تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده   کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید دوشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۷ - ۶ اوت ۲۰۱۸

شاپور بختیار؛ سالگرد قتل آخرین نخست‌وزیر مشروطه

بختیار

پانزدهم مرداد ۱۳۷۰ شاپور بختیار، آخرین نخست‌وزیر آخرین حکومت سلطنتی ایران در پاریس کشته شد. قتل او و منشی‌اش به جمهوری اسلامی نسبت داده شد، با این حال مقامات ایران هیچگاه مسئولیت کشته شدن آقای بختیار را نپذیرفتند، هر چند آن را محکوم هم نکردند.

سال‌ها پس از کشته شدن شاپور بختیار، علی وکیلی راد که ۱۸ سال به جرم قتل شاپور بختیار در فرانسه زندانی بود، پس از آزادی، این کشور را ترک کرد و به ایران بازگشت و با استقبال مسئولان ایران روبه‌رو شد.

دوره نخست وزیری آقای بختیار که به شش هفته نرسید، یکی از پرتلاطم‌ترین دوره‌های تاریخ معاصر ایران بود؛ محمدرضا پهلوی، آخرین پادشاه ایران برای همیشه از ایران رفت، شورای سلطنت تشکیل شد، آیت‌الله روح‌الله خمینی پس از ۱۵ سال تبعید به ایران بازگشت و نهایتا یک روز پس از کنار رفتن او از نخست وزیری و اعلام بی طرفی ارتش شاهنشاهی، حکومت پهلوی سقوط کرد.

عده‌ای معتقدند که اگر بختیار زودتر بر سر قدرت آمده بود و اصلاحاتی که در نظر داشت به بار می‌نشست، انقلاب ایران رخ نمی‌داد و عده‌ای بر این عقیده‌اند سیاست‌های او در مقابله با آیت‌الله خمینی و انقلابیون پیروزی انقلاب را تسریع کرد.

شاپور بختیار پس از خروج از ایران به یکی از سرسخت‌ترین مخالفان جمهوری اسلامی تبدیل شد؛ مخالفتی که بسیاری معتقدند نهایتا به قسمت جانش تمام شد.

سالگرد قتل آقای بختیار مورد توجه شمار زیادی از کاربران شبکه های اجتماعی قرار گرفته است.

در زیر گزیده‌ای از مطالبی که در سال‌های گذشته در بی‌بی‌سی فارسی درباره شاپور بختیار منتشر شده، گردآوری شده است.

بختیار

چرا بخت با شاپور بختيار يار نشد؟

وقتی به روند انقلاب ایران در سال ۵۷ فکر می کنیم، چهره شاپور بختیار، چه با او موافق بوده باشیم چه مخالف، گریبانمان را رها نمی کند، او مایه دردسر نظریات راست و چپی است که یا دلیل پیروزی اسلامگرایان را تنها در "استبداد شاهی" می بینند، یا سبب را در "مکر خمینی گرایان" می جویند که پیش از به قدرت رسیدن دست خود را رو نمی کردند، و یا به نقش و جایگاه مذهب در میان توده‌های مردم نسبتش می دهند.

متن کامل

چرا آزادی قاتل بختیار برخلاف قوانین فرانسه است؟

بختیار

گفته شده است که آزادی قاتل شاپور بختیار در سال گذشته، پس از گذشتن هجده سال از دوران حبس ابد که به آن محکوم شده بود، نه تابع عوامل سیاسی، یعنی مبادله با گروگان فرانسوی، خانم کلوتیلد رایس، بلکه مطابق با مرّ قانون، و از لحاظ قانونی عادی و طبیعی بوده است.

متن کامل

'پرواز در ظلمت'، نگاهی به زندگی سیاسی شاپور بختیار

غروب یکی از روزهای آذرماه ۱۳۵۷ زمانی که دکتر شاپور بختیار وارد کاخ نیاوران شد تا با محمدرضا شاه پهلوی ملاقات کند، شاید نمی‌دانست این ملاقات او با آخرین پادشاه ایران است و او خودش هم آخرین نخست‌وزیر نظامی خواهد بود که تا چند هفته دیگر به تاریخ خواهد پیوست.

متن کامل

بختیار؛ سرشتی ویژه که قدرش را ندانستیم

بختیار

شاپور بختیار هم از سوی روشنفکران و همرزمان جبهه ملی اش آماج تهمت و ناسزا قرار گرفت و طرد شد. ولی او مرد نیمه راه نبود. این بیت خواجه شیرازی که بر سنگ مزارش حک شده شعار جاودانه زندگی سیاسی اش بود:

روز نخست چون دم رندی زدیم و عشق

شرط آن بود که جز ره این شیوه نسپریم

متن کامل

شاپور بختیار و پیشنهاد ترور آیت‌الله خمینی

نخست وزیری شاپور بختیار با مخالفت و حسادت و حتی تمسخر بیشتر سران مخالفان مواجه شد و چون مردم ایران به دلیل سالیان دراز خفقان سیاسی شناختی از بختیار نداشتد، در پذیرش او دچار شک و تردید شدند، گر چه پس از سخنرانی نخست و صحبت از مرغ طوفان در او شخصیتی والا و مصمم و قابل یافتند، اما کریزما و کلام ساده آیت الله خمینی چیره شد.

متن کامل

ترور بختیار؛ نمونه‌ای از سیاست امتیازخواهی و ارعاب

بختیار

پیامدهای ترور شاپور بختیار در تبعیدگاه او -پاریس- یکی از مهم ترین در دسرهای مقامات جمهوری اسلامی در نیمه اول دهه هفتاد بود، اما با روی کار آمدن محمد خاتمی و تغییر نگاه ملت ها و دولت ها به دولت ایران، تا حدودی از درجه اهمیت دهی به آن کاسته شد.

متن کامل

مقدمه رساله دکترای بختیار درباره رابطه دین و قدرت

بختیار

بر این گمان بوده‌ایم که عصر ما با این همه غنایی که در زمینه اصول نظری دارد، به روابط میان قدرت و دین اعتبار دوباره بخشیده است. ناگریز بوده‌ایم به این مسئله کهن، که به عقیده ما علوم حقوقی و قضایی اطلاعات گرانبهای بسیاری از آن می‌گیرند، دوباره بیندیشم.

متن کامل

اولین رئیس‌جمهور ایران در مورد آخرین نخست وزیر مشروطه چه می‌گوید؟

قبل از آمدن آقای خمینی به پاریس، آقای دکتر بختیار به فرانسه آمد و گفت که یک نامه ای خطاب به آقای خمینی نوشته است و از من خواست که نامه را به او برسانم.

من به آقای بختیار گفتم که شرط رساندن نامه این است که شما سر این خط بمانید. باید صبر کنیم و ببینیم که آیا شما روی این خط می مانید یا نمی مانید.

متن کامل

شاپور بختیار؛ برآمده‌ شکستی محتوم

شاپور بختیار می‌دانست که هم در مصاف با محمدرضا شاه پهلوی، هم در مصاف با آیت الله روح‌الله خمینی و هم در مصاف با انقلاب هدفمند ۱۳۵۷ و هم در مصاف با جبهه‌ ملی و هم در مصاف با "جنون دسته‌جمعی میلیون‌ها ایرانی"، برنده‌ شکست است.

متن کامل

کابینه بختیار؛ آن چند روز و آن چهارده نفر

بختیار

روز سه شنبه برای ناهار، دکتر بختیار و دکتر رزم آرا منزل ما مهمان بودند. سر ناهار، دکتر بختیار ناگهان گفت همین روزها خبرهای مهمی خواهد شد. نیازی نبود که وی توضیح بیشتری بدهد. دوستان نزدیکش می دانستند که مدتی است مذاکراتی در میان است. من چیزی نگفتم، ولی دکتر رزم آرا گفت پس من باید سری به زن و بچه هایم در پاریس بزنم و برگردم.

نوشته‌ای از وزیر اطلاعات کابینه بختیار

 

.http://www.bbc.com/persian/iran-features-45080701
Image may contain: one or more people and closeup

چهارشنبه 19 مرداد‌ماه سال 1390

نظر روزنامه نگار و نویسنده مشهور مصری درباره شاپور بختیار

محمد حسین هیکل روزنامه نگار و نویسنده شهیر مصری در کتابی نظرش در خصوص شاپور بختیار بیان کرد.

روزی که شاه مصمم شد از بختیار که شاگرد مکتب مصدق و یک رجل یکدنده و لی ناآشنا برای مردم بود بخواهد دولت را تشکیل دهد، بختیار باوجود اخطار دوستانش، تنها به این دلیل که می پنداشت مردم پاس سال ها زندان رفتن و زجر کشیدن اورا خواهند داد نخست وزیری را پذیرفت.

احتمالا در هریک از کشورهای جهان سوم بختیار می توانست یک زمامدار ایده آل برای مردم باشد. بختیار انسانی آزاده و روشن فکر و دشمن فاشسیم و استبداد بود.

حتی در روزگار جوانی همراه دوستش مهدی بازرگان با نازی ها در فرانسه و با فاشیست ها در اسپانیا جنگیده بود.

آنقدر به فرانسوی مسلط بود که سفیر مصر در تهران که خود پرورده فرهنگ فرانسه بود، به من می گفت: از فرانسوی ها بهتر فرانسه حرف می زند. رفتارش تاحدودی شبیه به عزیز صدیقی، نخست وزیر تکنوکرات مصر بود که یک چند زمام امور را در آغاز دوره تحول ناصر به سادات در دست داشت.

بختیار از ایلی می آمد که هفتاد سال پیش از این مشروطیت ایران را از گزند یورش استبداد پادشاه قاجار حفظ کرده بود و حالا او می خواست مشروطیت را در برابر یورش استبداد آیت الله خمینی حفظ کند.

پدرش و اکثر عموهایش بدست رضا شاه، پدر محمد رضا شاه، اعدام شده بودند. چون رضا شاه که بر خلاف اغلب سرسلسله های ایرانی ایلیاتی نبود، همیشه وحشت داشت که مبادا روزی مردی از ایلات ایران بپاخیزد و دعوی شاهی کند.

دختر عمویش ثریا همسر محبوب شاه بود که بسبب نازایی از شاه جدا شد. و پسر عمویش تیمور بختیار برخلاف وی همه کاره شاه شد و با بپا کردن سازمان امنیت در واقع سازمانی را که شاه بیش از هر چیز بخاطر آن مورد ملامت قرار می گرفت، مثل یک غده سرطانی در پیکر ایران گسترش داد.

شاپور بختیار، که دکترای اقتصاد و حقوق سیاسی از پاریس داشت، در دولت دکتر مصدق یکچند رییس اداره کار خوزستان بود، ولی بسبب درگیری با انگلیسی ها و کله شقی به تهران فراخوانده شدو بعد به کفالت وزارت کار که مهمترین وزارت خانه های مصدق بود برگزیده شد.

می گویند مصدق در میان گروهی که دور او بودند دو تن را بیش از همه دوست داشت و آن ها را مثل فرزند خود می دانست: یکی شاپور بختیار و دیگری حسین فاطمی.

یادم هست روزی که بعد از سقوط دکتر مصدق در مخفیگاه دکتر فاطمی با او ملاقات کردم. ضمن حرف هایی که با هم زدیم یکی هم مسأله آینده جبهه ملی و خط مصدق بود. فاطمی می گفت: وضع همینطور نمی ماند. من بیرون می آیم و همراه با زیرک زاده، صدیقی و بختیار که خیلی رفیق نظامی دارد کاری اساسی خواهیم کرد. هرگز این آرزو به نتیجه نرسید. فاطمی روانه میدان تیرباران شد و بختیار، صدیقی و زیرک زاده نیز بهترین سال های زندگی اشان را در زندان گذاراندند.

با آنکه ثریا و تیمور بختیار بدفعات تلاش کردند شاپور بختیار را وادار به نوشتن توبه نامه کنند، ولی او زیر بار نرفت و بمحض آنکه از زندان آزاد شد، باردیگر مخالفت خود را با قانون شکنی شاه ادامه داد.

یکبار در زمان نحست وزیری علی امینی که نشانه هایی از آزادی و گسترش آن پیدا شده بود، بختیار و بقیه جبهه ملی میتینگی برگزار کردند که شاه بخاطر استقبال مردم از این میتینگ سخت به وحشت افتاد و بعد از آن بود که باردیگر بختیار روانه زندان شدد.

کسی نمی داند در ملاقات های شاه و بختیار هنگام روی کار آمدن او چه گذشته ولی یکی از نزدیکان شاه در قاهره به من گفت که محمد رضا شاه از رفتاری که با مصدق و طرفدارانش داشته پشیمان بود و در مذاکره خود با بختیار به او این نکته را گفته است.

به هرحال، همه تلاش های بختیار برای فرونشاندن بحران به جایی نرسید. زیرا مردم مسحور یقه چرکین ها شده بودند و از لباس تمیز و صورت اصلاح کرده بختیار خوششان نمی آمد و از جملات ادبی وی چیزی نمی فهمیدند.

روشن فکران و طبقه متوسط که بختیار را دوست داشتند با شهامت اظهار عقیده نمی کردند و یا می پنداشتند کار از کار گذشته است و اقدامات آن ها تأخیری در تسلط خمینی نخواهد انداخت. حال آنکه همان روزها من در مقاله ای نوشتم اگر فرزانگان و روشن فکران ایرانی با بختیار همدلی کنند او احتمالا با قدرت بیشتری جلوی خمینی ظاهر خواهد شد و خمینی چاره ای جز سازش با او نخواهد داشت.

ولی حتی ارتش که یگانه امید بختیار بود، هم نیز به توصیه آمریکایی ها بختیار را تنها گذاشت.

آخرین جمله با عنوان شاهنشاهی، زیر اطلاعیه ای که ارتشبد قره باقی رییس ستاد وقت ارتش صادر کرد نشست.

قره باقی، بازرگان نخست وزیر منتخب خمینی را خطاب کرد: کسی را بفرستید تا ارتش را به او تحویل دهیم. اما در واقع ارتشی بجا نمانده بود که به کسی تحویل داده شود.

تنها ارتش نیست که متلاشی شده بود بلکه همه سیستم و همه ارکان دولت از هم گسسته بود، و زندگی ایران بحالت سکون در آمده بود. گویی ناگهان ملتی با افسون جادوگری بنام روح الله موسوی خمینی بدل به سنگ شده بود

http://azadnegar.blogsky.com/1390/05/19/post-322/
رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست