دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید
    سه شنبه ۳ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۲۳ آپريل ۲۰۱۳
تماس سردبیر: perslit@gmail.com   نویساد و ارسال مطلب: info@perslit.com بایگانی پیوندکده بیانیه ها و برنامه ها سیاسی کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر

از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست
بهمن رافعی بروجنی
پاییز 1341

از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست
گر هم گله‌ای هست، دگر حوصله‌ای نيست

سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم
هر لحظه جز اين دست مرا مشغله‌ای نيست

ديری‌ست که از خانه خرابان جـهـانم
بر سـقـف فرو ريخـته‌ام چـلچله‌ای نيست

در حسرت ديدار تو ، آواره ترينم
هرچند که تا خانه‌ی تو فاصله‌ای نيست

بگذشته‌ام از خود ولی از تو گذشتن
مرزی‌ست که مشکل‌تر از آن مرحله‌ای نيست

سرگشته ترين کشتی دريای زمانم
می‌کوچم و در رهگذرم اسکله‌ای نيست

من سلسله جنبان دل عاشق خويشم
بر زندگی‌ام سايه ای از سلسله‌ای نيست

يخ بسته زمستان زمان در دل بهمن
رفـتـنـد عزيزان و مرا قافـله‌ای نيست

بهمن رافعی بروجنی شاعر و غزل سرای معاصر . وی در سال 1315 در شهرستان بروجن از استان چهارمحال و بختیاری به دنیا آمد و هم اکنون حدود چهار ، پنج دهه است که همچنان به خاطر کم لطفی ها برای بسیاری ناشناخته مانده است.

برگرفته از فیسبوک

 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست