تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده سیاسی / ویژۀ انقلاب کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید

نامه ارژنگ داوودی از زندان رجایی شهر کرج.

به یاد شاهرخ فقید

عصر یکشنبه ۲۲ شهریور در زندان مخوف گوهردشت،

بهت بغضی غریب در گلوی مبارزان نشسته، بهتی از آن دست که گویی صلابت پایداری را به همهمه خیزش بر می آورد. بغضی از آن دست مهیب که نه خود می شکند و نه کسی راش یارای فرو درکشیدن است.
بهت بغضی چندان غریب که گویی از ۹ تووی ویل تاریک ترین کلمات، قبیل شکنجه، ترور، تبعید، زندان و... به سوی نور پر پر می زند. کلماتی که هر چند نامبارک اند، اما در سیطره عریان ستم خودکامه گان، یادآور بی بدیل واژگان مبارکی چون زندگی، آزادی، دموکراسی، حقوق و عدالت اند.
اینکه می گویند مرگ حق است، شاید بر آتش دلسوختگان، خنکای مرهمی باشد. اما هیچ مرگی در غربت زندان حق نیست. اما هیچ مرگ نابهنگامی، هرگز حق نبوده و نخواهد بود به ویژه مرگ مشکوک مبارزی سترگ در خفقان بندهای در بسته ی پاسداران تباهی.
ضایعه ی مرگ نابهنگام مبارزی در بند سپاهیان جهل در هر سن و سالی که باشد نه تنها حق نیست بلکه ظلم مضاعف به اندیشه آزادی و آزادی اندیشه ست. شاهرخ تنها ۵۰ بهار پر مشقت از زندگی را تجربه کرده بود که با دلی بزرگ در گرو بهار آزادی در آوردگاه همیشه خونین رهایی، از میان ما رخت بر بست.
شاهرخ رفت. او دیگر نه می تواند چیزی بنویسد و نه دیگر بیش از این می تواند آگاهی دهنده باشد. ولی به عنوان مبارزی الهام بخش، در دل تاریخ راستگاری، جاودانه خواهد ماند. زیرا که به فرهنگنامه "پایداری تا پای جان" برگ زرین تری افزود.
ایستاده بر بام بلند قله های برابری انسان، شاهرخ زمانی به نیروی پر توان عشق از دخمه های نبرد زنجیر های حقد و کین با دستان کار و رهایی، پر پروازی خونبار بر گشود و رفت. اما تا امحای آخرین سنگر استبداد و استبدادیان، درخشش پیام هجرت غریبانه اش، ادامه مبارزات حق طلبانه مردمان سراسر ایران زمین را به قدر آرمان والا و همت سربلندش، همچنان پا بر جا و استوار نگه می دارد.
آسوده بخواب شاهرخ که مرگ سرخ چون تویی ما را به پیروزی امیدوارتر و بر تداوم راه مبارزه مصمم تر سازد. مبارزه ای خونین با سلطه ی سیاه سیطره ای که شراره های سرکش آتش پر فتـنه اش از میهن سوخته بر گذشته و سراسر خاورمیانه را شرورانه در بر گرفته است.
آسوده بخواب شاهرخ که یاد و خاطره های تو در بند آدمخواران آزادی ستیز، عزم ما را بر ادامه نبرد نابرابر خود با رژیم اشغالگر و آدمکش فقیه، راسخ تر می دارد.
آسوده بخواب شاهرخ که عروج هر مبارزی از درون میله های سرد زندان، ما را به درستی راه سرخ خویش، آگاه تر می نماید.
آسوده بخواب شاهرخ که ما بیداریم و چون تو تا آخرین نفس ایستاده ایم.
آسوده بخواب شاهرخ که تاریخ بیدار است با دستان قاهر انتقام.

ارژنگ داودی
زندان گوهر دشت
دوشنبه ۲۳ شهریور ۹۴

هرانا: روایت مرگ شاهرخ زمانی از زندان رجایی شهر

دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۳۹۴ ه‍.ش.

خبرگزاری هرانا – روز گذشته زندانیان زندان رجایی شهر کرج با پیکر سرد شاهرخ زمانی فعال کارگری زندانی در سلول محل نگهداری اش روبرو شدند، آنچه در پی می آید، روایت همبندیان و شهود عینی را از این واقعه بازگو می کند.
بنا به اطلاع خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سه بعد از ظهر دیروز و پس از اینکه دوستان شاهرخ زمانی متوجه می شوند که وی برخلاف معمول برای ورزش و هواخوری عصرگاهی حضور پیدا نکرده، به بالای سر او می روند و با بدن سرد، کبود و دستان قفل شده اش روبرو می شوند، همچنین مقداری خون از دهان این فعال کارگری نیز جاری شده بود که موجب وحشت همبندیانش می شود.
پس از انتقال شاهرخ زمانی با پتو توسط دیگر همبندیانش، پزشک بهداری با دیدن وی اعلام می کند که همبندیشان مرده و سکته مغزی دلیل فوت شاهرخ زمانی بوده است، بنا بر گفته شاهدان، پزشک بهداری حتی به پیکر شاهرخ زمانی با این استدلال که دست زدن به پیکر غسل میت دارد، دست نمی زند. روایت ها حاکی از آن است که با اعتراض زندانیان فرد دیگری تنها چند بار با دست و نه با دستگاه شوک به ماساژ قلبی می پردازد که ناموفق بوده است.
گفته می شود شاهرخ زمانی شب قبل از فوت نیز با خانواده خود صحبت کرده و تا دم صبح هم با دوستانش بیدار و در حال گفتگو بوده و هیچ مشکل جسمی مشخصی نداشته است. همچنین ساعت ۹ صبح روز مرگ نیز در بند مشاهده شده و هیچ مشکل جسمانی ای رویت نگردیده است.
پس از اعلام مرگ، از آگاهی منطقه برای عکس برداری از محل فوت شاهرخ زمانی به درون بند مراجعه می کنند که زندانیان هم بند و غمگین و شوکه شده از فوت دوست و همبندی شان به بگو مگو با افسر جانشین می پردازند.
همچنین صبح امروز دوشنبه بیست و سوم شهریور، بازرسی زندان اقدام به بازرسی اتاق وی نموده و هم اتاقی اش کریم معروف عزیز نیز جهت توضیحات فراخوانده شد، همچنین وسایل شخصی این فعال کارگری “به دستور بازرسی و جهت تحویل به خانواده” جمع آوری شد.
گفتنی است، جسد شاهرخ زمانی هم اکنون به خانواده وی تحویل شده و در حال انتقال به تبریز، زادگاه این فعال کارگری است.
روز گذشته یکشنبه ۲۲ شهریور، شاهرخ زمانی، کارگر زندانی در زندان رجائی شهر که در پنجمین سال حبس بدون مرخصی خود به سر می برد، به دلیل سکته مغزی در زمانی مابین صبح تا پیش از ظهر در زندان رجائی شهر کرج فوت کرد.
شاهرخ زمانی در شهریور ماه ۱۳۹۳ اجازه حضور در مراسم ازدواج دخترش را پیدا نکرد و در بهمن ماه ۹۳ نیز این فعال کارگری نتوانست حتی برای مدتی کوتاه در خاکسپاری و تشییع مادرش حضور داشته باشد، این در حالی است که به دلیل دوری مسافت تبریز تا کرج وی امکان ملاقات مستمر با اعضای خانواده را نیز نداشت.
شاهرخ زمانی فعال کارگری و نقاش ساختمان آخرین بار چهاردهم خرداد ماه ۱۳۹۰ در تبریز بازداشت شد و مدت ۳۶ روز در سلول انفرادی نگهداری شد، به گفته منابع هرانا تاریخ بازداشت رسمی وی نوزدهم خرداد ماه قید شده که نشان دهنده این است که وی به مدت ۵ روز بدون هیچ حکم قضایی و کاملا غیر قانونی بازداشت شده است. شعبه یک دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی حملبر، شاهرخ زمانی را به اتهام تبلیغ علیه نظام و تشکیل گروه به قصد بر هم زدن امنیت ملی به ۱۱ سال زندان محکوم کرد که این حکم عینا در دادگاه تجدید نظر تأیید شد.
پس از پایان بازجویی ها در تاریخ ۲۷ مهر ماه ۱۳۹۰ با قرار وثیقه ی ۲۰۲ میلیون تومانی از زندان مرکزی تبریز آزاد و پس از مدت کوتاهی در تاریخ ۲۴ دی ماه همراه با محمد جراحی در محل کارش دستگیر و برای اجرای حکم به زندان مرکزی تبریز منتقل شد.
در ابتدای ورود به زندان تبریز به طور غیر قانونی وی را بیش از یک ماه در بند قرنطینه ی زندان نگه داشتند، وی در اعتراض به این عمل مجددا دست به اعتصاب غذا زد و پس از مدتی به بند مالی زندان تبریز منتتقل شد. وی در طول مدت حبس خود در این زندان بارها از بندی به بند دیگر منتقل شده و مورد آزار و اذیت قرار گرفت. در نهایت وی را به بند ۱۵ متادون که مخصوص معتادین بوده و به لحاظ بهداشتی نیز وضعیت نامساعدی دارد، منتقل کردند. بنا بر گزارش ها در این بند انواع بیماری های خطرناک مانند ایدز و هپاتیت شیوع گسترده ای دارد.
در تاریخ ۷ خرداد ماه ۱۳۹۱ وی را به طور غیر قانونی و بدون حکم قاضی با دست بند و پابند از زندان تبریز خارج کرده و به زندان یزد منتقل کردند. در هفدهم مرداماه وی مجددا به زندان تبریز بازگردانده شد و در نهایت در تاریخ ۲۲ مهر ماه به زندان رجایی شهر کرج منتقل شد.
شاهرخ زمانی بار دیگر در تاریخ ۱۷ شهریور ماه ۱۳۹۲ از زندان رجایی شهر کرج به تبریز منتقل شده و در شعبه‌ی ۲ دادگاه انقلاب تبریز به اتهام توهین به رهبری محاکمه و متعاقبا به تحمل ۶ ماه حبس تعزیری دیگر محکوم شد.
این کارگر زندانی در روز ۲۰ اسفند ماه ۱۳۹۲ به زندان قزلحصار کرج انتقال یافت و در اعتراض به این انتقال دست به اعتصاب غذا زد. پس از اعتصاب غذا مسولان وی را مجددا در تاریخ ۲۵ فروردین ماه ۱۳۹۳ به زندان رجایی‌شهر کرج منتقل کردند.
این فعال کارگری پیش از این نیز در سال ۱۳۷۲ به اتهام فعالیت غیرعلنی در سندیکای نقاشان بازداشت شده و حدود ۱۸ ماه زندانی شده بود.
شاهرخ زمانی عضو هیات مدیره کمیته پیگیری برای ایجاد تشکل‌های مستقل کارگری و هیات بازگشایی سندیکای کارگران ساختمان و نقاشان، در بند سیاسی زندان رجایی شهر کرج پنجمین سال حبس بدون مرخصی خود را سپری می کرد.

 

 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 
بازگشت به صفحه نخست