تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده   کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید جمعه ۲۲ تير ۱۳۹۷ - ۱۳ ژوييه ۲۰۱۸

عباس امیرانتظام، قربانی وارونگی انقلاب

علی افشاری

۲۲/تیر/۱۳۹۷

مهندس عباس امیرانتظام از چهره‌های برجسته جریان ملی-مصدقی ایران در سن ۸۶ سالگی چشم بر دنیا بست. او از برخی جهات چهره‌ای خاص در تاریخ ایران بعد از انقلاب محسوب می‌شود.

او در بین قربانیان سرکوب حکومتی بعد از انقلاب جایگاه ویژه‌ای داشت. قریب ۲۴ سال را پشت میله‌های سرد و عبوس زندان گذراند. بعد از خروج از زندان نیز کاملاً آزاد نشده و ۱۵ سال را به صورت مرخصی گذراند. در واقع حکم حبس ابد او نشکسته و قوه قضائیه همچون شمشیری حکم فوق را بر بالای سرش قرار داد.

بدین ترتیب او فردی است که تقریباً معادل عمر جمهوری اسلامی حقوق شهروندی و انسانی‌اش در بیشترین سطح پایمال شد. او شاهد دست اول جنایت‌های رخ داده در دهه ۶۰ در زندان‌های سیاسی بود.

اما ویژگی دیگر که نام امیرانتظام را برجسته می‌سازد، حضور او در بطن فرایندی است که به وارونگی انقلاب بهمن ۵۷ و بازسازی مناسبات آمرانه در شکل مخوف‌تر استبداد دینی انجامید. اگرچه گفتمان حاکم بر نیروهای اصلی انقلاب با دمکراسی سازگاری نداشت اما در عین حال نمی‌توان منکر جهت‌گیری ضداستبدادی و تأکید بر مطالبه آزادی در جریان انقلاب بهمن ۵۷ شد.

این ویژگی آنقدر وزن داشت که آیت‌الله خمینی در رد پیشنهاد مهندس مهدی بازرگان در به رأی گذاشتن «جمهوری دمکراتیک اسلامی» مدعی شد «اسلام همه‌اش دمکراسی است، اسلام عین دمکراسی است». آیت‌الله خمینی در آستانه برگزاری رفراندوم جمهوری اسلامی نگفت اسلام با دمکراسی ناسازگار است و یا صحبتی از «مردم‌سالاری دینی» به میان نیاورد.

عباس امیرانتظام تعلق به جمعی از نیروهای انقلابی داشت که دغدغه استقرار دمکراسی در ایران بعد از انقلاب داشتند. او چون مهندس بازرگان انقلاب اسلامی را فرصتی برای تحقق آرمان مشروطه می‌دانست تا حاکمیت ملی مستقر شده و حیات ساخت مطلقه قدرت به صورت پایدار خاتمه یابد.

از این رو امیرانتظام بعد از کنار گذاشته شدن پیش‌نویس قانون اساسی مصوب شورای انقلاب در مجلس خبرگان قانون اساسی و طرح اصل ولایت فقیه با شجاعت وارد میدان شده و طرح انحلال مجلس خبرگان را در دولت موقت عرضه کرده و با استدلال و رایزنی اکثر وزرا و مهندس بازرگان را قانع می‌سازد که سرنوشت انقلاب و آرمان‌های آن به تعطیلی مجلس خبرگان پیوند خورده است.

او با دوراندیشی و ارزیابی درست می‌دانست پیامدهای مخرب شکل‌گیری نهاد ولایت فقیه و قدرت گرفتن بنیادگرایی اسلامی چه خواهد بود. احساس خطر رهبران حزب جمهوری اسلامی و بیش از همه آنها آیت‌الله خمینی چنان خشم و عصبیتی علیه مهندس امیرانتظام در بخش مسلط قدرت ایجاد کرد، که مهندس بازرگان سراسیمه به او توصیه کرد برای گریز از تاوان سنگین خیرخواهی‌اش برای جامعه و نسل‌های آینده، ایران را ترک کند.

امیرانتظام از همان روز هدف انتقام‌گیری و پرونده‌سازی قرار گرفت که به درستی خطرات کانون اصلی ساخت قدرت جدید گوشزد کرده بود. غلط نیست اگر گفته شود امیرانتظام از اولین صداهایی بود که نسبت به شکاف ترمیم‌ناپذیر ولایت-جمهوریت و فرجام تیره این دوگانگی هشدار داد. او از اساس با دادن امتیاز ویژه به روحانیت و دخالت دادن دین در دولت مخالف بود و ابایی از این نداشت که بی‌اعتنایی‌اش را به تکالیف شریعت‌مدارانه فقها در ظاهر و رفتارش نشان دهد. او فردی ضدمذهبی نبود اما با حکومت دینی موافق نبود و این مسئله نیز در تشدید تنش نیروهای خط امام با او اثرگذار بود.

امیرانتظام به استقلال ایران باور جدی و خلل‌ناپذیر داشت، اما این استقلال را در چارچوب عقلانی و در روابط خوب با دنیا جستجو می‌کرد. در بینش او استقلال به معنای ضدیت با غرب و رویکردهای دشمن‌محور و انزواگرایانه نبود. او در جریانی پروش یافته بود که نسبت به گسترش نفوذ شوروی و قطب شرق در ایران حساس بود و در عین حال مخالف وابستگی به آمریکا بود.

اما او بر اساس تجارب سیاسی و حرفه‌ای خود دریافته بود که رشد و توسعه ایران نیازمند رابطه خوب با غرب در چارچوب رعایت منافع متقابل و تنش‌زدایی با شوروی است. او همچنین مهارت‌های دیپلماتیک بالایی داشت و از شناخت خوبی نسبت به مناسبات جهانی وقت برخوردار بود. اما متأسفانه این نگرش در بین نیروهای انقلابی وقت محجور بود.

برای درک فاجعه‌ای که در دستگاه دیپلماسی کشور بعد از استقرار جمهوری اسلامی در شکل کنونی‌اش به وقوع پیوست، کافی است توجه کرد که در سال ۱۳۵۸ دیپلمات‌هایی مانند امیرانتظام وجود داشتند و اینک بعد از دهه‌ها کارآموزی سعی و خطا برجسته‌ترین مدیر وزارت خارجه، محمدجواد ظریف دیپلمات برکشیده بر مناسبات رانتی است!

امیرانتظام قربانی مشترک نگرش‌های ایئولوژیک گوناگون غرب‌ستیز شد. نظام برای تثبیت سرمشق آمریکا ستیزی و سنت‌گرایی ایدئولوژیک او را بی‌رحمانه هدف قرار داد. دانشجویان پیرو خط امام و تسخیرکنندگان سفارت آمریکا با استناد به مدارکی که هیچ ارتباط و وثاقتی با اتهام جاسوسی نداشتند، او را بازداشت و سپس متهم به جاسوسی برای دولت آمریکا و اقدامات ضد انقلابی کردند.

آیت‌الله محمد محمدی گیلانی در دادگاهی که عاری از موازین دادرسی منصفانه بود او را به مجازات اعدام محکوم کرد که با پیگیری‌های مهندس بازرگان به حبس ابد تقلیل یافت. اما امیرانتظام تنها مورد حمله نیروهای موسوم به خط امام نبود. برخی از نیروهای چپ‌گرای اپوزیسیون که نگاه ایدئولوژیک داشتند، نیز خواهان شدت عمل و برخورد خشن با نیروهایی بودند که از نظر آنها لیبرال محسوب می‌شدند.

برخی از این گروه‌ها از بازداشت امیرانتظام بدون اطلاع از محتوی پرونده او دفاع کرده و پیشاپیش طناب دار را بر افراشته بودند. آنها اگر فرصت پیدا می‌کردند فقط به او اکتفا نمی‌کردند بلکه چه بسا کل دولت موقت و شورای انقلاب را به عنوان جاده‌صاف‌کن‌های امپریالیسم زیر تیغ می‌بردند.

غلط نیست اگر گفته شود منهای مهندس بازرگان و افراد معدودی، کنشگران و گروه‌های سیاسی اول انقلاب مدیون امیرانتظام بوده و به دلیل حمایت و یا سکوت در برابر پرونده‌سازی برای او حداقل یک معذرت‌خواهی بدهکار هستند. حتی نهضت آزادی از او حمایت نکرد و بی‌اعتنایی آنها به مسئولیت سیاسی و اخلاقی حتی تا سال‌ها بعد از زندانی شدن او ادامه یافت. فعالیت‌های حمایتی مهندس بازرگان به پشتوانه شخصیت حقیقی‌اش بود.

دیگر ویژگی امیرانتظام که جابه‌جایی مفاهیم و نمادهای انقلابی را بازتاب می‌دهد سبک زندگی و لباس پوشیدن و معاشرت او بود. مقایسه راهپیمایی‌های بزرگ قبل از انقلاب و آنچه به تدریج عرصه عمومی ایران بعد از انقلاب عرصه را تسخیرکرد، به خوبی جابه‌جایی چهره عمومی جامعه را در پرتو تحمیل سبک زندگی و پوشش مورد نظر نهاد ولایت فقیه نشان می‌دهد. البته در این ویژگی اکثر کارگزاران دولت موقت همراهی داشتند.

امیرانتظام مصدقی بود و پرورش یافته در مکتب جبهه ملی بود. این مکتب از اساس با هویت موسوم به خط امام و بنیادگرایی اسلامی شیعه‌محور تعارض داشت. الگوی حکمرانی مد نظر امیرانتظام در تعارض با الگوی نقدم تعهد بر تخصص مورد نظر آیت‌الله سیدمحمد بهشتی بر شایسته‌سالاری و حکمرانی بر اساس منافع ملی و خرد زمانه بود. از این زاویه نیز دوگانگی در چهره قبل و بعد از پیروزی انقلاب تا حدی قابل مشاهده است.

منش اخلاقی والا دیگر ویژگی برتر او بود که فضیلت شجاعت را با ادب و متانت آراسته بود. امیرانتظام با عیادت از قاضی‌اش که به ناحق حکم اعدامش را صادر کرده بود و اعلام بخشش نشان داد که زندان و زندان‌بانان در شکستن او ناکام شدند. او بر مواضع حق‌طلبانه‌اش ایستاد و بر ضرورت کشف حقیقت و فراموش نکردن جنایت‌ها محکم پافشاری کرد و حتی قریب به شش سال حبس را به خاطر عدم سکوت در برابر تبلیغات حکومتی در مورد قساوت اسدالله لاجوردی مسئول دادستانی انقلاب و زندان اوین در نیمه اول دهه شصت به دور از مرخصی گذراند، اما انتقام و کینه‌توزی و پاسخ خشونت با خشونت را قاطعانه و گاندی‌وار رد کرد تا نام او بر بلندای جامعه ایران به بخشش از موضع قدرت و پیوند خوردن کشف حقیقت با مدارا و نفی «مناسبات مبتنی بر خشونت و خونخواهی» پر آوازه گردد.

از این رو امیرانتظام و ظلم و ستم بزرگی که بر او رفت و زندگی‌اش را دچار مشقت‌های بسیار کرد، بخش مهم و فراموش ناشدنی تاریخ چهار دهه‌ای ایران پسا انقلاب است. زندگی پر هزینه‌ای که بر او تحمیل شد، آئینه گویایی است که چگونه وارونه‌سازی انقلاب ایران را به مسیری قهقرایی سوق داد.

https://www.radiofarda.com/a/commentary-on-amirentezam/29360997.html

امیر انتظام؛ دیپلمات انقلابی که 'محکوم به جاسوسی شد'

احسان مهرابی /روزنامه نگار
امیر انتظامامیرانتظام گفته که به مدت ۱۵ سال در زندان های اوین، قزل حصار و گوهر دشت زندانی بوده تا اینکه دردی ماه ۷۳ به خانه امن وزارت اطلاعات منتقل شده که نورالدین کیانوری، دبیر کل حزب توده نیز درآن بوده تا اینکه آذر سال ۷۵ او را به خانه اقوامش آورده و به زندان بازنگردانده اند.

این دادگاه، «دادگاه امیر انتظام نیست، بلکه دادگاه یک جریان فکری اصیل اسلامی است» و «متهمین اصلی و ردیف اول آن» طالقانی، مطهری، بازرگان و شریعتی هستند. این توصیف محمد توسلی، دبیرکل فعلی نهضت آزادی، از دادگاه عباس امیرانتظام بود.

دادگاهی که از دیدگاه همفکران توسلی، پس از اشغال سفارت آمریکا زمینه سازی برای حذف کامل یک جریان سیاسی بود و قرعه به نام عباس امیرانتظام زده شده بود.

هر چند پس از انقلاب ۵۷ بسیاری از دست اندرکاران انقلاب و مقامات جمهوری اسلامی محاکمه و اعدام و زندانی شدند اما عباس امیرانتظام بالاترین مقامی است که پس به اتهام «جاسوسی» محاکمه و به حبس ابد محکوم شده است.

صف بندی موافقان و مخالفان امیرانتظام اما مدلی از صف بندی های متفاوت آن سال ها علیه دولت موقت و مهدی بازرگان بود که «لیبرال» خوانده می شدند.

به جز «خط امامی هایی» چون محمد منتظری، عبدالمجید معادیخواه، جلال الدین فارسی و هادی غفاری که در دادگاه علیه امیر انتظام شهادت دادند، از سازمان چریک هایی فدایی خلق گرفته تا چهره هایی چون حبیب الله پیمان از افشاگری دانشجویان مشهور به «پیرو خط امام» حمایت کردند.

دراین میان روشنفکرانی چون رضا براهنی امیر انتظام را به «ساخت و پاخت» با سفیر آمریکا متهم کردند و برخی نشریات وابسته به جریان چپ از جمله مردم، کار و چلنگر علیه او نوشتند.

درمقابل اما روحانیون شاخصِ نزدیک به آیت الله خمینی مواضع معتدل تری داشتند.

محمد حسینی بهشتی از نحوه افشاگری دانشجویان «پیروخط امام» انتقاد کرد و اکبر هاشمی رفسنجانی گفت، سندی درباره جاسوسی امیر انتظام وجود ندارد. حسینعلی منتظری و علی خامنه ای نیز اعلام کردند که ادعاها درباره امیر انتظام «هنوز درمرحله اتهام است و ثابت نشده است».

دراین میان البته بهشتی در اسناد منتشر شده از سوی دانشجویان «پیروخط امام»خود به ارتبط با آمریکایی ها متهم شده بود.

از همین رو شیخ علی تهرانی، شوهر خواهر آیت الله خامنه ای که بعدها مخالفت حکومت شد، گفت که از میان بهشتی،رفسنجانی و خامنه ای «دو نفرشان با امیر انتظام شریکند».

از میان دانشجویان «خط امام» که مهمترین مدعی امیرانتظام بودند، ابراهیم اصغرزاده درسال های آخر عمر امیر انتظام از او حلالیت طلبید.محسن میردامادی گفت که سندی درباره جاسوسی او وجود نداشت.عباس عبدی اما همچنان برمجرم بودن امیرانتظام پای فشاری کرد و البته گفت که او باید به پنج سال زندان محکوم می شد.

امیرانتظام در سال ۹۲ به عیادت قاضی دادگاه خود، محمد محمدی گیلانی رفت و درپاسخ به انتقادها نوشت که «در این دیدار حکمتی بود و آن تمرین بخشش و گذشت از خطاها بدون آنکه این خطاها را فراموش کنیم».

این قدیمی ترین زندانی سیاسی جمهوری اسلامی البته تاکید کرد که این اقدام یک تصمیم شخصی بوده و او« به نمایندگی از سوی هیچ گروه یا فرد دیگری به این دیدار نرفته» است.

امیر انتظام پیش از زندان زندگی خوبی داشت و به اصطلاح انقلابیون «مرفه بیدرد» بود. با این حال سال های زندان را به روایت موافقان و مخالفانش «بدون آخ گفتن» تحمل کرد. برخی از هم بندانش می گویند، در چشمان«ترسناک» اسدالله لاجوردی نگاه می کرده ومی گفته که «تو جنایتکاری».

درخاطراتش نوشته که روزی آیت الله قدوسی، دادستان کل انقلاب، به همراه احمد جنتی از سلولش بازدید کرده اند و او بی توجه به آنها «دراز کشیده»بود.

امیر انتظام می گوید،پیش اززندانی شدن چندبار ترور شده بود، اولین بار درخرمشهر توسط هواداران آیت الله شبیرخاقانی،روحانی هویت طلب عرب و یک بار توسط گروه فرقان که چهره هایی چون مرتضی مطهری و محمد مفتح را ترور کردند.

امیر انتظامعباس امیر انتظام در روزهای ابتدایی دولت موقت به عنوان معاون نخست وزیر و سپس سخنگوی دولت انتخاب شد.

همراه با انقلاب و دولت موقت

عباس امیر انتظام در مهر ماه ۵۷ به دیدار آیت الله خمینی رفت و اوضاع تهران را برایش توضیح داد.

در بازگشت همسفر مهدی بازرگان بود. در آبان و آذر ۵۷ به پیشنهاد مهندس بازرگان با هیئت کمیسیون حقوق بشر آمریکا دیدار کرد. پس از آن در آبان و آذر ۵۷ دردفترش و به همراه مهندس بازرگان با ویلیام سولیوان، سفیر آمریکا در تهران دیدار کرد تا به گفته خودش«شاه را به نرمش ودارکند و از کشت و کشتارجلوگیری شود».

عباس امیر انتظام در روزهای ابتدایی دولت موقت به عنوان معاون نخست وزیر و سپس سخنگوی دولت انتخاب شد. در خاطراتش نوشته که از همان روزها اما برخی از اعضای نهضت آزادی از جمله ابراهیم و یزدی و هاشم صباغیان از این انتصاب خوشنود نبودند. عزت الله سحابی، دیگر عضو نهضت آزادی، نیز چندان روابط حسنه ای با امیر انتظام نداشت و اطلاعیه ای منتشر کرد که او «عضو نهضت آزادی نیست».

خاطرات او درباره ماه های ابتدایی انقلاب پر ازروایت مزاحمت های روحانیون و چهره های تندرو برای دولت موقت است.

درنهایت امیرانتظام ۲۱تیر ماه پس از مشورت با مهندس بازرگان از سمت های خود استعفا داد و سفیر ایران در پنج کشور اسکاندیناوی(سوئد، نروژ، دانمارک، فنلاند و ایسلند) شد.

او در مهر ماه ۵۸ برای دیدار با نخست وزیر به تهران بازگشت و نامه درخواست برای انحلال مجلس خبرگان را تهیه کرد و به امضای تعدادی از اعضای دولت رساند اما مهندس بازرگان از او خواست که از این موضوع منصرف شود. بعدها مشخص شد که مخالفت آیت الله خمینی دلیل این خواسته مهندس بازرگان بوده است.

امیر انتظام درآذر ۵۸ با نامه صادق قطب زاده، وزیر خارجه، به تهران فراخوانده شد اما می گوید بعدها متوجه شده، که در واقع کمال خرازی،معاون وقت وزیر خارجه که در دولت محمد خاتمی وزیر خارجه شد، او را فراخوانده بود تا بازداشت شود. صادق قطب زاده نیزدر مصاحبه با شماره ۴ دی ۵۸ روزنامه کیهان گفت که ازجریان دستگیری امیرانتظام اطلاع نداشته است.

او درخاطراتش نوشته که وزیرخارجه سوئد قبل از این سفر به خانه اش تلفن زده و پیشنهاد کرده «از رفتن به ایران خودداری» کند چرا که «رژیم ایران در مورد او توطئه ای را ترتیب داده».

در نهایت امیرانتظام ساعت ۹ شب روز ۲۸ آذر ۵۸ در وزارت خارجه با حکم دادستانی بازداشت و به سفارت آمریکا منتقل و به دست دانشجویان «پیرو خط امام» سپرده شد.

به این ترتیب دانشجویان «پیرو خط امام» که خود مدعی امیرانتظام بودند، زندانبان او نیز شدند تا اینکه او پس از ۶۱ روز به زندان اوین منتقل شد.

سخنگوی دولت موقت درمدت بازداشت ده ها نامه به آیت الله خمینی و دیگر مقامات ارشد جمهوری اسلامی نوشت اما این نامه ها بی پاسخ ماند.

امیرانتظامدادگاه امیر انتظام پس از ۴۵۴ روز بازداشت در ۲۷ اسفند۵۹ به ریاست محمد محمدی گیلانی آغاز شد. به گفته امیر انتظام، مجتبی میرمهدی،نماینده دادستان و حسن میرفندرسکی، عضو حقوقدان دادگاه حتی «با الفبای مکاتبات سیاسی آشنا» نبودند و استفاده از کمله «Dear ( به معنای عزیز) را به داشتن روابط خصوصی با سفیر آمریکا تعبیر می کردند».

اتهام «سفره دل پیش دشمن باز کردن»

دادگاه امیر انتظام پس از ۴۵۴ روز بازداشت در ۲۷ اسفند۵۹ به ریاست محمد محمدی گیلانی آغاز شد. به گفته امیر انتظام، مجتبی میرمهدی،نماینده دادستان و حسن میرفندرسکی، عضو حقوقدان دادگاه حتی «با الفبای مکاتبات سیاسی آشنا» نبودند و استفاده از کمله «Dear ( به معنای عزیز) را به داشتن روابط خصوصی با سفیر آمریکا تعبیر می کردند».

نماینده دادستان همچین امیر انتظام را متهم کرده بود که با یک آمریکایی به نام مونیکا حقانی، که «میلیون ها تومان پول در بانک های ایران دارد»، ازدواج کرده است.اتهامی که البته دادستانی پی آن را نگرفت.

در نهایت در جلسه ششم،قاضی اتهامات امیر انتظام را در چهار بند بیان کرد. «ایجاد رابطه با دشمنان دین و ملت و روی دل باز کردن با آنها»، «تلاش برای تفرقه انداختن بین ملت ایران و مردم انقلابی لیبی و فلسطین»، «فراری دادن طاغوتیان»، «توطئه علیه مجلس خبرگان رهبری».

با وجود فضاسازی های سنگین علیه امیر انتظام درباره ارتباط با مقامات آمریکایی، درحکم دادگاه اشاره ای به موضوع« جاسوسی» نشده و تنها «سفره دل» پیش مقامات آمریکایی باز کردن،یعنی سخن گفتن از موضوعات سیاسی داخلی دلیل صدور حکم علیه سخنگوی دولت موقت اعلام شده است.

درباره ارتباط با مقامات آمریکایی،امیر انتظام و مهندس مهدی بازرگان تاکید کردند که روابط او با مقامات آمریکایی، پیش از انقلاب در جهت اهداف انقلاب و با اطلاع نیروهای مخالف شاه و پس از انقلاب با اطلاع دولت و رسمی بوده است.

امیر انتظام همچنین بارها تاکید کرد که سندهای منتشر شده از سوی دانشجویان حتی از نظر ترجمه نیز اشکال دارد و قابل استناد نیست.

ابراهیم یزدی،وزیر خارجه دولت موقت، نیز در دادگاه اعلام کرد که این اسناد قابل استناد نیستند. او گفت که کشف رمزهای به کاررفته دراسناد سفارت آمریکا به سادگی ممکن نیست و اینگونه نیست که اگر رمزی دریک ماه به کار رفته در ماه های بعد نیز عین همان استفاده شود.

اتهام دوم و سوم به اختیاراتی مربوط می شد که در فضای آشفته آن روزهای پس از انقلاب امیر انتظام در مقام معاون نخست وزیری برای رفع ممنوع الخروجی افراد و همچنین اجازه ورود اتباع خارجی به ایران داشت.

برخی مانند محمد منتظری امیر انتظام را متهم می کردند که از ورودمقامات لیبایی که بدون ویزا و گاهی بدون پاسپورت می خواستند وارد ایران شوند جلوگیری کرده است.

موضوع اتهام «فراری دادن طاغوتیان» نیز مربوط به صدور اجازه خروج از کشور برای برخی افراد بود.

بسته شدن دفتریک گروه فلسطینی در اهواز نیز از نظر دادگاه دلیل «تفرقه انداختن» امیرانتظام بین «ملت ایران و فلسطین» بود که بعدها ابراهیم یزدی و مهندس بازرگان اعلام کردند این اقدام با نظر وزارت خارجه و دولت انجام شده و این گروه «وابسته به عراق» بوده است.

امیرانتظام

حمایت نهضت آزادی و مخالفت چپ های حکومتی

مهدی مهدی بازرگان به عنوان اولین شاهد در دادگاه امیر انتظام از او دفاع کرد و گفت که ارتباطات او با آمریکائیها با اطلاع او بوده است و حتی مقامات آمریکایی که با او و امیر انتظام دیدار کرده اند، اطلاعات ارزشمندی از جمله وضعیت لشکرهای عراق داده اند.

به جز بازرگان، محمد توسلی، یدالله سحابی و ابراهیم یزدی به نفع امیر انتظام در دادگاه شهادت دادند.

۱۵ عضو دولت که نامه پیشنهاد انحلال مجلس خبرگان را امضا کرده بودند و همچنین ابراهیم یزدی که نامه را امضا نکرده بودند درنامه ای به دادگاه اعلام کردند که اگر این اقدام «جرم» است، درآن «شریکند».

درمدت بازداشت و دادگاه بارها روزنامه های کیهان و اطلاعات مطالبی را علیه او و نهضت آزادی منتشر کردند.

محمد خاتمی در سر مقاله کیهان نوشت: "چه نقصی در کار شماست که فردی چون امیر انتظام، جاسوس و مزدور آمریکا تا سطح معاونت نخست وزیر و سخنگوی دولت موقت بالا می آید؟"

میرحسین موسوی هم در مصاحبه ای با کیهان گفت: "در رابطه با لیبرالها من فقط خاطره آن شبی را نقل میکنم که اسناد لانه جاسوسی در رابطه با امیر انتظام افشا شد. واقعا احساس می کردم کوه سنگینی از روی دوش من برداشته شد....افشا شدن این چهره بنظر من مقدمه ویرانی عظیمی بود....من هیچ وقت خوشحالی آن شب را فراموش نمیکنم....سنجاقی که امیر انتظام روی کراوات خود میزد، همیشه مانند سوزنی در چشمان من فرو می رفت"

درجلسات دادگاه برخی از اعضای نهضت آزادی و دولت موقت از جمله یدالله سحابی و احمد صدر حاج سید جوادی حاضر می شدند.

امیر انتظام تعدادی از روحانیون و حقوقدانان را برای وکالت خود معرفی کرد که در این میان ناصر مکارم شیرازی،وکالت او را نپذیرفت اما علی گلزاده غفوری و نورعلی تابنده برای وکالت او اعلام آمادگی کردند.

در نهایت اما او دردادگاه به تنهایی از خود دفاع کرد،درحالی که نه وکیل داشت،نه مشاوری و ۱۸ ماه «ممنوع الملاقات بود». امیر انتظام پس از ۱۷ جلسه دادگاه، امیر انتظام به حبس ابد محکوم شد.

امیرانتظام گفته که به مدت ۱۵ سال در زندان های اوین، قزل حصار و گوهر دشت زندانی بوده تا اینکه دردی ماه ۷۳ به خانه امن وزارت اطلاعات منتقل شده که نورالدین کیانوری، دبیر کل حزب توده نیز درآن بوده تا اینکه آذر سال ۷۵ او را به خانه اقوامش آورده و به زندان بازنگردانده اند.

مهندس بازرگان پیش از مرگ گفته بود: "دست من از قبر بیرون می ماند تا بی گناهی امیرانتظام ثابت شود."

http://www.bbc.com/persian/iran-features-44822344

عباس امیرانتظام درگذشت

۲۱/تیر/۱۳۹۷
عباس امیرانتظام، سخنگو و معاون نخست وزیر دولت موقت مهدی بازرگان

عباس امیرانتظام، سخنگو و معاون نخست وزیر دولت موقت مهدی بازرگان پس از انقلاب اسلامی که از وی به عنوان قدیمی‌ترین زندانی سیاسی جمهوری اسلامی نام برده می‌شد، درگذشت.

الهه امیرانتظام، همسر این شخصیت سیاسی ۸۶ ساله در گفت‌و‌گو با خبرگزاری ایرنا خبر درگذشت وی را تائید کرده است.

به گفته خانم امیرانتظام، وی صبح روز پنج‌شنبه (۲۱ تیر) دچار تشنج شد و تلاش تیم پزشکی که برای احیای وی در منزل حضور یافته بودند، بی‌نتیجه ماند و او پیش از رسیدن به بیمارستان، جان سپرد.

عباس امیر انتظام، عضو جبهه ملی ایران، معاون نخست وزیر در دولت موقت مهدی بازرگان پس از انقلاب سال ۵۷ ایران و سفیر جمهوری اسلامی در کشورهای اسکاندیناوی بود.

دریافت/دانلودِ فایلِ گفت‌وگوی سمیرا قرائی با حسین موسویان، عضو هیئت اجرایی جبهه ملی ایران، در مورد عباس امیرانتظام

به‌دنبال حمله دانشجویان «خط امام» به سفارت آمریکا در ایران، وی به اتهام «جاسوسی» و «همکاری» با سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا بازداشت و به اعدام محکوم شد.

امیرانتظام و نزدیکان وی این اتهام را رد می‌کردند و وی سال ۷۷ در گفت‌و‌گو با روزنامه جامعه در این زمینه گفته بود که به عنوان «مسئول مذاکره و مکاتبه با تمام سفارتخانه‌ها» در داخل ایران، مکاتباتی «رسمی و قانونی» با سفارت آمریکا نیز انجام داده بود.

به گفته وی٬ «اما آنهایی که سفارت را اشغال کردند، این نامه‌ها را به عنوان اسناد جاسوسی علیه دولت وقت و شخص من مورد استفاده قرار دادند. مطلقاً چیز دیگری نبود، مطلقاً.»

با این حال حکم اعدام وی به حبس ابد کاهش یافت و چندین سال بود که به علت کهولت سن و بیماری، به جای زندان، در منزل خود تحت مراقبت قرار داشت.

وی متولد سال ۱۳۱۱ تهران و دارای مدرک مهندسی برق از دانشکده فنی دانشگاه تهران و فوق لیسانس مهندسی از آمریکا بود.

امیرانتظام که دارای سه فرزند است، پس از انقلاب موفق به دیدار با فرزندان خود نشده و الهام اميرانتظام، دختر وی هنگام دریافت جایزه شهامت اخلاقی بنیاد یان کارسکی در سال ۸۲ به نمایندگی از طرف پدرش، گفت: «آخرين باری که پدرم را ديدم، ۱۰ سال بيش نداشتم.»

وی از قول پدرش نیز پیامی برای این مراسم قرائت کرد که امیرانتظام گفته بود: «وقتی به زندان می‌رويد، خشمگين هستيد. ابتدا تنها فکر و ذکر شما اين است که بيگناه هستيد. ۱۰ سال که می‌گذرد، احساس می‌کنيد فراموش شده‌ايد، مثل مردگان. ۲۰ سال که می‌گذرد و در زندان جوانی را ملاقات می‌کنيد که شما را به جای می‌آورد و برايتان احترام قائل می‌شود...می‌فهميد که بخشی از تاريخ شده‌ايد. تازه آن‌وقت می‌فهميد که خداوند قصد حفظ شما را داشته تا شاهد نقض حقوق هم‌ميهنان‌تان و بی‌عدالتی عليه آنها باشد و اعتراض کنيد.»

از عباس امیرانتظام در سال ۸۱ نیز کتابی دوجلدی با عنوان «آنسوی اتهام» منتشر شد که به بیان خاطرات وی از دوران بازداشت تا محاکمه پرداخته است.

با استفاده از ایرنا و رادیو فردا؛ ب.ب / پ.پ
https://www.radiofarda.com/a/iran-abbas-amirentezam-died/29358793.html

عباس امیر انتظام درگذشت

  • 12 ژوئیه 2018 - 21 تیر 1397
امیرانتظامعباس امیرانتظام و همسرش، الهه امیرانتظام

عباس امیرانتظام، از اعضای جبهه ملی ایران، معاون نخست‌وزیر و سخنگوی دولت موقت ایران پس از انقلاب بهمن ۵۷ در این کشور که سال‌ها به اتهام جاسوسی در زندان بود، در سن هشتاد و شش سالگی درگذشته است. از او به عنوان قدیمی‌ترین زندانی سیاسی در جمهوری اسلامی نام برده می‌شد.

روز پنجشنبه، ۲۱ تیر (۱۲ ژوئیه)، گزارش شد عباس امیر انتظام، معاون نخست‌وزیر در دولت موقت پس از انقلاب بهمن 57 و سفیر پیشین ایران در اسکاندیناوی و سوئد، در پی یک دوره بیماری در سن ۸۶ سالگی درگذشته است.

آقای امیر انتظام در سال ۱۳۵۸ به اتهام همکاری با سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا - سیا - بازداشت، محاکمه و به اعدام محکوم شد اما سپس حکم اعدام او به حبس ابد تقلیل یافت. او در سال‌های اخیر به دلیل بیماری و لزوم مراقبت دایم پزشکی، به جای زندان در خانه تحت نظر قرار داشت.

این اتهام در جریان اشغال سفارت آمریکا گروگان‌گیری دیپلمات‌های آن در تهران به آقای امیرانتظام وارد شد.

مهاجمان به سفارت، که به آنان عنوان "دانشجویان خط امام" داده شد، گفتند مدارکی حاکی از جاسوسی او را در میان اسناد باقی مانده در سفارت پیدا کرده‌اند.

قبل از تصرف سفارتخانه، اکثر این اسناد توسط دستگاه‌های خرد کردن کاغذ خرد شده بود اما "دانشجویان خط امام" توانسته بودند آنها را بازسازی کرده و شواهدی در مورد افراد مختلف به دست آورند.

هم او و هم نزدیکان و هوادارانش، از جمله مهدی بازرگان، نخست‌وزیر دولت موقت، اتهام جاسوسی را مردود و دارای انگیزه سیاسی می‌دانستند.

گفته می‌شد که علت اصلی بازداشت و محاکمه او مخالفت با تشکیل مجلس خبرگان به جای مجلس موسسان قانون اساسی بود که آیت‌الله روح‌الله خمینی، بنیانگذار انقلاب اسلامی، قبل از رسیدن به قدرت از جمله در اولین سخنرانی پس از ورود به ایران وعده آن را داده بود.

مجلس خبرگان سرانجام قانون اساسی جمهوری اسلامی را با محوریت ولی فقیه تصویب کرد.

عباس امیر انتظام در سال ۱۳۱۱ در تهران متولد شد. پس از پایان تحصیلات متوسطه، در رشته مهندسی برق دانشکده فنی دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و بعدها توانست از آمریکا درجه فوق لیسانس مهندسی دریافت کند.

در سال‌های پیش از انقلاب اسلامی از حامیان مخالفان حکومت وقت محسوب می‌شد و پس از انقلاب، توسط مهدی بازرگان به معاونت نخست وزیر و سمت سخنگوی دولت منصوب شد.

بازرگانامیر انتظام (چپ) و مهدی بازرگان - بازرگان هرگز اتهام جاسوسی علیه امیرانتظام را نپذیرفت
http://www.bbc.com/persian/iran-44804083

عباس امیرانتظام، سیاستمدار ایرانی درگذشت

عباس امیرانتظام، سیاستمدار ایرانی، معاون و سخنگوی دولت موقت مهدی بازرگان در سن ۸۶ سالگی در تهران درگذشت. امیرانتظام سال‌های طولانی به اتهام اثبات‌نشده "همکاری با سیا" در زندان به‌سر برد.

    
Iranische Politiker - Abbas Amir Entezam (rouzshomar)

عباس امیرانتظام، سیاستمدار ملی‌گرای ایرانی، روز پنجشنبه ۲۱ تیر (۱۲ ژوئیه)  در سن ۸۶ سالگی در تهران درگذشت. امیرانتظام در ۱۳۱۱ در تهران به دنیا آمد. در دانشکده فنی دانشگاه تهران مهندسی برق خواند و در آمریکا در رشته ساختمان ادامه تحصیل داد.

او فعالیت سیاسی خود را از سال‌های پس از سقوط دولت محمد مصدق در سال ۱۳۳۲ به هواداری از مصدق آغاز کرد. سال‌های بعد به مهدی بازرگان نزدیک شد و در کنار او به فعالیت سیاسی خود ادامه داد.

امیرانتظام در دولت موقت مهدی بازرگان، معاون نخست‌وزیر و سخنگوی دولت بود. دولت بازرگان تنها ۹ ماه دوام آورد و با اشغال سفارت آمریکا از سوی  "دانشجویان خط امام" و در اعتراض به این اقدام دانشجویان هوادار آیت‌الله خمینی، استعفا داد.

پس از استعفای دولت بازرگان، عباس امیرانتظام به عنوان سفیر ایران در کشورهای اسکاندیناوی تعیین شد، اما کمی بعد به تهران فراخوانده و بازداشت شد. مقام‌های امنیتی و قضایی ایران او را به همکاری با سازمان جاسوسی سیا و ارتباط پنهانی با آمریکا متهم ‌کردند. اتهامی که هیچگاه اثبات نشد.

امیرانتظام در کتاب خاطراتش درباره بازداشت خود نوشته است، پس از چهار صد و پنجاه و چهار روز اقامت در سلول انفرادی بدون ملاقات با کسی در روز ۲۶ اسفند ۱۳۵۹ محاکمه‌اش شروع شد و در تمام این مدت از حق ملاقات و امکان مشاوره با وکیل محروم بوده ‌است. امیرانتظام در کتاب خاطرات خود با عنوان "آنسوی اتهام" ماجراهای اتهام‌ها و بازداشت خود را به تفصیل تشریح کرده است.

امیرانتظام در سال ۱۳۷۷ و پس ۱۹ سال حبس برای حدود دو سال از زندان آزاد شد، اما در سال ۱۳۷۸ دوباره به زندان بازگشت. اواخر سال ۱۳۸۲ به دلیل وضعیت وخیم جسمی و نیاز به عمل جراحی فوری از زندان آزاد شد، بدون آن که پرونده قضایی او پایان یابد.

در گفت‌گویی ویدیویی که امیرانتظام اخیرا با حسین دهباشی داشت، جزئیات تکان‌دهنده‌ و تاثرآوری از دوران حبس و رفتار زندانبانان با خود را در دوره بازداشت بازگو کرده است.

این سیاستمدار ملی در سال‌های اخیر در کنار جبهه ملی ایران و به عنوان عضوی از شورای رهبری آن فعالیت سیاسی داشت.

.https://p.dw.com/p/31JvC
رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست