دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید
تماس سردبیر: perslit@gmail.com   نویساد و ارسال مطلب: info@perslit.com بایگانی پیوندکده بیانیه ها و برنامه ها سیاسی کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر

غزل سه از کتاب آخر شاهنامه

اخوان

 

ای تکیه‌گاه و پناهِ
زیباترین لحظه‌هایِ
پُر عصمت و پر شکوهِ
تنهایی و خلوت من !
ای شطّ شیرین پُر شوکت من !
ای با تو من گشته بسیار،
در کوچه‌های بزرگ نجابت .
ظاهر نه بُن ‌بستِ عابر فریبند‌ۀ استجابت .
در کوچه‌های سُرور و غم راستینی که‌ مان بود،
در کوچه‌ باغ گل ساکتِ نازهایت .
در کوچه باغ گل سرخ شرمم .
در کوچه‌های نوازش .
در کوچه‌های چه شبهای بسیار،
تا ساحل سیمگون سحرگاه رفتن .
در کوچه‌های مه ‌آلود بس گفت ‌و گوها،
بی‌هیچ از لذت خواب گفتن .

در کوچه‌های نجیب غزلها که چشم تو می ‌خواند،
گهگاه اگر از سخن باز می‌ ماند،
افسون پاک منش پیش می ‌راند .

ای شطّ پُر شوکت هر چه زیبایی پاک !
ای شطّ زیبای پُر شوکت من !
ای رفته تا دور دستان !
آنجا بگو تا کدامین ستاره ‌ست
روشنترین همنشین شبِ غربتِ تو؟
ای همنشین قدیم شبِ غربتِ من !

ای تکیه ‌گاه و پناهِ
غمگین ‌ترین لحظه‌های کنون بی‌ نگاهت تهی مانده از نور،
در کوچه ‌باغ گلِ تیره و تلخِ اندوه،
در کوچه‌های چه شبها که اکنون همه کور .
آنجا بگو تا کدامین ستاره‌ ست
که شب‌ فروزِ تو خورشید پاره ست؟


تهران ـ شهریور 1336

غزل سه از کتاب آخر شاهنامه
ص66

 

 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست