دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید
    سه شنبه ۳ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۲۳ آپريل ۲۰۱۳
تماس سردبیر: perslit@gmail.com   نویساد و ارسال مطلب: info@perslit.com بایگانی پیوندکده بیانیه ها و برنامه ها سیاسی کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر

 

برای پیرمحمد احمدآبادی
اخوان ثالث

فروردین 1335

دیدی ، دلا، که یار نیامد ؟
گرد آمد و … سوار نیامد

بگداخت شمع و سوخت سراپای
و آن صبح زرنگار نیامد

آراستیم خانه و خوان را
و آن حنیف نامدار، نیامد

دل را و شوق را و توان را
غم خورد و غمگسار نیامد

آن کاخ ها ، ز پایه فرو ریخت
و آن کرده ها، به کار نیامد

سوزد دلم به رنج و شکیب
ای باغبان بهار نیامد

بشکفت پس شکوفه و پژمرد
اما، گلی ، به بار نیامد

خوشید چشم چشمه و دیگر
آبی به جویبار نیامد

ای شیر پیر بسته به زنجیر
کزبندت ایچ عار نیاید

سودت حصار و پیک نجاتی
سوی تو و آن حصار نیامد

زی تشنه کشتگتاه نجیبت
جز ابر ز هر بار نیامد

یکّی از آن قوافلِ
پُرباران گهر نثار ، نیامد

ای نادر نوادر ایام
کت فرو بخت، یار نیامد

دیری گذشت و چون تو دلیری
در صف کارزار، نیامد

افسوس ، کان سفاین حری
زی ساحل قرار نیامد

و آن رنج بی حساب تو درداک
چون هیچ ،در شمار نیامد

و ز سفله یاوران تو در جنگ
کاری بجز فرار نیامد

من دانم و دلت که غمان چند
آمد، ور آشکار نیامد

چندان که غم بجای تو بارید
باران به کو همسار نیامد

مصدق، اخوان ثالث، درخشانی، اخواص - تسلی و سلام

 

تسلی وسلام عنوان شعری است که مهدی اخوان ثالث در سال ۱۳۳۵ خورشیدی برای محمد مصدق سرود. آهنگی که در این ویدیو شنیده می شود توسط استاد مجید درخشانی به خواست زردشت (پسر اخوان ثالث) برای این شعر ساخته شده و پوریا اخواص آن را میخواند. این تصنیف را میتوان همراه با مجموعه ای از اشعار مهدی اخوان ثالث و آثار دیگری از مجید درخشانی در آلبوم چاووشی شنید. با تشکر فراوان از نیما سروستانی، حسین بشگرد، داوود عباسی، یاسمین قاسمی که با فیلمها و مریم انصاری که با همکاری اشان ساختن این ویدیو را امکان پذیر کردند. م. قهاری

 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست