دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید
تماس سردبیر: perslit@gmail.com   نویساد و ارسال مطلب: info@perslit.com بایگانی پیوندکده بیانیه ها و برنامه ها سیاسی کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر

ashik

بایاتیلار
از گنجینه ادبیات عامیانه آذربایجان 1
محمد علی فرزانه*


دو بیتی های بومی ادبیات شفاهی آذربایجان که در اکناف این دیار با نام بایاتی شهرت دارد یکی از رایجترین انواع منظوم ادبیات عامیانه این سرزمین است .
بایاتیها از نظر انسجام شکل ، وسعت مضمون ، ترنم موسیقی و تموج ذوق و احساس در ردیف جذابترین و شورانگیزترین آثار بدیع فولکلوریک جای می گیرند.این نغمات نغز و دلکش که از زندگی و عواطف و رازها و نیازهای مردم ساده و پاکدل مایه می پذیرند و در قالب الفاظی روان و بی تکلف جای می گیرند،از چنان لطف و خلوص و صفا و صراحتی برخوردارند که بخصوص وقتی با آهنگ ویژه خود و با نوائی گیرا خوانده شوند، عنان از کف دل می ربایند و سرشک بر چهره احساس می افشانند.
ارادت و اعتقاد مردم ساده ی صحرا و شهر و روستا به این آثار موزون و دلفریب تا بدان پایه است که بایاتی ها را حسب حال و آیینه سرنوشت نمای خویش می پندارند و بهنگام ملال و سرگشتگی و حرمان برآن توسل می جویند و بعنوان تفال از آن مدد و مراد می طلبند.
******
عنوان بایاتی ها به احتمال زیاد از نام «بیات»یا«بایات» ماخوذ است.بایات ها از جمله قبائل متعددی بودند که در دورانهای کوچ و اوتراق به آذربایجان آمده و در آنجا سکنی گرفته اند و بعد در ترکیب مردم این دیار مستهلک گشته اند .
حدس انتساب «بایاتی» به بایاتها وقتی قریب به یقین می شود که در موسیقی فولکلوریک آذربایجان نیز به نواهائی از قبیل افشاری و گرایلی بر می خوریم که عنوان آنها نیز از نام قبایل و اقوام گرفته شده است.
بطوریکه از منابع و قراین بر می آید ، بایاتها از موسیقی و ادبیات غنی سرشاری برخوردار بوده اند که پس از کوچ و اسکان در این ناحیه ، به مقیاس وسیعی شیوع یافته و در موسیقی و ادبیات عامیانه نواحی همجوار تاثیر گذاشته است و ما نشانه این تاثیر را در موارد زیاد و از آن جمله بصورت ترادف کلمه بایات با نام برخی از دستگاههای آواز ایرانی و نیز بصورت دستگاه آواز مستقلی به نام «بیاتی» در ترکیه مشاهده می کنیم.
نمونه های اولیه بایاتی ها مسلما در آغاز امر به وسیله شعراء و نوازندگانی که در ادبیات و موسیقی عامیانه ی آذربایجان به نام «عاشق» {آشیق}اشتهار دارند، بسلک نظم در آمده است.
در جریان قرن ده الی سیزده هجری ، ما به شعرا و نغمه پردازانی مانند امانی، عزیزی،ساری آشیق،صالح، مجروح،معصوم،بیکس،واقف،سالک،ذاکر و دیگران بر می خوریم که نمونه های دست اول بایاتی های آنان در جنگها و دست نویسهای مربوط به ادوار فوق به جای مانده است.
سرایندگان مذکور ،در ضمن سرودن نغمات و نواهای مختلف که معمولا به همراه ساز اجرا می شده ، بایاتی نیز گفته اند و بخصوص بایاتی های عزیزی و ساری آشیق در میان مردم دهان به دهان گشته و رواج عامه یافته است.
ولی بایاتی هایی که اکنون به مقیاس وسیع در میان مردم رواج دارند ، خواه احتمال شناختن سراینده و مصنف آنها در میان باشد ،یا نه ، تعلق به عامه دارند.
زیرا خلق در طول نسلها آنها را سینه به سینه بازگو کرده ، آنچه را که به زبان ذوق و سلیقه خود بیگانه دیده ، به یک سو نهاده و به اقتضای احساس و خواسته های عاطفی خود در آن دگرگونیها داده و به این ترتیب سکه فردی را از روی انها زدوده و به تملک گنجینه فولکلوریک عامه در آورده است.
******
بایاتی ها از نظر غالب شعری ، از انواع دیگر ادبیات منظومه شفاهی متمایز می گردند.وضع بایاتیها مانند انواع اصیل دیگرادبیات منظوم شفاهی آذربایجان بر اساس وزن هجائی (سیلابیک) استوار است.
بایاتی از چهار مصرع ترکیب می شود که در آن ، مانند رباعی سه مصرع 1و2و4 هم قافیه و مصرع سوم آن ازاد است.
از نظر افاده معنی و منظور، مصرعهای اول و دوم در آمد دو مصرع سوم و چهارم محسوب می شوند و منظور اصلی نیز در دو مصرع آخر مطرح می گردد:
عزیزیم ، گول الللر،
اغ بیلکلر ،گول الللر،
دریاجا عقلین اولسا ،
یوخسول اولسان گولللر.
آپاردی چایلار منی ،
هفته لر ، ایلار منی ،
یوکوم قورقوشوم یوکی،
یوردو بو تایلار منی.
در این بایاتی ها دو مصرع اول در آمد و برداشتی است که به منظور بیان اندیشه و احساس مندرج در دو مصرع آخر طرح شده است.
بنابراین ، وظیفه دو مصرع اول ایجاد زمینه موافق برای بیان و انشاد دو مصرع بعدی است.مصرعهای اول و دوم معمولا با یک وصف طبیعت و یا وصف حال و بطورکلی با توصیفی مشهود و قابل لمس اغاز می شود و زمینه را برای طرح یک واقعیت ، بدانسان که برای گوینده مطرح است فراهم می سازد.
این خصوصیت، یکی از جنبه های متمایز نوع بایاتی بوده و موجب ان می گردد که دو مصرع اول چون فی البدیهه و به قصد ترادف عنوان می شوند، در دو یا چند بایاتی همشکل و متقارن باشند.
ولی مصراعای سوم و چهارم مضامین و معانی متغایر و مستقل از هم پیدا کنند :
من عاشیقام هر آیلار
هر اولدوزلار ،هر آیلار
بوردا بیر گول بیتیبدی،
سوسوزوندان هارایلار.
من عاشیقام هر آیلار،
هر اولدوزلار هر آیلار،
باشیم جلاد الینده ،
دیلیم سنی هارایلار.
******
بایاتی ها از نظر وزن همیشه هفت هجائی هستند ولی از لحاظ وجود تقطیع در مصراعها یکسان نیستند .
یک عده از بایاتیها بدون تقطیع هستند.بعضی دیگر بصورت 3+4و برخی به شکل 4+3 تقطیع می شوند.دریک عده بایاتیها ترتیب تقطیع در مصرعها نیز به هم می خورد و پس و پیش می شودولی این تغییر محل تقطیع ، هیچ گونه سکته ای بر روانی و سلاست ان وارد نمی سازد.
از جنبه های بدیعی و لفظی متمایز بایاتیها ، روانی و انسجام خاص انها است.
بایاتی ها رنگ امیزی و زیبائی های شگفت زبان خلق را بطور وسیع در خود جای می دهند.قالیهای کوتاه و روان و منسجم این نغمات احساس انگیز ،از هر نوع عبارت پردازی و تصنع برکنار بوده و در عین سادگی ، خوش رنگترین بدایع لفظی را از تعبیر و تشبیه و کنایه و استعاره و مجاز در بافت خود نقش می زنند.
کمی دقت در بایاتی ها زیر که بر حسب تصادف از ردیف صدها بایاتی نقل می شود، می تواند چشم اندازی از این بدایع را در دیدگاه ذوق و احساس نمایان سازد:
قاشلارین قیبله گاهدی،
قیبله دئسم گوناهدی،
داغلارا دومان چوکسه،
اوداغ من چکن آهدی.
عاشیق سوزون گیزله در،
سوزون دوزون گیزله در،
سن چمنه چیخاندا ،
لاله اوزون گیزله در.
گوزلرین خومار ایندی،
یاش توکر یومار ایندی،
توک زولفون سینن اوسته،
گورن نار اومار ایندی.
آچیلارام گول کیمی،
اوخورام بولبول کیمی،
گویولومه دگن اولسا،
ساراللام سونبول کیمی.
یکی دیگر از زیبائیهای لفظی بایاتیها به کار رفتن ظریف و ماهرانه جناس در این نوع شعر شفاهی است:
من عاشیق گول آنباری،
گول اکدیم،گول انباری،
هیجران قوماز گوز آچام،
درد قویماز گولم باری>
من عاشیق باشدان یارا ،
آرتیبدیر باشدان یارا،
منی حسرت یاراتدی،
یاردان باشدان یارا.
******
بایاتی از نقطه نظر محتوی و مضمون ، از یک سو مظهر و ایینه زلال عشق و آرزو و امید و رنج و شادی و از سوی دیگر کتاب ناگشوده معتقدات و اداب و رسوم و خصایل و خلق و خوی قومی انسانهای ساده و پاکدل در طول نسلها و قرنها است.
نقش فائق و چشمگیر ذوق و احساس انسانی در ابداع و حراست این اثار ، برای آن عده از افراد که آثار فولکلوریک را صرفا محصول فانتزی و عوالم رویایی و خیال پردازی عامه می پندارند ، در مورد بایاتی ها نیز این توهم را ایجاد کرده است که این نوع ادبیات عامیانه را نیز تراوش ذهنیات خلق به تصور آورند و محتوی و مضمون مندرج در آنها را عوالمی دور از تاثیر و جاذبه زندگی عینی قلمداد کنند.
در صورتیکه بایک بررسی سطحی مسلم می گردد که این آثار نغز و پرسوز ، قبل از هرچیز ، از زندگی پر نشیب و فراز مردم مایه گرفته است.
مسلما جنبه غنائی بایاتی ها ، طرح مضامین عشقی و شور و حال را در آنها در درجه اول قرار می دهد .
با این حال قالب بایاتی ، اولا در پذیرش و ترنم مسائل و موارد مختلف و همه جانبه و ذوق و اندیشه ی عامه از این حدود مرسوم فراتر می رود و مضامین گوناگونی را در ادبیات کوتاه خود بازگو می کند و ثانیا در بایاتی ها عاشقانه هم که سرچشمه ان ظاهرا عشق و شوریدگی و دلبری و دلباختگی است ، نشانه های برجسته زندگی عینی خلق نمودار است. مطلب این جا است که در همین بایاتی های عاشقانه ، جنبه حزن و نامرادی و حسرت و درد و فغان برجنبه نشاط و شادی تفوق دارد.
چقدر نابجا خواهد بود اگر چنین به تصور آید که این چیزی مربوط به عوالم ذهنی و رویایی سرآیندگان و پردازندگان این آثار بدیع است.
این گرایش ذوق و احساس ، در درجه اول انعکاس طبیعی و اجتناب ناپذیر زندگی دشوار و پرسوز و گدازی است که انسان در گذشته با سرنوشت خود بر آن بسته بوده است.
در دورانی که جان و تن انسانی در زیر یوغ تعدی و ستم و بی عدالتی های اجتماعی منکوب می شد و نشاط و خنده در لبها می خشکید و عشق و امید وآرزو به جای شکفتن و ثمر دادن به صخره های ناکامی و نابسامانیها می خورد و موجی از دلهره و شکوه و رنج در دل و روح انسان بر می انگیخت هر یک از اینها مجوزی بود که انسان از درد و رنج بنالد و بگوید:
آغلارام آغلار کیمی،
دردیم وار داغلار کیمی،
خزان اولدوق توکولدوق،
وئرانا باغلار کیمی.
دومانلی داغلار گویلوم،
نیسکیللی باغلار گویلوم،
نه آچیلار،نه گولر،
همیشه آغلار گویلوم.
موسیقی غم انگیز و سوزناکی که در میان کلمات ساده این دو بیتی ها موج می زند ، حسب حال و ترنمات قلب و احساس انسان شور بخت ،حسرت کشیده و محنت دیده ای است که در طول نسلها و قرنها ناکامیها و نا مرادیهایش فزونتر از کامیابیها بوده است.
سرزمین اذربایجان به اقتضای موقعیت جغرافیایی خاص و مواهب طبیعی سرشار خود ، قرنها مورد هجوم مهاجمان و عرصه تاخت و تاز یغما گران بوده است.
این یورشها و تاراجهای زندگی و آرامش مردم بی پناه را در هم ریخته و چه بسا انان را به ترک یار و دیار خویش ناگزیر ساخته است و تعداد کثیری از آنان را مانند بردگان زرخرید به نقاط دور دست و غربت رانده است.
دوری از وطن و احساس غربت و شمه ای از این ناگواریها و نابسامانیها مضمون و مایه یک رشته دیگر از بایاتی ها گشته است:
غوربته دوشدو یولوم،
دوشمن آلیب ساغ- سولوم،
ائلدن آیری دوشه لی،
بو خوولانیبدی قولوم.
من عاشیق آه و زاردا،
جانیم درتده آزاردا،
او گوندن کی قول اولدوم،
ساتیلیدم هر بازاردا .
در این بایاتی ها، هیجانات قلب پردردی را که در شرایط غربت دچار خفت و خواری و اسارت و بردگی گشته می توان لمس کرد.
انسانی که با تارهای جسم و جانش به زادگاه و موطن خود پیوند دارد وقتی به اجبار از آن دور افتد همیشه با اشتیاق و خاطره وطن خواهد زیست و حتی دریوزگی در وطن را بر بی نیازی در دیار غربت ترجیح خواهد داد:
عزیزیم وطن یاخچی،
کوینکی کتان یاخچی،
غوربت یئر جنت اولسا،
یئنه ده وطن یاخچی.
عزیزیم دیلن گز،
باغدا گوله دیلن گز،
غوربتده خان اولونجا،
وطنینده دیلن گز.
دردی جانکاه از این همه حسرت و ناکامی و شوربختی بر روح و احساس انسان سرازیر می شود و به ساز و نغمه او آهنگی سوزناک و ترنمی حزن آلود می بخشد:
فلکین داد الیندن،
اولمادیم شاد الیندن،
یامان یئرده ییخیلیدم،
توتمادی یاد الیمدن.
سو تک آرخا دولاندیم،
ساپ تک چارخا دولاندیم،
ظالیم فلک الیندن،
قورخا -قورخا دولاندیم.
باهاسیز داشدی دونیا،
چوروک آغاجدی دونیا،
کیمه دئییم دردیمی ،
بوتون قان یاشدی دونیا.
******
تنوع و رنگارنگی مضمون ، یکی از جنبه های برجسته بایاتی ها است. ازمیان انواع قالبهای گوناگون ادبیات منظوم عامیانه ، نوع بایاتی در احاطه و ترنم مسائل و حقایق مختلف زندگی خلق متمایز است.
جنبه تنوع مضمون در نوع بایاتی به قدری نمایان است که برخی از گرد آورندگان و مصنفین بایاتی ها ، اساس کار خود را بر تقسیم بندی انها از نظر محتوی و مضمون قرار می دهند و بایاتی ها را در سر فصلهای معنی مانند:
بایاتی ها عاشقانه و وصف حال ، زندگی خانوادگی،رنج و نارضایی،فراق و انتظار ، صداقت و مردانگی، پند و حکمت، معتقدات و پندارها و از این قبیل تدوین می کنند.همین گوناگونی بایاتی ها از نظر محتوا موکد دیگری است بر اینکه سرچشمه جوشان بایاتی ها زندگی است.زنگی خلق با تمام گوشه ها و سایه روشنها و نشیب وفرازهای آن .
سیر و گشت در گلزار رنگارنگ و دامن گستر بایاتی ها ما را با مضامین و اندیشه ها و احساسهایی از همه نوع روبرو می سازد.
در اینجا ما از یک طرف با مضامینی از نوع بایاتی زیر برخورد می کنیم که نشان پندارها و اوهام دنیای کهن در ان عیان است و انسان برای احتراز از بیماریها و چشم زخم ، به معجزه گیاهان توسل می جوید:
اوز ه رلیک سن هاواسان،
هر بیردرده داواسان،
درد قاپیدان گلنده،
سن باجادان قووارسان.
و از طرف دیگر با مضامین واقع بینانه ای از نوع بایاتی زیر روبرو می شویم که در آن نقطه نظر فلسفی عامه نسبت به طبیعت و زندگی انعکاس یافته است:
عاشیقین هاراییندان،
ائل یاتماز هاراییندان،
گونده بیر کرپیچ دوشور،
عومورومون ساراییندان .
قالب بایاتی ها در یک جا مضمون لالائی های مادران را به خود می پذیرد و از محبتهای زلال و نوازشگرانه مادر در باره فرزند لبریز می شود:
لای- لای دئدیم یاتاسان،
قیزیل گوله باتاسان،
قیزیل گولون ایچینده،
شیرین یوخو تاپاسان.
لا- لای بئشیگیم لا- لای،
ائویم- ائشیگیم لا- لای،
سن یات شیرین یوخودا،
چکیم کئشیگین لا- لای.
و در جائی دیگر احساس ستایش آمیز انسان ساده ی روستا و صحرا را درباره حیوانات اهلی بازگو می کند:
ننه م ،او نازلی قویون،
قرقاوول گوزلو قویون،
پنیری کسمه- کسمه ،
قاتیقی اوزلی قویون.
ننه م، او خاللی گئچی،
ممه سی باللی گئچی،
اوجا قایا باشیندا،
توتوبدی یاللی گئچی.
******
در میان بایاتی هایی که مضمون غنائی دارند بایاتی های عاشقانه جای وسیعی را به خود اختصاص می دهند.
عشقی که در بایاتی ها جان می گیرد و بارور می شود عشق موهوم آسمانی و افسانه ای نیست، عشقی است قابل لمس که از راز بقای حیات سرچشمه می گیرد و با احساس جمال پرستی انسان آبیاری می شود و آنگاه دل حساس و نقش پذیر سرآینده به ستایشگر سودا زده و بی پروا ی جمال و زیبایی مبدل می کند:
عاشیق سوزگون گوزلریم،
غمدن اوزگون گوزلریم،
گوزلدن دویا بیلمز،
باخسا یوز گون گوزلریم.
باغلاریندا اوزوم وار،
گئتمه دایان سوزوم وار،
گوزلریندن قورخورام،
قاشلاریندا گوزوم وار.
ولی حتی در این وادی بی قراری و بی پروائی انسان ساده همه دل و احساس خود را نمی بازد و انجا که زیبائی صورت و پاکی سیرت در برابر هم قرار گیرند دومی را بر اولی برتر می شمارد:
آغ آلما،قیزیل آلما،
نیمچه یه دوزول آلما ،
چیرکین آل نجیب اولسون،
بد اصیل گوزل آلما.
یکی از مسائل اجتماعی و انسانی مهمی که تقریبا در قسمت عمده نمونه ادبیات عامیانه اذربایجان و از جمله بایاتی ها بطور فراوان و جاندار از ان سخن می رود ستایش از خصایل مردانگی و صداقت و وفاداری و نفرت و انزجار از جبن و ریاکاری و نامردی است.احساس متضاد انسان در برابر این عواالم مثبت و منفی اجتماعی قبل از هر چیز نمودار ان است که انسان ساده در مکنون دل در فراخنای زاندگی پاسدار خصایل نیک و خصم آشتی ناپذیر زشتیها است.
عزیزیم کاساد اولماز،
مرد الی کاساد اولماز،
یوز نامردین چوره یین،
دوغراسان کاسا دولماز.
من عاشیق دالداسینا،
مرد ایگیت دالداسینا،
نامرد آصلان اولسادا،
سیغینما دالداسینا.
عزیزیم آی اوتانماز،
گون دوغار آی اوتانماز،
پیسین پیس عمللرین،
اوزونه سای، اوتانماز.
در یک رشته ار بایاتیها نظریات انتقادی و طنز آلود عامه در باره بی عدالتی ها و عدم توازن اجتماعی باز گو می شود.
این نوع بایاتی ها که از نظر محتوی شباهت زیادی به حکم و امثال عامه پیدا می کنند روح اعتراض خلق را با نازک اندیشی و نکته سنجی بسیار و به سبکی طنز آمیز نمودار می سازند.
عاشیق گلیر سازی وار،
غمزه سی وار نازی وار،
هر باهارین بیر قیشی،
هر قیشین بیر یازی وار.
ای زامانا، زامانا،
اوخو قویدون کامانا،
ائششکلر آرپا یئییر،
آت حسرتدور سامانا.
خصلت آهنگدار و موزون بایاتیها امکان می هد که خلق قسمت عمده ترانه ها و نغمات عامیانه را از میان بایاتیها برگزیند و یا ترانه ها و نغمه های جدید را در شکل و قالب بایاتی بپروراند.
از این نظر بایاتیها راه بس نزدیکی با موسیقی فولکولوریک پیدا می کنند.
البته هنگام اجرای بایاتی ، سراینده برحسب مضمون و آهنگ بایاتی و به اقتضای ذوق و قریحه خویش ان را با تغییرات و اضافاتی همراه می سازد و از آن جمله به اول و وسط و اخرانها اضافات و برگردانهایی ازنوع «من عاشق!»،«آی آمان!»،«عزیزیم آبالام!»،«آ ننه م قوربان!»،«آی داد بی داد!» و از این قبیل می افزاید.
******
در زمینه جمع آوری و تدوین بایاتیها و تحلیل و بررسی آنها از نقطه نظر های مختلف تاکنون در ایران کوشش موثری بکار نرفته است و آنچه تا بحال منتشر شده قسمتهایی بصورت پراکنده در صفحات روزنامه ها و مجلات بوده است.
در خارج از ایران اهتمام بیشتر و جدی تری بر این کار مصروف گشته و مجموعه های مشروح و مستقلی از این بایاتیها تدوین و منتشر گردیده است.
در مجموعه حاضر که تقدیم خوانندگان و علاقمندان عزیز می گردد مبنای اصلی کار بر متونی قرار دارد که نگارنده از دیر باز در زمینه تدوین ادبیات شفاهی عامیانه آذربایجان به گرد اوری آن اهتمام داشته است.
البته آنچه که در یک دوره ی کمابیش طولانی از این رهگذر فراهم آمده حتی الامکان با منابع و آثار چاپ شده از ادبیات شفاهی اذربایجان - مسلما تا آنجا که امکان دسترسی به انها وجود داشته - و همچنین با ره اوردها و دست چین های برخی از دوستنان و علاقمندا به ادبیات خلق که حاصل کار خود را بی دریغ در اختیار نگانده گذاشته اند تطبیق و تلفیق شده است.
ابتدا نظر بر این بود که حاصل کوشش در یک مجموعه واحد گرد اید ولی چون این نظر بعلت کثرت تنوع متون دشوار و غیر ممکن جلوه کرد ناگزیر این اندیشه پیش امد که آنها را بصورت مجموعه ای جداگانه و مستقل اماده گرداند و قرعه فال نخست بنام بایاتیها اصابت کرد.
خواست و آرزوی نگارنده این بود که دفتر حاضر و دفاتر دیگری که در صورت توفیق از مجموعه متون ادبیات عامیانه اذربایجان منتشر می گردد بصورت متدیک و مطابق اصول و شیوه های علمی تدوین فولکور انتشار یابد.
از جمله اینکه در نگارش متون از الفبای صوتی استفاده شود.زیرا نارسائی الفبای موجود فارسی در نگارش زبان آذربایجانی بر همگان روشن است.
ولی رعایت این جهات فعلا بعلل فنی مقدور نبود و بنابراین مجموعه حاضر بصورتی که مشهود است شیرازه بندی می شود.
امید است بتوان در مجموعه ها و دفاتر دیگر و در چاپهای بعدی به این کمال مطلوب نزدیک شد.
تهران- آذرماه چهل و سه
م.ع. فرزانه
* اوخودوغونوز یازی ، رحمتلیک اوستاد دوکتور م.ع. فرزانه نین بایاتی لار کیتابی نا یازدیغی اؤن سوز دور.
بو کیتاب 1369 – نجو ایلده 3000 تیراژ ایله نشر منظومه توسسوطو ایله یاییلیبدیر.بو یازی یئنیدن حاضیرلاناراق آذربایجان فرزانه سی نین روحونا سونولور.
فرزاد صمدلی
30/10/1384

 

 

بايات بويو ، « بايات » سؤزو ، باياتيلار
Urmu
بايات بويو ، « بايات » سؤزو ، باياتيلار
آيدين قاسم اف
اورتا عصر تاريخچيلري اؤز عصــــرلرينده بوگونكو بشرين نوح عليه السـلام اولادلاري اولدوغو فيكرينده بيرلشمكده ديرلر . توفاندا نوح گمي سينده نوحون حام ، سام ، يافئـس آدلي اوچ اوغلو وارميش . يافئسين سككيـز اوغلو وارميش . بؤيوك اوغلونون آدي تـورك ايميش . توركون اوغلو توتوقدور . توتوقدان سونرا اوغلو ايلجه خان و نوه لــــري ديـب ياقوت خان ، قويوق خان و آلينچا خان حؤكمدارليق ائتميشلر . بهادر خان « شجره تركمه » اثرينده گؤستريركي ، « آلينجا خانين تاتار و مغول آدلي ايكي اكيز اوغلو وارميش . قوجالار كن اؤلكه سيني ايكي اوغلو آراسيندا بؤلوشدورموش و ايكي قارداش اوزون ايلـلر دوستجاسينا ياشاميشلار » ( 48 ، 9 ) .
آلينجا خانين نوه سي قاراخانين اوغـــوز آدلي اوغلو وارميش . اوغوزخـان حاقــقينـــدا منبعلرده معلومات چوخدور . اونــون حاقـــقيندا بيــر چوخ روايتلـــر سؤيله نميشدير . مشهورلاريندان بيري بئله دير كي ، گويا اوغوز خانين بير ياشي اولاندا آتــــاسي قاراخان بوتون اؤلكه سينه گؤنده ريب اهاليني ييغاراق بؤيوك ضيافت وئرميش و دئمــيشديــر :
« اوغلوم بير ياشينا گلدي ، اونا نه آد قوياجاقسينيز ؟ » بُيلَر جواب وئرمه دن چوجــــوق اؤزو سؤيله ييب : « منيم آديم اوغوزدور » .
اوغوزخان آتاسينين يئرينه خان اولونجا شرقه و غربه يوروش ائده رك خراسان ، عـراق ، سوريه ، آذربايجان ، ائرمنستان و مصرده مسكن سالديغي دا روايت ائديلمكده دير . يــئنه اوغوزخان گويا سوريه ده اولار كــن بير نفري چاغيرميش ،بيــر قيزيل يايــي شرقــده ، اوچ قيـــزيل اوخو غربده گيزلتمه يي اونا تاپشيرمـيش و اوچ بؤيــــوك اوغـلونــــــو ( گون خان ، آي خان و اولدوز خاني ) شرقه و اوچ كيچيك اوغلونو ( منگلي خان ، داغ خان و دنيز خاني) ايسه غربه گؤنده ره رك اونلاري تاپماسيـــــني تاپشيرميشديـر . قاييدار كن بؤيوك قارداشلار قيزيل يايي كيچيكلر ايسه اوچ قيزيل اوخو تاپيب گتيرميشـلـــر . اوغوز خان اونلاري بؤلوشدورمه يي اور ائدينجه بؤيوكلر يايي اؤچ يئره بؤلوب پايلاميشلار . اوغوز خان بونلارا « بوز اوخ » اوچ اوخو پايلاشانلارا ايسه « اوچ اوخ »آديني وئرميشدير.
حاكميتي ده « بوز اوخ » لارا تاپشيرميش ، « اوچ اوخ » لارينسا اونلارا تابع اولماسيني امر ائتميشدير . بايات گون خانين اوغلو اولماقلا اوغوزلارين حاكم صنفيني تشكيــل ائـــده ن
« بوز اوخ » لاردان ساييلير . آسيانين گئنيش اؤلكه لريندن آذربايجانا ، آنادولويا ، عراقا ، و’لگابويلارينا قدر ايزلري گؤرونن باياتلارين تاريخي وارليغيني آراياراق ، اونلاريــــــن هارادا ، نه زامان ياشاديقلاريني آچيقلاماق ، بو گئنيش اؤلكه لرده اونلارين مادي و معنوي وارليغيني آزدا اولسا آنلاتماغا چاليشاجاغيق .
الده اولان قايناقلارا گؤره ، ايندي كي بير چوخ تورك خالقلاري نين كؤكـــو اوغــــوزلارلا باغليدير . بودا بللي دير كي ، اوغوزلاردا آيري ـ آيري تورك اوروقلاري نيــن بيـــرلشمه ـ سيندن يارانميشدير . بايات بو اوروقلار ايچه ريسينده اؤزونه مخصوص بيريئر توتور . تپرلي اره نلري ، اردملي ايگيدلري ، دوشونجه لي آغ ساققال لاري ايله آد چيخــارمـيــش بايات اوروغو اؤز آديني تانينميش بير شخصدن « بايات » دان گؤتورموشدور . بــــايات اوغوزخانين نوه سي ، گون خانين اوغلودور . بؤيوك تاريخچي و دؤيوشچو ابوالقاضــي بهادرخان خيوه لي ( 1664 ـ 1602 ) اؤزونون مشهور « شجره تورك » اثرينــده يازيـــر :
« اوغوز خانين آلتي اوغلو وار ايدي : گون خان ، آي خان ، ييلديز خان ، گؤي خان ، داغ خان، دنيز خان . بو آلتي خانين هر بيري نين قانوني خاتونلاريندان دؤرد اوغلو وار ايدي . گـون خانين بؤيوك اوغلونون آدي قايي ، ايكينجي سينين كي بايـــات ،اوچونجوســـونونكــو آلقا اؤيلو ، دؤردنجوسونونكو قارا اؤيلو ايدي . گون خانين اوغـلو بايات اوغوز اوروقلاري ـ نين تــــــوپلانتي لاريندا خانين ساغ يانيندا اوتورار ، اوغوز اوردوسونون ساغ قولونا باشچيليق ائــــدر .اوغوز كوبارلارينا مخصوص « بُي شولن » دئييلن مجلسلرده خان ايله بيرليكده قوچون ساغ بودونو يئيه ردي » ( 102 ، 19 ) .
باياتلارين چوخ اؤلكه لرده داغيلمالاري و ديش ( تاش ) اوغوزلارين آپاريجي قولونو تشكيل ائتمه لريني گؤستره ن پرفسور ز . ب . توغان يازير : « شمالدان قالخيب جتوبا يئرلشن يورات ـ يوغورلار ، قايات ـ قايالار ، قانيقلي يوت ـ قانيقلي لار و بايات اوت ـ باياتلار اسميني داشييان قبيله لر اصلا تورك اولوب ، بير قسمي ظهورو زمانينا قدر مغول لاشميش ايديلر » ( 57 ، 12 ) « باياتلار چنگيز خانا كؤله دئييل ، اونون اطرافيندا توپلاشان بير چوخ قبيله لردن بيري دير » ـ دئيه ژوزئف دؤگين بو حاقدا يازير : « تئمو چينه تابع اولان قبيله لر ( بايااوتلار ، سجينوتلار ، حئيرونلار ) جاموقا آديندا بير رئيسين طرفيني ساخلارديلار » ( 86، ، 16 ) .
بو دئييلن لر اونو گؤسترير كي ، اوغوز اويماقلاري آراسيندا ياشايان باياتلار توركجه ني قوروموش ، مغول لار آراسيندا ياشايان و اونلارا قارشانلار ايسه تدريجا مغول لاشميشلار . باياتلارين آنا يوردو حاققيندا چئشيدلي قايناقلاردا گئنيش بيلگي لر واردير . ابوالقاضي بهادرخان بو خصوصدا دانيشار كن يازير : « باياتلارين اوروقلاري چوخدور . مهم لري جيدايين نهري كناريندا ياشايان « جيدايين باياتلار » و مكرين نهري كناريندا ياشايانلار ايسه « مكرين باياتلار » دير » ( 76 ، 9 ) .
مورازادوهسون ايسه : « باياتلار جيدا كناريندا يئرلشميشديلر » ـ دئيه قيـــــد ائديــــر ( 127 ، 17 ) .
بو حاقدا ان گئنيش معلومات « تورك انيسكلوپئدياسين » دادير . اورادا كي معلوماتلاري عمومي شكليده بئله خلاصه ائتمك اولار . باياتلار10 عصردن اؤنجه سير ـ دريا ساحيل لرينده و اونون شمالندا كي بوز قيرلاردا كي ياشاييرديلار . اونلارين بير قسمي سونرادان سلجوق ( يا خود تركمن ) فتحلرينه قاتيلاراق سير ـ دريادان آدالار دنيزينه ( ائگه دنيزي ) قدر اوزانان بؤيوك ايپئريالارين قورولماسيندا بؤيوك رول اويناميشلار . 19 يوز ايلليين اورتالاريندا مرعش بؤلگه سينده ذوالقدرين بي ليييني قوران و سيواس اطرافيندا يورد سالماغا چاليشان شام و يا اؤز اوغلو توركلري آراسيندا مهم بير موقعه صاحب اولان و اكثري بو گونكو يوز قاد منطقه سينده يئرلشن بو باياتلار شام باياتي آديله سوريه ده قالميش اولان قارداشلاريندان آيريلميشدير . 15 عصرين باشلانغيجيندا اينتاب ايله حلب آراسيندا ياشايان باياتلار 16 عصرده ديگر توركمنلرله بيرليكده حلب توركمنلريني مئيدانا گتيرميش، 16 عصرين اول لرينده « بايادي » آديله تانينميشلار . آنا دولو و آنتاكيادا ايسه ان مشهور اويماقلار اولان خَفَرلي ، شرفلي ، قيزيل دونلو ، اؤك دنلي ، قاراجا قويونلو ، مانجانيق ، قانقال و يئني ائلده يورد سالميش لار . 16 عصرده بونلارين بير قسمي قارامان ، بير قسمي ده آدانا بؤلگه لرينه كؤچموشلر ( 137 ، 13 ) .
« كيتاب ـ دُده قورقود » داكي مقدمه ده و بير چوخ منبعلرده گؤستريلدييي كيمي ، دُده قورقود بايات ائلينده ندير . اوغوز قبيله لري نين قديم تصنيفاتينا گؤره ، بايات 24 اوغوز بويوندان بيري دير .
1 ـ اسكي دونيانين ان بؤيوك ديلچي لريندن اولان محمود كاشغري بو سؤزون آرغو ديلينده « اولو تانري‌ » معناسيني وئرديييني و اوغوز قبيله لريندن بيري نين آدي اولدوغونو قيد لئدير ( 718 ، 11 ) .
2 ـ 15 عصر تورك اويغور شاعيري ، عالم يوسف خاص حاجب بالاساغونلو اؤزونون مشهور « كوتادغوبيليك » عصرينده « بايات تانري » نين آديني چكير و « بايات آدي بيرله سؤزوم باشلاديم » ـ دئيه اونو ياد ائدير ( 186 ، 7 ) .دوغروداندا ، بايات تورك ديللي خالقلارين ، او جمله دن آذربايجان خالقي نين كئچميش چاغلاردا تاپديغي ، اينام بسله دييي اولو بير تانري كيمي تانينميشدير . لاكن بو تانري نين هانسي ايناملا باغلي اولماسي ايندييه قدر تام علمي آيدينليغي ايله اؤيره نيلمه ميشدير .
3 ـ بعضي تدقيقاتچي لار باياتين سو ايله باغلي اره ن ـ تانري اولدوغونو گؤسترمكده دير ( 186 ، 7 ) . قديم تورك خالقلاري نين تاريخي ايله آرديجيل مشغول اولان سووئت عالمي ل . ن . قوميليوو « قديم توركلر » آدلي اثرينده يازير كي ، قديم توركلر ( او سيرادان دا آذربايجانلي لار ) طبيعتين صاحب لري ساييلان و يئر ـ سو آدلانديريلان اره ن ـ تانريلارا اينام بسله ميشلر( 80 ، 8 ) .
4 ـ ابوالقاضي خان خيوه لي ايسه يازير : « باياتين » معناسي « دؤولتلي » دئمكدير ( 104 ، 19 ) .
5 ـ بايات « زنگين » و « نعمتي بول اولان » دئمكدير ( 138 ، 13 ) .
6 ـ بايات « دوشمنه قارشي گئجه آخينلاري ياپان » دئمكدير ( 55 ، 21 ) .
7 ـ بايات ـ آلا توركجه موسيقي ده بير موغامدير ( 122 ، 14 ) .
8 ـ بايات « كؤهنه ، تزه اولمايان ، زاماني گئچميش » دئمكدير ( 215 ، 20 ) .
9 ـ آ . ن . سامويلوويچ بئله حساب ائدير كي ، « بايات » سؤزو « دؤولتلي » معناسي وئره ن « بايات » دان عمله گلميشدير و اونون سونوندا كي « ت » قديم تورك ديلينده جمع شكيل چي سيدير ( 116 ، 10 ) .
10 ـ گؤركملي متن شناس و خالق ادبياتي بيليجي سي سالمان ممتازين بايات بويوتون آذربايجان ادبياتيندا كي مهم رولو حاققيندا كي قيدلري ماراقليدير . او يازير : « ديوان اللغات الترك » ، « دده قورقود » ، « اوغوزنامه » ، « شجره تورك » و باشقا بعضي عربي ، فارسي ، توركي منبعه و ماخذلر بايات بويونون ، بايات ائلينين موهوم اولماياراق گئرچك و حقيقت اولدوغونو اثبات ائتمكده ديرلر .بو ”د حاققيندا بو گونه كيمي هئچ بير اختلاف تؤره نمه ميشدير . بعضي مؤلفلرين يازمالارينا گؤره بايات اوغوز خانين اوغلو گون خانين ايكينجي اوغلودور . عاغيللي ، فراستلي ، باي ، وارلي اولدوغو اوچون اونو « بايات » آدلانديرميشلار . بو تسميه نين وجهي ايسه باياتين اؤز قارداشلاريندان هر بير جهتدن اوستون و باي ، باشقا ايگيدلردن ده جسور و اؤتكون اولماسي ـ ايميش ـ آدين معناسي دا تقريبا « آدلي ـ سانلي » ، « معروف » و « مشهور » دئمكدير(ع) . سالمان ممتاز بو سؤزو پارچالاييب آيدينلاشديرير : باي ـ وارلي ، بؤيوك ، بُي ؛ آت ـ آد ، اسم ، نام ( 4 ) .
بايات و باياتلي لار حاققيندا سون درجه گئنيش معلوماتي اولان سالمان ممتاز ، محمود كاشغري و ابوالقاضي بهادر خانا اساسلاناراق بايات اوروغونون آدي نين گون خانين آديندان ، آلديغيني بير داها گؤسترير .
« باياتا نسبت اولان اولوسا ، ائله ،خالقا بايات و بيات دئييرلر . باياتلار آذربايجاندا اساسي كؤك سالميش و اولدوقجا قابليتي بير اوروق كيمي اوينايان باياتلارين آدي اؤزونو موسيقي ميزده ده قورويوب ساخلاميشدير : « بايات عجم » ، « بايات اصفهان » ، « بايات كرد » ، « بايات شيراز » ، « بايات قاجار » ، « چوبان باياتي » و سائر .
هله 19عصرده آذربايجانين توپوقراف عاليمي ابراهيم آغا وكيل اف آذربايجاندا
« بايات » آدلي 5 كند گؤسترير . اونلاردان بيري اول كي شوشا ، او بيري گؤي چاي ، بيري ساليان ، بيري قوجا ، او بيري ايسه شاماخي قزالاريندا ايدي (3 ) .
« آذربايجاندا مسكون يئرلرين سياهي سي » كيتانيتدا ايسه « بايات » آديله باغلي آشاغيدا كي كند سو وئتليكلري ، كند لر و اونلارين اهالفي سينين ملي تركيبي گؤستريلميشدير :
1) آغجابدي : بايات كندسووئت لييي ، اهاليسي (9 ، 79 ) فايز توركلر ( آذربايجانلي لار ) ؛
2) دوه چي : الف : سينجان بايات ، ب : اوزون بايات كندلري . ( 150 ، 27 ) تصرفات ، اهاليسي ( 2 ،99 ) فايز تورك ؛ 3 ) گؤي چاي : بايات ، ( 146 ) تصرفات اهاليسي ( 9 ، 98 ‌) فايز تورك؛ 4 ) شاماخي : بايات ( 22 ) تصرفات ، ( 88 ) فايز تورك ( 144 ، 2 )
آذربايجانين شفاهي خالق ادبياتينين ان گئنيش ياييلان ، كوتلوي بير نوعوده باياتلي لارين
آديني عؤمورلوك ياشادان بنزرسيز باياتي لار دير . باياتيلارين تاريخيندن ادبيات شناسليغيميزدا ايلك دفه ان دولغون شكيلده بؤيوك سالمان ممتاز دانيشميشدير .
بيزجه ، سالمان ممتازين تدقيقاتي ايله تانيشليق اوخوجولار اوچون ماراقلي اولار . او يازير : « شعرلرين خصوصي آدلارينا گلديكده اونلاردا ماني ، وارساغي ، توركماني ، گرايلي ، اووشاري ، باياتي و باشقالاريندان عبارتدير .
اوسمانلي سلطانلاريندان بحث ائدير . اثرده تاريخ شناسليغيميز اوچون ان ديرلي معلوماتلاردان بيري اوغوز خاقانين ابراهيم خليل عليه السلام زامانيندا ياشاماسي ، اوغوز شجره سينده ايكينجي قاراخان آدلي ايله مشهور خاقانين دده قورقود و مدينه يه گؤنده ريب محمد پيغمبرله گؤروشدورمه سي ، آيقوتلوق خاقانين قورقود آتا اوغلو اؤرگج دده ني مدينه يه خليفه عثمانلا گؤروشه گؤنده رمه سي ، يولدا ايكن عثمانين اؤلمه سي و اؤرگج دده نين خليفه علي ( ع ) ايله گؤروشمه سي دير ( 18 ، 117 ) .
اينجه قوشمالاريله كؤنوللر اوخشايان واقف ده « بايات » بويونداندير . بو فيكير عاده ايلك دفه سالمان ممتاز سؤيله ميشدير : « بؤيوك فضولي بايات ائليندن اولدوغو كيمي ، آذربايجان ادبياتيندا مهم بير موقع توتان واقف ده بو نجيب ائله منسوب دور ، آشاغيدا كي مطلع سي له واقف بونو اعتراف ائتمه كده دير :
قاراباغ ايچره بير شاعير كليم اله موسي دير ،
جاوانشير ايچره بير موزون باياتي دست ـ بيظادير »(6 ، 94 )
بيزده سالمان ممتازين فيكرينه بوتؤولوكله اورتاغيق ، چونكي او هم ده تاريخ باخيميندان حقيقته اويغوندور . باياتلار قاراباغدا دا مشهور اولموشلار . تطادفي دئييل كي ، قاراباغ خانليغي نين ايلك پايتختي پناهعلي خان جوانشيرين 48 ـ 1747 جي ايللرده كبير ماحاليندا تيكديردييي بايات قالاسيدير . ( 1 ) . تاريخده « بايات » ائليندن بونلاردان باشقا دا بير چوخ عاليم لر ، شاعيرلر ، سركرده لر و گؤركملي شخصيتلر چيخميشدير . بو شخصيت لردن بيري
16عصرده ياشاييب ياراتميش بايات عباسي دير ( بير چوخ آذربايجان شاعير و آشيقلاري كيمي بايات عباسيدا شعرلري نين ايلك چاپي سالمان ممتازين آديله باغليدير ) . توركيه نين مشهور شاعيري يحيي كمال باياتلي داغ « بايات » بويونداندير . بؤيوك شاعيريميز صمد وورغون دا بو بويا منسوبدور . بوتون بونلار گؤسترير كي ، واختيله آذربايجاندا بايات طايفاسي چوخ گئنيش ياييلميش ، شفاهي خالق ادبياتي نين انكشافيندا بؤيوك رول اويناميش و اونون ايچه ري سيندن نفوذلو صنعتكارلار يئتيشميشدير .

 

http://turfan.blogfa.com/post-813.aspx

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست