تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده   کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید

بانوی طلایی؛ الهه اسرار آمیز گوستاو کلیمت

کیمبرلی بردلی /بی‌بی‌سی
  • 2 نوامبر 2016 - 12 آبان 1395
ادله بلوخ باوئربهای حراج پرتره آدله بلوخ باوئر۱ در سال ۲۰۰۶ رکورد شکست

آدله بلوخ باوئر یکی از حامیان فعال هنر در صحنه فعالیت های فرهنگی شهر وین بود. ولی پس از پدیدار شدن به عنوان مدل یکی از نقاشی های پرتره گوستاو کلیمت به یک نماد مشهور بدل شد.

خواهش یا چالش؟ در پرتره های آدله بلوخ باوئر به سختی می توان دریافت در پشت چشمان زلال و تیره او، تنها زنی که گوستاو کلیمت نقاش نمادگرای اتریشی و عضو جنبش موسوم به جدایی طلب وین نه یک بار بلکه دو بار پرتره او را کشیده چه می گذشت. ولی بدون شک او زن عمیق و اسرار آمیزی است.

در نمایشگاه جدیدی با عنوان "کلیمت و زنان دوران طلایی" در "نئو گالری" شهر نیویورک هر دو پرتره آدله بلوخ باوئر ۱ تابلوی نمادین و بحث برانگیز (۱۹۰۷) و پرتره آدله بلوخ باوئر۲ که کمتر شناخته شده است (۱۹۱۲) برای اولین بار پس از بیش از یک دهه در کنار یکدگیر به نمایش گذاشته شده اند.

این نمایشگاه پرتره های زنان دیگری را نیز دربرمی گیرد ولی پرتره آدله کماکان نمادین ترین است. او به عنوان "بانوی طلایی" شاخص و بیانگر اوج فعالیت های هنری گوستاو کلیمت در سالهای موسوم به "دوران طلایی" است.

او هم ضعف و هم قدرت زنان در آغاز قرن بیستم در شهر وین، جامعه ای در حال گذار از تغییرات عمیق را نشان می دهد.

در وین پس از جنگ تصویر او به نمادی از فرهنگ اتریش بدل شد و پرتره آدله بلوخ باوئر۱ "مونالیزای اتریشی" نام گرفت. بعدها این نقاشی به نماد عدالت بدل شد.

آدله بلوخ باوئر

آدله بلوخ باوئر از خانواده های یهودی و ممتاز شهر وین بود. عکس مربوط به حوالی سال ۱۹۱۰ است

فیلم "بانوی طلایی" محصول ۲۰۱۵ نسخه هالیوودی از ماجرای مصادره این تابلو از خانواده یهودی بلوخ باوئر در سالهای جنگ جهانی دوم و مبارزه طولانی و در نهایت موفقیت آمیز ماریا آلتمن خواهر زاده آدله برای بازگرداندن آن است.

طی یک قرن گذشته بسیاری از کسانی که این تابلو را دیده اند حتما از خود پرسیده اند آدله بلوخ باوئر کیست؟

سمفونی طلایی

آدله باوئر سال ۱۸۸۱ در وین متولد شد. فرزند یک مدیر بانک و شرکت راه آهن بود و دوران کودکی را در محیطی ممتاز و فرهنگی گذراند. در سن ۱۹ سالگی با فردیناند بلوخ یک تاجر بزرگ شکر ازدواج کرد که ۱۷ سال از او بزرگتر بود. خانواده بلوخ باوئر حامیان فعال هنر بودند و علاوه بر جمع آوری نقاشی کارهای جدیدی به نقاشان سفارش می دادند و گوستاو کلیمت، نقاش تک رو یکی از هنرمندان مورد علاقه آنها بود.

اولین پرتره آدله ابتدا در نامه ای که او در سن ۲۲ سالگی و سال ۱۹۰۳ برای کلیمت نوشت مورد گفتگو قرار گرفت.

فردیناند، همسر آدله کشیدن این پرتره را به مناسبت سالگرد ازدواج پدر و مادر آدله به کلیمت سفارش داد، آن هم درست چند سال پس از آنکه کلیمت با تعدادی دیگر از هنرمندان جنبش هنری موسوم به جدایی طلبی وین را بنیان گذاشته بود و دانشگاه وین به اتهام پورنوگرافی او را از دریافت سفارش های دولتی محروم کرده بود.

ادله بلوخ باوئر

پرتره آدله بلوخ باوئر اولین بار در سال ۱۹۰۷ به نمایش عمومی گذاشته شد

پرتره آدله بلوخ باوئر اولین بار در سال ۱۹۰۷ به نمایش عمومی گذاشته شد. تصویری خیره کننده از رنگ روغن و طلاکاری که چهره گلگون و شانه های برهنه آدله را بر تختی تزیین شده نشان می دهد که با حیا و در عین حال افتخار به چشم بیننده خیره شده است. دستان او به شکل ناموزونی در یکدیگر پنهان شده اند، یکی از انگشتان او حالت عادی نداشت و آدله در تمام لحظاتی که بعنوان مدل در مقابل کلیمت می نشست سعی می کرد آن را پنهان کند. کلیمت برای کشیدن این پرتره بیش از دویست طراحی مقدماتی انجام داد.

پس زمینه نقاشی غوغای پر زرق و برقی از فرمهای نمادین شرقی و اروتیک مثل مثلث، چشم و تخم مرغ است.

توبیاس ناتر یک مورخ ساکن وین و برگزار کننده نمایشگاه نیویورک می گوید:"تصویر طلایی پرتره آدله بلوخ باوئر ۱ حتی در دورانی که دانشجوی تاریخ هنر بودم مرا طلسم کرد. برای من یک سمفونی طلایی است، یک پیروزی نمادین بزرگ است." یکی از شاهکارهای سبک آرت نوو تلقی می شود.

پرتره دوم از سبک پرتره اول فاصله زیادی دارد. توبیاس ناتر می گوید: "کلیمت چگونه توانست پس از پرتره اول کارش را متحول کند؟ در پرتره دوم که پنج سال بعد کشیده او کار کاملا متفاوتی می کند و تحول عظیمی در استیل او روی می دهد."

این نقاشی آدله را با موهای موشکی در کلاه سیاه رنگ و لبه پهنی نشان می دهد که با ژستی پر شکوه سر پا ایستاده و رو در روی بیننده قرار دارد. پس زمینه نقاشی کاغذ دیواری منقش به رنگ های روشن است.

"آنچه در این نقاشی مرا جذب می کند بازآفرینی بوسیله قدرت رنگ هاست."

همه زرق و برق ها

آدله بلوخ باوئر

پرتره آدله بلوخ باوئر ۲ کمتر شناخته شده است ولی از پرتره اول دست کمی ندارد.

در پرتره دوم آدله بانوی بزرگی است ولی چشمانش یک سودازدگی بالغ را برملا می کند. با وجود همه امتیازها زندگی همیشه با او مهربان نبوده است.

آلتمن که سال ۲۰۱۱ درگذشت، خاله اش را به این صورت به یاد می آورد: "نسبتا سرد، زنی متفکر که از نظر سیاسی بسیار آگاه بود و سوسیالیست شد. خوشحال نبود. ازدواج آنها از پیش تعیین شده بود و پس از دو مورد سقط جنین و مرگ یک نوزاد بدون بچه ماند. او را به عنوان زنی بسیار شیک پوش، قدبلند، با موی تیره و باریک اندام به یاد می آورم. همیشه پیراهن های سفید خوش دوخت می پوشید و چوب سیگار طلایی و بلندی داشت."

زنان نقاشی های کلیمت نه تنها یک اروتیسم عمیق بلکه قدرت و اعتماد به نفس را القا می کنند. منتقدان و مورخان هنر در دهه های گذشته به کلیمت لقب "زن شناس" داده اند و بسیاری گمان می زنند که آدله و کلیمت رابطه عاشقانه طولانی داشتند. این موضوع هیچگاه تایید نشده است. آدله در تمام نقاشی ها قدرتمند، عظیم و حتی والا ظاهر می شود.

حداقل در یکی از جنبه های زندگی اش او واقعا چنین بود. همچون بسیاری دیگر از زنانی که موضوع نقاشی های کلیمت هستند او به طبقه بورژوای عمدتا یهودی وین تعلق داشت که زنان آن با میزبانی برنامه های گوناگون نفوذ فکری و اجتماعی فراوانی داشتند.

بعنوان مثال زن دیگری به نام برتا زوکر کاندل که از قشر اجتماعی نسبتا پایین تری بود به خاطر تماسهای گسترده اش لقب "خیمه شب باز محافل فرهنگی وین" را داشت. او کلیمت را به آگوست رودن معرفی کرد و گفته می شود جنبش هنری جدایی طلب وین در جریان گفتگوها در سالن منزل او شکل گرفت.

کلیمت

گوستاو کلیمت، نقاش تک رو و تونیک پوش یکی از هنرمندان مورد علاقه خانواده بلوخ باوئر بود

بسیاری از این زنان که در مجالس فرهنگی رفت و آمد داشتند مثل سزرنا لدرر ( که طی بیش از ۴۰ سال بزرگترین کلکسیون خصوصی آثار کلیمت را جمع آوری کرد) و یا دخترش الیزابت در پرتره هایی که کلیمت کشیده است ظاهر شده اند. کلیمت پس از سال ۱۹۰۰ بعنوان موضوع نقاشی های خود کاملا روی زنان تمرکز کرد.

افرادی که به میهمانی های هفتگی آدله می رفتند آهنگسازانی مثل گوستاو مالر و ریچارد اشتراوس و نویسندگانی مثل اشتفان تسوایگ را شامل می شد.

بعدها پزشک آدله به نام جولیوس تاندلر که در عین حال سیاستمدار و مبلغ دولت رفاه و ایجاد مسکن عمومی بود، در سوق دادن آدله به سوی اصلاحات اجتماعی و مبارزه برای حق رای زنان تاثیر گذاشت.

نمایشگاه آثار کلیمت در نیویورک علاوه بر تغییر نقش زنان در آن مقطع زمانی روی اهمیت مد لباس و طراحی نه فقط در آثار کلیمت بلکه در زندگی زنان اتریش نیز تمرکز دارد. در بسیای از طراحی های اولیه ای که برای پرتره آدله بلوخ باوئر ۱ کشیده شده اند آدله در لباسهای پیله دار بسیار زیبایی ظاهر شده که برخلاف لباس های کرست دار و چسبان سنتی، گشاد و پرچین بودند و مد لباس مطلوب زنان بورژوا با گرایش های پیشرو تلقی می شد.

آدله بلوخ باوئر سال ۱۹۲۵ و در پی ابتلا به مننژیت در سن ۴۳ سالگی درگذشت.

شاید بتوان گفت سرنوشت به او رحم کرد تا سالهای تاریک دهه سی میلادی در اتریش را نبیند. پس از مرگش اطاق او به معبدی از تصویری که کلیمت از او ساخته بود، بدل شد.

پس از الحاق خاک اتریش به آلمان در سال ۱۹۳۸ توسط حکومت نازی بسیاری از آثار هنری متعلق به خانواده بلوخ باوئر از جمله طراحی های متعددی از کلیمت و پرتره آدله مصادره شدند و مالکیت آنها مدتها نامشخص بود تا اینکه در سالهای پس از پایان جنگ هر دو پرتره بالاخره در موزه بلودره وین نصب شدند.

آنها تا سال ۲۰۰۶ در آن موزه بودند تا اینکه پس از یک پرونده حقوقی طولانی و صدور چندین حکم قضایی بالاخره تابلوها به آلتمن آخرین بازمانده مستقیم فردیناد بلوخ باوئر بازگردانده شدند.

الیزابت

کلیمت در پرتره های خود بسیاری از زنان محافل فرهنگی و اقشار صاحب امتیاز شهر وین را کشیده است، از جمله سزرنا لدرر و دخترش الیزابت که در این عکس دیده می شود

آلتمن که نمی توانست هزینه های سنگین بیمه و نگهداری تابلوها را بپردازد پرتره آدله بلوخ باوئر ۱ را به رونالد لادر وارث امپراطوری تولید لوازم آرایش استه لادر و موسس مدیر "نئو گالری" نیویورک فروخت به این شرط که تابلو همیشه در معرض نمایش باشد.

پرتره دوم در حراج موسسه کریستیز در سال ۲۰۰۶ فروخته شد و اکنون بخشی از امانت ویژه ای به موزه هنر مدرن نیویورک است. توبیاس ناتر در توضیح نادر بودن مواردی که این دو پرتره در کنار یکدیگر به نمایش گذاشته می شوند می گوید: "قرض گرفتن پرتره دوم کار ساده ای نیست."

در آوریل ۲۰۰۶ در محله جدیدی که در حال حاضر در اطراف ایستگاه مرکزی راه آهن وین در حال ساختمان است به احترام آدله و فردیناند یکی از خیابانها بلوخ باوئر نامگذاری شد. ناتر می گوید: "اتریش بشدت دلش برای این دو تابلو، بخصوص پرتره اول تنگ شده است. اما امروز آنها به تمام دنیا تعلق دارند."

..http://www.bbc.com/persian/arts-37846980

گوستاو کلیمت؛ راز بوسه محبوب

استفانی هگارتی

سرویس جهانی بی بی سی

به روز شده:  12:59 گرينويچ - چهارشنبه 02 مه 2012 - 13 اردیبهشت 1391

بوسه، حوالی سال ۱۹۰۷. شاید تنها «خودنگاره» گوستاو کلیمت

امسال صد و پنجاهمین سال تولد گوستاو کلیمت است. اثر معروف این نقاش اتریشی با نام «بوسه» تبدیل به یکی از تزئینات اصلی دیوارهای حتی خوابگاه‌های دانشجویی شده است. اما چه چیزی در کار کلیمت است که چنین استقبال عمومی‌ای در پی داشته است؟

نقاشی‌های کلیمت از جمله گران‌ترین نقاشی‌ها در سرتاسر جهان هستند، اما بر بسیاری از اشیاء ارزان و دم‌دستی نیز نقش بسته‌اند، از لیوان و آهن‌ربای مخصوص در یخچال گرفته تا جاکلیدی و دستمال آشپزخانه.

حتی از یکی از آثار او با نام «پرتره ادل بلاخ بوئر» یک عروسک باربی نیز ساخته شده است.

ریچارد کورک، منتقد هنری، می‌گوید: «واقعا خارق‌العاده است که محبوبیت کلیمت چنین فراگیر شده، او یکی از آن هنرمندانی است که ـ تعداد‌شان هم زیاد نیست ـ کپی آثارش در همه جا دیده می‌شود. شبیه یک بیماری مسری خارق‌العاده شده، البته مثبت‌تر از این است، شبیه توفان است. هر طرفی که نگاه کنید کلیمت را می‌بینید، از او گریزی نیست.»

ریچارد کورک، منتقد هنری:

بوسه کلیمت [عکس بالای صفحه] شاهکار است. انگار مجسمه معروف بوسه اثر رودن [عکس بالا] را گرفته و آن را چند پله ارتقا داده. وقتی مجسمه رودن را می‌بینید، کاملا آگاهید که دارید چیزی سفت و سخت را می‌بینید، اما بوسه کلیمت تمام این سنگینی را از بین برده و اصلا گویی بی‌وزن کرده است.


کورک می‌گوید که محبوبیت کلیمت ناشی از این است که از یک طرف در زمان خودش بسیار پیشرو بوده، روش‌های تازه را تجربه می‌کرده و از طرف دیگر روی سوژه‌هایی کار می‌کرده که به شدت جذاب بوده‌اند.

«آثار او به لحاظ حسی و جسمانی بسیار جذابند و مردم بلافاصله به آن واکنش نشان می‌دهند. او نقاشی‌هایش را به سمت انتزاع می‌برد، اما برای او این انتزاع با کشیدن نقش‌ونگارهایی ریز ساخته می‌شود و همین نقش‌ونگارها چنین جذابیتی در آثار او پدید می‌آورند.»

کورک معتقد است که در آثار کلیمت نوعی احساس آزادی وجود دارد و نوعی نشاط که مردم با آن ارتباط برقرار می‌کنند.

دکتر آلفرد ویدینگر، یکی از برجسته‌ترین کلیمت‌شناسان، می‌گوید «مردم طلا دوست دارند و در آثار کلیمت جذب رنگ همین فلز می‌شوند.»

ویدینگر معاون موزه بلودر در وین است، موزه‌ای که بزرگ‌ترین مجموعه از آثار کلیمت را در خود جا داده است. ویدینگر در طول دوران کاری‌اش، محبوبیت جهانی کلیمت را به چشم دیده است.

در سال ۲۰۰۹، ویدینگر همراه با دوربین عکاسی‌اش به آفریقا می‌رود و در یکی از مناطق روستایی در جنوب اتیوپی ـ جایی که توریست‌ها به ندرت می‌روندـ زنی را می‌بیند که تی‌شرتی با طرح بوسه کلیمت بر تن دارد.

زن برای او توضیح می‌دهد که در همان سال، عکاسی ایتالیایی از دهکده‌اش دیدن کرده و در جواب محبت‌های زن، سه تی‌شرت به او نشان داده تا یکی را انتخاب کند. با آن که این زن چیزی درباره هنرمند خالق طرح نمی‌دانسته، اما به خاطر رنگ طلایی نقاشی کار کلیمت را انتخاب می‌کند.

پسر طلایی

120502120822_klimt_304x304_reuters.jpg
  • گوستاو کلیمت در سال ۱۸۶۲ در بومگارتن در نزدیکی وین متولد شد. پدر کلیمت زرگر بود.
  • بخش عمده کودکی کلیمت در فقر گذشت.
  • نقاشی‌هایش به شدت تزئینی با رنگ‌های بسیار متنوع هستند و اغلب در آن‌ها از برگ های طلایی استفاده شده است.
  • نقاشی‌های شهوانی او که اغلب حاوی میزانی برهنگی هستند، عمدتا برایش ننگ و تهمت به همراه داشتند.
  • پس از ابتلا به آنفولانزای اسپانیایی در اپیدمی سال ۱۹۱۸، در اثر ایست قلبی جان سپرد.
  • محبوبیت و افزایش قیمت تابلوهایش در حراجی‌ها از قرن بیستم آغاز شد.

پدر گوستاو کلیمت زرگر بود و او مانند معدودی از هنرمندان هم‌نسل خودش ارزش فلزات را می‌فهمید. با آن که با رنگ کار می‌کرد، اما توانایی خارق‌العاده‌ای در خلق حالت فلزات، سنگ و جواهرات در آثارش داشت.

او دانش‌آموخته دانشکده هنرهای کاربردی و نه آکادمی هنرهای تجسمی وین بود.

ویدینگر می‌گوید «او می خواست از مرمر و طلا و نقره واقعی استفاده کند.» اما به ندرت خودش یا صاحبکارش توانایی خرید آن را داشتند.

اما بنا به گفته ویدینگر، هر وقت که وضعیت مالی‌شان بهتر می‌شد، آن وقت کلیمت هنر خود را نشان می‌داد.

یک بار یک بانکدار ثروتمند با نام آدولف استوسلت، از او خواست تا بخشی از دیوار داخلی خانه‌اش را کاشیکاری کند و کلیمت برای سطح کاشی‌ها از جواهرات، مینا، لولو و طلا و نقره استفاده کرد.

کلیمت در نقاشی‌هایش عظمت و شکوه قصر استوسلت را بازسازی کرد.

ویدینگر می‌گوید «پشت این نقاشی‌ها، شما میل نقاش به ساخت چیزی ارزشمند و گران‌بها را می‌بینید.»

کلیمت تنها استاد استفاده از فلز نبود، او به خوبی می‌دانست چطور برای کارهایش بازاریابی کند.

او تنها هنرمند اتریشی بود که می‌توانست از آثارش کپی‌های متعدد و قانونی تهیه کند. او به دیگران نیز اجازه می‌داد که کارش را بازتولید کنند.

رادیکالیسم و جدایی طلبی

کاشیکاری دیوار داخل خانه آدولف استوسلت، اثر گوستاو کلیمت

با این همه محدود کردن هنر کلیمت به هنر تزئینی به معنای نادیده گرفتن رادیکالیسم این آثار است. کلیمت سردمدار جنبش جدایی‌طلب بود، جدایی‌طلب‌ها گروهی از هنرمندان اتریشی بودند که خشکی نقاشی سنتی اتریش را به چالش کشیدند.

هدف اصلی آن‌ها این بود که هنر، طراحی و صنایع دستی را در یک جنبش بزرگ به هم پیوند بزنند، جنبشی که Gesamtkunstwerk نام داشت ( به معنای کارکرد ایده‌آل هنر، یا هنر جهانی، یا تلفیق هنرها). این جنبش به شدت از جنبش هنر و صنایع دستی بریتانیا تاثیر گرفته بود. یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های جنبش بریتانیا چارلز رنی مکینتوش بود که سبک تزئینی آثارش مخاطبان انبوه پیدا کرده بود.

رفیق و معشوقه احتمالی گوستاو کلیمت، امیلی فلوج، نیز با ارايه هنرش در قالب خیاطی از اعضای این جنبش به شمار می‌آمد و یکی از مهم‌ترین خیاطان اتریش بود. گفته می‌شود که کارهای فلوج در جنس و جزئیات لباس‌هایی که در تابلو «بوسه» کلیمت دیده می‌شود، بسیار تاثیرگذار بوده است.

بدترین محصولات کلیمتی

موزه وین چندی پیش در صفحه فیس‌بوکش یک نظرسنجی گذاشت تا مخاطبان، بدترین اثری را که به تقلید از کلیمت تولید شده انتخاب کند.
جعبه‌های موسیقی زرق و برق دار، کفش‌های ورزشی که روی بدنه‌شان با دست نقاشی شده، عروسک‌های خرس تدی و حتی صندلی توالت فرنگی از جمله چیزهایی بود که مردم در این نظرسنجی نوشتند.

فلوج تنها یکی از چندین و چند معشوقه کلیمت بوده است. با آن که گوستاو خجالتی بود اما در زمینه عشق‌ورزی به زنان شهرتی به هم زده بود و بعد از سال ۱۹۰۰ تنها به نقاشی از آن‌ها پرداخت.

بسیاری از زنان او برهنه تصویر شده‌اند، در حالاتی تحریک کننده که جنبه جنسی و شهوانی نقاشی را تشدید می‌کنند. زنان این نقاشی‌ها خیره‌سرانه با نگاه ثابت و برهنگی‌شان رودرروی بیننده‌شان می‌ایستند.

این تصاویر مناقشه‌برانگیز بودند، اما نوعی حساسیت تازه را ایجاب می‌کردند، نوعی تجلیل از مسائل جنسی در شهر و جامعه‌ای که اتریشی معروف دیگری نیز در آن در حال فعالیت بود: زیگموند فروید.

در سال ۱۹۰۵، فروید «سه مقاله در باب تئوری جنسیت» را منتشر کرد، کتابی که عمیقا نگاه جامعه به سکس را به چالش می‌کشید.

کلیمت نیز مانند فروید می‌خواست سکس را به ساحت عمومی بکشاند.

اما در سال ۱۹۰۳، مجبور شد یکی از تابلوهایش با نام «امید ۱» را از نمایشگاه هنرمندان جنبش جدایی‌طلب حذف کند. این تابلو تصویر یک زن حامله برهنه بود که بی‌خجالت به بیرون بوم زل زده بود، اثری که قواعد مرسوم نزاکت در جامعه را به شدت زیر پا می‌گذاشت.

امسال ۹ نمایشگاه مجزا در وین برگزار خواهد شد.

شاید این روحیه رادیکال، همان چیزی بود که سال‌ها بعد و نسل جوان‌تر با آن همذات‌پنداری کردند.

کلاوس پوکورنی، از موزه لئوپولد وین می‌گوید: «هیچ کس نمی‌توانست مثل کلیمت، احساساتی چون عشق، شور، شهوت و میل را با احساساتی نظیر ناامیدی و اضطراب ترکیب کند. به همین خاطر است که او برای نسل جوان چنین جذاب و مسحور‌کننده است.»

«دلیل دیگر توانایی کلیمت در ایجاد هماهنگی است و این نکته مهم که هنرش به شدت تزئینی است.»

کورک می‌گوید که با این همه، این خطر برای هنرمندی چون کلیمت که آثارش همه جا دیده می شود، وجود دارد که بیش از حد به نمایش در بیاید.

«این همان چیزی است که من اسمش را «مشکل مونالیزا» گذاشته‌ام. اگر یک اثر نقاشی به شکل انبوه بازتولید شود و همه جا دیده شود، آن وقت شما از آن دلزده می‌شوید.»

«من دیگر نمی‌توانم به تابلوی مونا لیزا نگاه کنم. نگاه می‌کنم اما نمی‌توانم به آن واکنشی نشان دهم. گاهی اوقات وقتی مثلا به مغازه‌ای می‌روم تا کارت تولد بخرم، نسبت به کلیمت نیز همین احساس را پیدا می‌کنم.»

«بهتر است به وین برگردیم و اثر حقیقی را ببینیم.»


http://www.bbc.com/persian/arts/2012/05/120427_l41_visual_arts_klimt_anniversary
رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست