تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده سیاسی / ویژۀ انقلاب کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید

چاپلین و هیتلر: تجسم خیر و شر در دو سیما

علی امینی

تاریخ بازانتشار در پرس لیت: دوشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۴ - ۱۹ اکتبر ۲۰۱۵

فیلم "دیکتاتور بزرگ" که یکی از مهم‌ترین فیلم‌های تاریخ سینماست و برخی منتقدان آن را بهترین کار چارلی چاپلین می‌دانند، با حاشیه‌های زیادی تولید شد. فیلم ۷۵ سال پیش روی پرده سینماها آمد.

Charlie Chaplin als Adolf Hitler - Der große Diktator

دیکتاتور بزرگ

فیلم "دیکتاتور بزرگ" نامی دوپهلو برای داستانی ساده و خنده‌دار است: یک آرایشگر فقیر یهودی به خاطر قیافه ظاهری با مقتدرترین دیکتاتور زمان عوضی گرفته می‌شود. نام فیلم از این نظر دوپهلو است که نشان می‌دهد، شخصی که "دیکتاتور بزرگ" است جز انسانی کوچک و حقیر نیست.

نکته گرهی فیلم تشابه ظاهری چارلی چاپلین با آدولف هیتلر است، اما این تنها نکته مشترک میان منفورترین دیکتاتور زمان و محبوب‌ترین هنرمند جهان نیست: چارلز یا چارلی در ۱۶ آوریل ۱۸۸۹ در لندن به دنیا آمد و آدولف هیتلر تنها ۴ روز بعد در براوناو. هردو کودکی سختی داشتند و با فقر و محنت بزرگ شدند.

چاپلین در اوایل دهه ۱۹۲۰ معروف‌ترین تیپ تاریخ سینما را خلق کرد: مردی نحیف با شلوار گشاد، کفش‌های فراخ، کلاه گرد، عصا و البته یک سبیل پرپشت اما باریک. گفته‌اند که هیتلر به تقلید از چارلی، یعنی محبوب‌ترین هنرپیشه زمان بود که سبیل گذاشت. مجله بریتانیایی "سپکتاتور" در سال ۱۹۳۹ در گزارشی به مناسبت پنجاه سالگی دو مرد نامدار نوشت: این دو مرد به شدت به هم شبیه هستند، اما یکی خود را در اختیار خیر قرار داده و دیگری در اختیار شر.

از مدتها پیش همه می‌دانستند که چاپلین قصد دارد در فیلمی کمدی آدولف هیتلر، پیشوای رایش سوم، را ریشخند کند، اما با شهرت هیتلر به بیرحمی و خشونت، همه این را کاری خطرناک می‌دانستند.

چاپلین سبک و سیاق فیلم خود را کاملا مخفی نگه داشته بود تا هیجان افکار عمومی را بالا برد. با وجود این نازی‌ها از طریق جاسوسان خود در هالیوود از درونمایه فیلم خبر داشتند و می‌دانستند که قرار است تابلویی مضحکه‌آمیز از رهبر آنها باشد. آنها از چاپلین چیز مثبتی انتظار نداشتند، چارلی چاپلین در سراسر جهان هنرمندی چپ و با اعتقادات دموکراتیک شناخته می‌شد.

نازی‌ها از چاپلین متنفر بودند و به "تبار یهودی" او دشنام می‌دادند. در سال ۱۹۳۱ هنگام دیدار چاپلین از آلمان کارزاری تبلیغاتی علیه او به راه انداختند که به خاطر محبوبیت بالای چاپلین به جایی نرسید.

نازی‌ها پس از آن که در سال ۱۹۳۳ در آلمان به قدرت رسیدند، نمایش تمام کارهای چاپلین را قدغن کردند. چاپلین در تمام کارهای خود اقتدارهای اخلاقی و فرهنگی را دست انداخته است. اساسا طنز چاپلین تا حد زیادی از تمسخر و هجو اقتدارها سرچشمه می‌گیرد. او در فیلم‌های بیشماری برتری یک دلقک یا "ولگرد آسمان جل" را بر افراد زورمند و مقتدر نشان می‌دهد.

تحریکات متقابل 
مؤرخان سینما گفته‌اند که این خود رژیم نازی بود که خصومت و عداوت با چاپلین را شروع کرد. آنها نه تنها فیلم‌های او را ممنوع کردند، بلکه در مطبوعات خود به او دشنام می‌دادند. ایور مونتاگ، منتقد و فیلمساز چپگرای بریتانیایی (۱۹۰۴ – ۱۹۸۴) که با چاپلین دوستی داشت، پس از سفری به برلین، به چاپلین اطلاع داد که در نشریات نازی از او به نام "یهودی کثیف" نام می‌برند. امروز روشن شده است که چاپلین هیچ نسبتی با یهودیان نداشت و تنها از روی نوع‌دوستی از حقوق آنها دفاع می‌کرد.

چاپلین از سال ۱۹۳۸ ایده "دیکتاتور بزرگ" را در سر می‌پخت اما در هالیوود اراده‌ای برای تولید آن وجود نداشت. او پس از شکست مذاکراتش با "یونایتد آرتیستز" بر آن شده بود که برای آزادی کامل در خلق و بیان، فیلم را خود تهیه کند.

نازی‌ها از همه سو علیه او به تکاپو افتادند تا فیلم ساخته نشود. آنها پیشتر هم موفق شده بودند از تولید چندین فیلم ضدنازی جلوگیری کنند. دولت امریکا نیز که هنوز به دنبال درگیری مستقیم با آلمان نازی نبود، به تولید چنین فیلمی علاقه‌مند نبود.

اسناد نویافته نشان می‌دهد که وزارت تبلیغات نازی از کنسول عالی آلمان در لوس‌آنجلس خواسته بود که با تمام امکانات جلو تولید و پخش فیلم چاپلین را بگیرد. کنسول در نامه‌ای به "اداره نظارت بر فیلم" هشدار داده بود که فیلم چاپلین "پیامدهایی سنگین" خواهد داشت. افزون بر این "انجمن دوستی آلمان و امریکا" که به رژیم نازی وابسته بود، به مقامات امریکایی نسبت به خطرات فیلم چاپلین هشدار می‌داد.

واقعیت تلخی که از اسناد تازه برمی‌آید این است که تنها نازی‌ها با تولید و نمایش فیلم چاپلین مخالف نبودند. در میان دولت‌های غربی نیز این بیم و هراس وجود داشت که فیلم چاپلین خشم و غضب هیتلر را برانگیزد و به وخامت بیشتر اوضاع منجر شود. غرب هنوز در این خیال بود که در سازش و مماشات با رژیم هیتلر می‌توان از بروز جنگ جهانی جلوگیری کرد. بنا به یک سند محرمانه مقامات بریتانیایی به امریکا هشدار داده‌اند: "حمله هجوآمیز به یک زمامدار اروپایی می‌تواند عواقب وخیمی" داشته باشد.

فیلم دیکتاتور بزرگ در ۱۶ نوامبر ۱۹۴۰ در نیویورک به روی اکران رفت

فیلم "دیکتاتور بزرگ" در ۱۶ نوامبر ۱۹۴۰ در نیویورک به روی اکران رفت

در پایان سال ۱۹۳۸ فشارها چنان بالا گرفته بود که چاپلین پروژه تولید فیلم را تقریبا کنار گذاشته بود، اما با پشتیبانی فرانکلین روزولت، رئیس جمهور مترقی وقت، وضع تغییر کرد. گفته‌اند روزولت که خود از دوستداران چارلی بود به او پیغام داد که فیلم هجو یک دیکتاتور را حتما تولید کند.

در سپتامبر ۱۹۳۹ تنها یک هفته پس از آغاز جنگ و در زمانی که هنوز ۹۵ درصد امریکایی‌ها با دخالت کشورشان در جنگ مخالف بودند، فیلمبرداری "دیکتاتوری بزرگ" شروع شد.

مهمترین فیلم سیاسی تاریخ سینما 
فیلم "دیکتاتور بزرگ" در ۱۶ نوامبر ۱۹۴۰ در نیویورک به روی اکران رفت و با استقبالی پرشور روبرو شد. فیلم در سراسر جهان موفقیت بزرگی کسب کرد، اما برخی از کشورهای دیکتاتوری، مانند ایتالیای موسولینی و اسپانیای ژنرال فرانکو، نمایش آن را ممنوع کردند.

در میان فیلم‌های بی‌شماری که رهبران "مقتدر" را ریشخند و قدرت آنها را هجو کرده‌اند، تنها فیلم‌های اندکی این درایت و تیزهوشی را داشته‌اند که "اقتدار" قلابی و "ابتذال" عمیق شخصیت آنها را به نمایش بگذارند.

آدنوید هینکل (آدولف هیتلر) رهبر تومانیا و بنزینو ناپالونی (بنیتو موسولینی) رهبر "باکتریا" دو رهبری هستند که قصد دارند دنیا را میان خود تقسیم کنند. فیلم از تمام نمادها، الگوها و بن‌مایه‌های سیاسی برای معرفی نظامی اختناق‌آمیز استفاده کرده، فرومایگی و ضعف شخصیت دو رهبر را زیر پوشش خشونت و ددمنشی آنها به خوبی نشان داده و در همان حال تصاویر مؤثری از مصیبت‌ها و مقاومت‌های مردم زیر ستم ارائه داده است.

 

صدو پنجاه سالگی چارلی چاپلین، مشهورترین آواره دنیا

چارلی چاپلین از هر نگاه و با هر تعبیر بزرگترین هنرمند تاریخ سینماست. از دوران سینمای صامت (خاموش)، که این کودک هنوز دهان به صحبت باز نکرده بود تا امروز نسل‌های پیاپی با شور و شوق به تماشای فیلم‌های او نشسته‌اند.

برنارد شاو، نمایشنامه‌نویس شهیر ایرلندی چارلی چاپین را را "تنها نابغه عالم سینما" خوانده بود. از چاپلین به عنوان بزرگترین کمدین تمام دوران‌ها نام برده می‌شود که با هر فیلم او سالن سینما از فریاد خنده و هیجان سرشار می‌شود. اما او تنها این نیست.

چاپلین استاد زبردست عاطفه است که قلب را به لرزه در می‌آورد و احساسات تماشاگر را از حسرت و اندوه به شادی و شعف هدایت می‌کند.

در کامل‌ترین "کمدی"های او مانند "پسربچه"، "روشنایی‌های شهر"، "جویندگان طلا"، "دیکتاتور بزرگ" و "لایم لایت" تماشاگر در لحظاتی بی‌اختیار اشک می‌ریزد.

چارلی چاپلین زمانی به سینما روی آورد که خلق خنده و شادی پایه اول هر فیلمی بود و کمدی ژانر اصلی سینما به شمار می‌رفت.

در دهه‌های ۱۹۱۰ و ۱۹۲۰ میلادی بیشتر فیلم‌ها خنده‌دار بودند یا تلاش می‌کردند خنده‌دار باشند. از میان ده‌ها و صدها کمدینی که در دو دهه اول قرن بیستم به سینما آمدند، از عده بیشماری تنها نامی در کتاب‌های تاریخ سینما باقی مانده است، و تنها عده انگشت‌شماری تا روزگار ما پیش آمده‌اند: باستر کیتون، هری لنگدن، هارولد لوید، لورل و هاردی و چند نفر دیگر.

مروری بر زندگی و آثار چارلی چاپلین • گفت‌وگو با علی امینی منتقد فیلم و سینما

ویژگی‌های چاپلین

اما هر سینمادوست منصفی به سادگی اعتراف می‌کند: چارلی چیز دیگری است! فیلم‌های چاپلین دستکم ۴ مزیت برجسته دارند که هنر او را به اوج می‌رساند:

نخست آنکه شوخی‌های چاپلین بکر و تازه است. او با خلق شخصیت مرد بی‌نوا و آسمان‌جلی به نام چارلی محبوب‌ترین تیپ کمدی سینما را در طول سه دهه آفرید که در این دنیا هر آدمی با هر سن و سال و رنگ و پوست و نژاد و ملیت و موقعیت اجتماعی او را دوست دارد.

با این که خود "تیپ" یکسان است، اما کارها و حرکات او فیلم به فیلم متنوع‌تر و کامل‌تر و زیباتر می‌شود، تا وقتی که چاپلین به اقتضای بالا رفتن سن، او را کنار می‌گذارد.

دوم آنکه سینمای چاپلین پرمایه است. چاپلین در نزدیک نیم قرن فعالیت فیلمسازی هرگز کمدی برای کمدی یا خنده برای خنده تولید نکرد.

در پس تمام کارهای او منش انسانی و پیام اجتماعی نهفته است. درونمایه‌ی تمام کارهای او با فضیلت‌های اخلاقی عجین شده است: مهربانی، همبستگی با محرومان، یاری به ضعیفان، امید به پیروزی خیر بر شر. نکته مهم و ظریف این است که او هرگز شعار نمی‌دهد، بلکه پیام را به شکلی ظریف و نامحسوس در زیربافت اثر پنهان می‌کند.

نکته‌ی سوم این است که سینمای چاپلین به هنر درام آمیخته است. در کمدی‌های "کلاسیک" حرکت‌ها و شوخی‌های خنده‌دار اصل است، زمینه‌یا منطق دراماتیک داستان اهمیت زیادی ندارد. فیلم معمولا پیوندی ناهماهنگ از یک رشته شوخی‌های پراکنده است.

چارلی چاپلین در صحنه‌ای از فیلم پسربچه

چارلی چاپلین در صحنه‌ای از فیلم پسربچه

در کار چاپلین شوخی به تنهایی اهمیت خاصی ندارد، پیوند آنها در ترکیبی منسجم و هماهنگ در یک بافت دقیق دراماتیک است که به آنها معنی می‌دهد. در کار او مانند کار بهترین هنرمندان، شخصیت‌پردازی و فضاسازی در بالاترین سطح هنری دیده می‌شود. از این نظر شاید تنها باستر کیتون می‌تواند رقیبی برای او به شمار آید.

و آخر این که چاپلین یک سینماگر بزرگ است. چاپلین رسانه سینما را به درستی می‌شناخت و در راه تکامل زبان فیلم گام‌های بلندی برداشت. مهمترین آثار او مانند "عصر جدید"، "روشنایی‌های شهر"، سیرک، "جویندگان طلا"، "دیکتاتور بزرگ" و "لایم لایت" آکنده از ظرافت‌های سینمایی هستند.

این فیلم‌ها از نظر مهارت در پیشبرد داستان، تعادل در تقسیم فصل‌ها و هماهنگی درونی اجزای قصه، تنظیم میزانسن، زیبایی بصری، ترکیب رنگ و نور و آمیزش تصویر و صدا در بالاترین جایگاه هنر سینما قرار می‌گیرند.

روز شانزدهم آوریل ۲۰۱۴ مصادف است با یکصدوبیست‌وپنجمین سالگرد تولد چاپلین، هنرمندی که کمتر فیلم‌دوستی با نام و چهره‌ی او ناآشناست.

DW.COM

رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست