دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید
تماس سردبیر: perslit@gmail.com   نویساد و ارسال مطلب: info@perslit.com بایگانی پیوندکده بیانیه ها و برنامه ها سیاسی کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر

مادر
ابوالقاسم حالت

ای مادر عزیز که جانم فدای تو
قربان مهربانی و لطف و صفای تو
هرگز نشد محبت یاران و دوستان
همپایه محبت و مهر و وفای تو
مهرت برون نمی رود ز سینه ام که هست
این سینه خانه تو و این دل سرای تو
آن گوهر یگانه دریای خلقتی
کاندر جهان کسی نشناسد بهای تو
مدح تو واجب است ولی کیست آن کسی
کاید برون ز عهد مدح و ثنای تو
هر بهره ای که برده ام از حسن تربیت
باشد ز فیض کوشش بی منتهای تو
ای مادر عزیز که جان داده ای مرا
سهل است اگر که جان دهم اکنون برای تو
گر جان خویش هم زبرایت فدا کنم
کاری بزرگ نیست سزای تو
تنها همان توئی که چو برخیزی از میان
هرگز کسی دگر ننشیند به جای تو
گر بود اختیار جهانی به دست من
می ریختم تمام جهان را به پای تو

 

عکس تزئینی ست

 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست