تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده سیاسی / ویژۀ انقلاب کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید
کیوان شید ۲۹ اسفند ۱۳۹۴ - ۱۹ مارس ۲۰۱۶

ادبیات آرکائیک یونان و شاعرش ؛ پندار .
علی شاه سلطانی

ای رهگذر ، به سرزمین اسپارت که رسیدی ؛ آنطور که رسم جوانمردی است ، به اسپارتیان بگو ، که ما را روی زمین ، مجروح و افتاده دیدی ، و گر کشته شدیم ، حق با انقلاب بود .
یکی از ادبیات روزهای ماقبل تاریخ غرب ، ادبیات آرکائیک یا آرشایی است که در قرن چهارم پیش از میلاد با مرگ شاعری بنام پندار به پایان رسید . این دوره ادبیات از نظر تاریخی میان ادبیات دوره حماسی و ادبیات دوره کلاسیک یونان باستان است .
آرکائیک واژه ای یونانی و به معنی قدیمی ، کهن ، و باستانی است . آن یکی از سطوح و پله های آغازین دوره ادبیات و هنر بود که مشخصه اش خلاصه نویسی و فشردگی بیان در فرم بود .
پندار ؛ شاعر پایانی این دوره میان سالهای 446 - 518 قبل از میلاد زیست . او صاحب چهار کتاب شعر است . این شاعر اسطوره سرا تا زمان حاکمیت بیزانس در یونان کهن مورد احترام بود . پندار خود از طبقه اشراف بود و گرچه در خدمت بخشی از اشراف آن دوره بود ولی مخالف دمکراسی برده داران بود . اشعار او پیرامون پیروزی در جنگها ، در باره خدایان  و پیرامون دوشیزگان زیبا و تعریف از ایده آلهای کهن اشرافیت بود . اشعار غم انگیز او دارای زبان و سبک هنری و مشکلی است .در آلمان ، هولدرلین و هومبولت در قرن 18 میلادی کوشیدند با ترجمه اشعارش، اورا مورد توجه اهل شعر قرار دهند .
پندار در طول 52 سال به خلاقیت ادبی در زمینه شعر کر و آواز دسته جمعی پرداخت . در شعر او ادبیات آرکائیک به اوج خود رسید . بعد از پندار و پایان دوره آرکائیک ، در دوره کلاسیک بحث و انتقاد و کنجکاوی اهمیت و احترام خاصی بین روشنفکران یافت یعنی زمانیکه ایدههای دمکراتیک و جمهوری خواهی شهر-دولت ها آغاز به رشد نموده بودند .
آنزمان شعر آرشایی را دسته های کر در بازیهای المپیک در حضور طبقات اشراف برای حمایت از ورزشکاران ، قهرمانان و پهلونان می خواندند . امروزه در دانشنامه های غرب ، شعر آرکائیک را نوعی شعر و موسیقی کرمیدانند وآنرادرمقابل شعر عوام یعنی شعر شکایتی ، ناله و زاری ،و عزاداری قرار میدهند که محتوایی ضعیف ومنفی داشت.
در شعرپندار فرم هم شامل محتوایی مخصوص است چون تغییر فرم در طول شعر نشان تغییروتحول فکرواحساس شاعررا نشان میدهد .
پندار خواهان روشنگری،خردگرایی وتجربه در تصور جهان نبود . هر موضوعی که او را به تعجب نمی انداخت آنرا نادیده میگرفت . تقوا،ترس از هستی ، وفا به آداب و رسوم ، وطن پرستی ، و احساس سخنگویی این جهانی را در او زنده میکرد ولی سرانجام در این دوره انسان هم به جسم و روح تقسیم شد ؛ عناصری که جهانبینی دوره کلاسیک را تعیین میکردند .
پیش از ادبیات آرکائیک در یونان ، ادبیات حماسی در قرن هشتم پیش از میلاد با دو شاهکار هومر یعنی کتابهای الیاس و ادیسه شروع شد . اطلاعات امروزی ما از ادبیات زمان بابل ، مصر ، و اقوام آریایی بر اساس آثارکتبی دست دوم است . غالبا سرنوشت و وجود و یا نابودی اسناد ادبی در دست اتفاقات کور تاریخ بوده که اجازه دست یابی محققین به اینگونه مدارک را غیرممکن میسازند . در تحقیقات تاریخی اشاره میشود که هر موزخی سرانجام در جایی مجبور به نوعی کلی گویی ، ساده گرایی و ساده لوحی میشود .
ازدوران ماقبل تاریخ فرهنگ سایرخلقها به ادعای مورخین فقط سرودهای مذهبی ،وردهای اعتقادی،وسخنان جادویی بشکل ثابت وجود داشت چون اینگونه خلقها این متون را مقدس میدانستند که اگر تغییر میدادند آنان نیروی جادویی خود رااز دست میدادند . ولی یونانیها چون اغلب اعتقادی به تقدس متون نداشتند آنان را تغییر داده و یا زیباتر و کامل ترمیکردند.
از جمله آثار ادبی یونانی قبل از تاریخ مسیحی-  سه اثر از هومر ، سه کتاب از هزوید ، دوکتاب از تئوگنیس ، و چهار کتاب از اشعارو ترانه های پندار هستند . بعضی دیگر از آثار یونانی یا نابود شدند و یا هنوز کشف نگردیده اند .درآن زمان گویا به نام نویسنده و مالکیت و حق تالیف و سبک اش توجه نمیشد و فقط کیفیت و محتوا و محبوبیت نوشته تعیین کننده فراموشی یا ابدی شدن آن اثر بود .
آثاری که دوران باستان و قرون تاریک سدههای میانه را با موفقیت پشت سر گذاشتند و به عهد رنسانس رسیدند به دلیل رشد صنعت چاپ، و هنر نسخه برداری ، زندگی ابدی یافتند و به زمان ما رسیدند . پروسه ترقی ادبیات یونان هیچگاه قطع نشد ، ادبیاتی که با دو شاهکار هومر شروع شده بود سرانجام به اقیانوس فرهنگی رنسانس رسید . آثار ادبی کتبی یونانی برای اولین بار در شهر اسکندریه مصر کشف شدند و نه در خود کشور یونان . شهر و بندر اسکندریه از زمان حمله اسکندربه مصر زیر تاثیر فرهنگ هلنی یونان بود .
در مورد ارسطو و نقد آثار دیگران اشاره میشود که او فقط به مطرح کردن آثاری در مدرسه اش می پرداخت که به شکلی با نظرات اش رابطه داشتند و بقیه آثار را معمولا نادیده میگرفت .
   Falsaf@web.de

 

 

رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست