون‌ها شنونده‌ی رادیو، در ذهن خود دنیایی جداگانه می‌سازد.

تماشاگر تئاتر در سالن می‌نشیند و از کنار به صحنه نگاه می‌کند، اما شنونده‌ی رادیو در وسط ماجرا قرار دارد. او در جایگاه میکروفنی است که در برابر هر صدایی حساس است و آن را ضبط می‌کند. اگر هر صدایی به شکل درست ساخته و پرداخته نشود، شنونده نه تنها لذت نمی‌برد که با عصبانیت رادیو را خاموش می‌کند.

در تئاتر حتی وقتی که چشم خود را ببندیم، صداها طبیعی باقی می‌مانند. گوش ما قادر است، دوری و نزدیکی، موقعیت و جهت هر صدا یا آوایی را تشخیص دهد. اما در رادیو هیچ چیز "طبیعی" نیست. کیفیت و شدت صدا، با قد و قواره‌ی آدم‌ها یا دور و نزدیکی آنها تعیین نمی‌شود، بلکه با دستگاه ضبط و امکانات فنی تنظیم می‌شود. در رادیو ژست و حالت از بین می‌رود؛ هر صدایی ساختگی و "ماشینی" است. همه چیز باید به دقت و به گونه‌ای "بازسازی" شود که طبیعی بنماید.

آواهای گوناگون، از کلام انسانی تا سروصدا و موسیقی، تنها واحدهای تکنیکی هستند که به کمک ابزارهای فنی "تولید" می‌شوند. آنها هیچ ارزشی ندارند، مگر آن که در ترکیبی هوشمندانه و هماهنگ در قالب یک "اثر رادیویی" کنار هم قرار گیرند.

امکانات بی‌کران 

Deutschland Radio Rundfunk Telefunken

رادیو برخلاف هنرهای ترکیبی مانند سینما و تئاتر، رسانه‌ای "تک پایه" است، زیرا تنها به صدا تکیه دارد؛ تا حدی مانند متن ادبی که تنها بر زبان متکی است. نمایش رادیویی تنها صدا را در اختیار دارد، و با صداست که باید هم خود را تعریف کند و هم محیط خود را بشناساند تا بتواند داستان خود را پیش ببرد.

"نمایش رادیویی" از صدا جان می‌گیرد و با صدا زندگی می‌کند. با صدای پا، سرفه، تیر و موج است که "زندگی" شروع می‌شود، و همین که سکوت بیاید، اثر رادیویی "تمام" می‌شود. در نمایش رادیویی همه چیز، حتی سکوت، باید "صدا" داشته باشد و شنیده شود تا بتواند وجود داشته باشد.

گفته شد که دنیای رادیو مجازی است و تنها با نیروی تخیل شکل می‌گیرد. از اینجاست که نمایش رادیویی از مناسبات زمانی و مکانی آزاد است. توالی و تداوم زمانی که تمام انواع روایت به آن وابسته است در رادیو از بین می‌رود. مکان نیز در رادیو سیال و بی‌کران است و هیچ جای ثابتی ندارد.

در رادیو مرز عینی و ذهنی فرو می‌ریزد؛ فاصله میان دنیای برون و درون از بین می‌رود. وقتی صدای کسی را می‌شنویم، روشن نیست که او با خود حرف می‌زند یا با دیگران. آنچه می‌شنویم گفته‌ی اوست یا گفتار درونی او. صدا می‌تواند از آن یک فرشته یا یک انسان باشد، یا حتی از آن سگی از دنیای افسانه. گوینده می‌تواند در اتاق خانه‌ای باشد یا اعماق دریاها، و یا در ستاره‌ای دوردست در کهکشان.

قدرت نمایش رادیویی از غلبه بر این "كمبودها" و چیرگی بر امکانات بی‌کرانی است که نیروی خیال را آزادتر از هر رسانه‌ای به پرواز در می‌آورد. آنجا که می‌تواند در این دنیای بی در و پیکر، فضایی ملموس، زنده و پرتحرک خلق کند و بر احساسات و عواطف شنونده تأثیر بگذارد.

در دهه ۱۹۶۰ بسیاری از نویسندگان با خلق رشته‌ای از نمایش‌های رادیویی به زبان آلمانی، به این قالب هنری جایگاهی شایسته بخشیدند. نویسندگانی مانند گونتر آیش، پتر وایس، ولفگانگ هیلدس‌هایمر، ولفگانگ وایراوخ، پتر هیرش، فریدریش دورنمات، ماکس فریش، هاینریش بل و گونتر گراس صدها نمایش رادیویی نوشتند که همچنان خوانده و شنیده می‌شوند.

در روزگار ما و به ویژه با گسترش شبکه‌های متنوع تلویزیونی، بی‌تردید از جذابیت رادیو کاسته شده است، اما ژانر "نمایش رادیویی" هنوز علاقه‌مندان فراوان دارد و بسیاری از نویسندگان آلمانی همچنان به ژانر محبوب خود وفادار مانده‌اند.

https://p.dw.com/p/12ssf
رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست