تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده سیاسی / ویژۀ انقلاب کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید

عبدالله کوثری: بازار ترجمه پر از تولیدات تقلبی شده است

آدینه ۱۰ مهر ۱۳۹۴ - ۲ اکتبر ۲۰۱۵

چکیده :عبدالله کوثری می‌گوید: فروش ترجمه‌های اصیل کمتر شده و بازار کتاب از تولیدات تقلبی پر شده است. متأسفانه بعضی از ترجمه‌های جدید اصلا جدید نیستند، بلکه بازنویسی ترجمه‌های گذشته هستند که در آنها زبان ترجمه هم عوض نمی‌شود....

عبدالله کوثری می‌گوید: فروش ترجمه‌های اصیل کمتر شده و بازار کتاب از تولیدات تقلبی پر شده است.

این مترجم پیشکسوت در گفت‌وگو با ایسنا، درباره این موضوع که چه زمانی مترجمان حق دارند آثار پیش‌تر ترجمه‌شده را دوباره ترجمه کنند، گفت: این اتفاق در تمام دنیا درباره آثار کلاسیک که جایگاهی دارند، رخ می‌دهد و هر نسل یک ترجمه از این آثار ارائه می‌دهد. به فرض در ایران همین ده پانزده سال اخیر آثار کلاسیک روسی نظیر کتاب‌های تولستوی، داستایوفسکی و تورگنیف دوباره ترجمه شدند و مورد استقبال هم قرار گرفتند.

او افزود: این آثار پیش‌تر ترجمه شده بود و مترجم در عین روانی و شفافی نتوانسته بود سبک آنها را مشخص کند. مترجمان جدید که این آثار را دوباره ترجمه کردند، علت ترجمه مجدد این آثار را توضیح دادند که در نهایت ترجمه‌های جدید نیز خیلی مورد توجه قرار گرفتند.

کوثری گفت: همین الان خود من در حال کار کردن روی تراژدی‌های یونانی هستم و الان چهار ترجمه از این آثار کلاسیک یونانی از اول قرن ۲۰ تا به حال پیش رویم است. این آثار پیش‌تر به قلم آدم‌هایی که البته شایستگی دارند ترجمه شده‌اند. اما نکته مهم این است که چه ضرورتی وجود دارد که این آثار را دوباره ترجمه کنم؟

او با بیان اینکه هر ترجمه‌ یک پیشنهاد است چون ما در عرصه ترجمه قطعیت نداریم، اظهار کرد: بنابراین بسیار خوب است که در هر دوره‌ای یک مترجم یا مترجم‌های خوب پیدا شوند که آثار کلاسیک را با توجه به زبان زمانه ترجمه کنند. اما درباره شرط‌هایی که این کار دارد باید بگویم ما نباید این شرط‌ها را تعیین کنیم. نه من و نه هیچ کس دیگر حق نداریم بگوییم که چه اثری حق دارد ترجمه شود یا نشود. این موضوع بستگی به انصاف و وجدان هنری و علمی افراد دارد که از خود بپرسند آیا حق دارند به طرف ترجمه برخی از آثار بروند؟

این مترجم پیشکسوت در عین حال گفت: متأسفانه بعضی از ترجمه‌های جدید اصلا جدید نیستند، بلکه بازنویسی ترجمه‌های گذشته هستند که در آنها زبان ترجمه هم عوض نمی‌شود.

او ادامه داد: مترجمان قدیمی مثل عبدالله توکل یا محمد قاضی، فارسی را بلد بودند و به همین خاطر در دهه ۴۰ آثار را ترجمه می‌کردند اما الان ۸۰ درصد مترجمان ما بلد نیستند فارسی بنویسند ولی متاسفانه بازار کتاب ما که شمارگان کتاب‌هایش هم به ۱۰۰۰ نسخه رسیده از این آثار پر شده است. همین موضوع باعث شده است که فروش ترجمه‌های اصیل کمتر بشود و بازار پر شود از تولیدات تقلبی.

کوثری اظهار کرد: حال اینکه چه کسی می‌تواند جلو این اتفاق را بگیرد، باید بگویم نه ارشاد، نه بنده و نه دیگر مترجمان نمی‌توانند در این زمینه کاری انجام دهند. در اینجا تنها یک عامل وجود دارد و آن هم ناشر است. ناشر است که باید درباره ترجمه داوری کند که آیا یک ترجمه ارزش چاپ دارد یا نه.

مترجم «سور بز» و «گفت‌وگو در کاتدرال» یوسا همچنین گفت: برای مثال محمد قاضی ترجمه بسیار ارزنده‌ای از «دن‌ کیشوت» سروانتس ارائه کرده که هنوز در مقام ترجمه کار بسیار پخته‌ای است. به همین خاطر اگر الان صفحه‌ای دو میلیون تومان هم به من بدهند تا این اثر را ترجمه کنم، این کار را نمی‌کنم. الان من در زمینه تراژدی‌ها روی آثار آیسخولوس یا گزیده اورپیدس کار می‌کنم. با اینکه خود مرحوم شاهرخ مسکوب برای من نوشته بود که سوفوکل را دوباره ترجمه کنم اما چون هنوز این ترجمه خواندنی است، من این کار را انجام نداده‌ام چون اعتقاد دارم من نباید حق این مترجمان را پایمال کنم و دست و پا شکسته اثری را به بازار ارائه کنم. اما متأسفانه بسیاری از ناشران نه سواد دارند و نه انصاف. البته ناشران واقعی ما که تعدادشان کمتر است، این کار را نمی‌کنند. منتها مثل بقیه چیزهایمان از جمله کالاهای تقلبی و چینی که وارد ایران می‌شوند، در این زمینه هم کارهای تقلبی زیاد است.

او در پایان تاکید کرد: ترجمه، یک کار فرهنگی فردی است و واقعا به انصاف و وجدان فرد برمی‌گردد که به سمت ترجمه اثری برود یا نه. مثلا اگرچه من قدری هگل خوانده‌ام اما هیچ وقت به سمت ترجمه فلسفه هگل نرفتم. این آثار را بهتر است استاد فولادوند ترجمه کند؛ همان‌طور که آقای فولادوند هرگز به سمت ترجمه آثار فوئنتس نیامد یا رضا سیدحسینی به طرف فلسفه نرفت.

از سایت کلمه

 

عبدالله کوثری
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

زندگی
عبدالله کوثری، زاده ۱۳۲۵ در همدان مترجم ایرانی است. وی ادبیات آمریکای لاتین را از انگلیسی به فارسی ترجمه می‌کند. کوثری دارای مدرک کارشناسی رشته اقتصاد از دانشگاه شهید بهشتی است. در چند دوره از جایزه هوشنگ گلشیری به عنوان داور حضور داشت.

عبدالله کوثری آموزش دبستانی و دبیرستانی خویش را در همدان به بارزی فرجام داد. سپس در رشتهٔ اقتصاد دانشگاه ملی (دانشگاه شهید بهشتی اکنون) پایان نامه گرفت. او در هنگام فرا آموزی دانشگاهی سروده‌هایش را در سبک نو در هفته نامهٔ خوشه به سردبیری احمد شاملو، و در ماه نامهٔ نگین به سردبیری دکتر محمود عنایت پخش می‌داد. او همچنین در شب‌های شعر خوشه در کنار سروندگانی چون شاملو، اخوان ثالث، مصدق، نصرت رحمانی، م. آزاد و دیگران شعرهای خود را خواند. پس از پایان آموزش دانشگاهی رهسپار لندن شد و پس از بازگشت گام در راه برگردانگری کارهای داستانی نویسندگان آمریکای لاتین نهاد. کوثری بیش از پنجاه کتاب در دو رستهٔ ادبیات و اقتصاد برگردان کرده ست.
عبدالله کوثری در برگردان‌هایش به اندیشارهای نویسندگان وفادار می‌ماند و می‌کوشد که با زبانی در خور و برازا آن اندیشارها را به خواننده گسیل دارد. او در گفتگویی با سعید کمالی دهقان در بارهٔ ویژگی زبان گفتگو در برگردان‌گری می‌گوید:

ترجمه زبان محاوره یا گفتگو از مشکلات اصلی ترجمه رمان است. بخشی از این دشواری زاییده این است که در زبان فارسی تفاوت میان زبان کتابت و محاوره زیاد است، حال آنکه در زبان‌های اروپایی مثلا انگلیسی تفاوت به این حد نیست. مترجمان فارسی در این صد سال بطورکلی دو روش داشته‌اند. نخست این که گفتکوها را با همان زبان کتابت یا روایت ترجمه کنند. این روش در گذشته غالب بود وهمه رمان‌های ترجمه دوران قاجار تا کم وبیش دهه ۱۳۴۰ به همین روش ترجمه شده بود. از دههٔ ۱۳۴۰ که تحول اساسی در کار ترجمه پدید آمد مترجمان به ضرورت تمایز نهادن میان این دو زبان پی‌بردند. برخی از مترجمان روش شکستن کلمات را برگزیدند اما چنان که در پرسش‌های قبلا اشاره کردم، همان کلمات کتابت را به کار گرفتند. درحالی که در زبان محاوره ما کلماتی متفاوت را به کار می‌گیریم و اصل زبان محاوره با این کلمات و با نحوی کم و بیش متفاوت ساخته می‌شود، یعنی در زبان محاوره اغلب جای فعل و فاعل و مفعول تغییر می‌کند. من با شکستن کلمات مخالف نیستم چون در مواردی به‌راستی ضروری می‌شود اما معتقدم صرفا با شکستن کلمات به زبان محاوره نمی‌رسیم.

کوثری اینک در مشهد زندگی می‌کند.

اشعار
از پنجره به شهر هرم‌ها، انتشارات دنیا، ۱۳۵۲
ترجمه‌ها
نام اثر نویسنده ناشر فارسی
نبرد كارلوس فوئنتس ماهى ١٣٩٤
كلنل پسيان استفانى كرونين ماهى ١٣٩٤
كينكاس بوربا ماشادو د آسيس نى ١٣٩٣
درجستجوى فردى آريل دورفمن لوح فكر ١٣٩٢
كنستانسيا كارلوس فوئنتس ماهى ١٣٩٢
زندانى لاس لوماس كارلوس فوئنتس ماهى ١٣٩١
گزیدهٔ شعرهای جورج سفریس انتشارات مروارید ۱۳۹۰
پوست انداختن کارلوس فوئنتس انتشارات آگاه
خودم با دیگران کارلوس فوئنتس انتشارات قطره
گرینگوی پیر کارلوس فوئنتس انتشارات طرح نو
آئورا کارلوس فوئنتس انتشارات تندر
خوان رامون خیمنس هاواردتی یانگ انتشارات کهکشان
استاد شیشه‌ای میکل سروانتس انتشارات تجربه
الکساندر نبسوک جرالد پیروگ انتشارات کهکشان
الکساندر پوشکین جی تاماس شا انتشارات کهکشان
مرگ در آند ماریو بارگاس یوسا انتشارات آگاه
گفتگو در کاتدرال ماریو بارگاس یوسا نشر لوح فکر
جنگ آخرالزمان ماریو بارگاس یوسا انتشارات آگاه
چرا ادبیات؟ ماریو بارگاس یوسا نشر لوح فکر
سور بز ماریو بارگاس یوسا نشر علم ١٣٨١
عیش مدام: فلوبر ومادام بواری ماریو بارگاس یوسا نشر نیلوفر ۱۳۸۶
داستان‌های کوتاه آمریکای لاتین، [دوجلد] نشر نی ١٣٨٠
ریشه‌های رومانتیسم آیزایا برلین نشر ماهی ١٣٨٥
خاطرات پس از مرگ براس کوباس ماشادودآسیس ۱۳۸۵
روانکاو ماشادودآسیس ۱۳۸۵
اورستیا(تریلوژی) آیسخولوس نشر تجربه ۱۳۷۶

جوایز
۱۳۸۶ - جایزه روزی روزگاری، درسال ۱۳۷۹جایزهٔ کتاب سال برای ترجمهٔ جنگ آخر زمان اثر ماریو بارگاس یوسا و درسال ۱۳۸۳همین جایزه برای ترجمه خاطرات پس از مرگ براس کوباس و روانکاو اثر ماشادو د آسیس لوح تقدیر.
۱۳۸۹ جایزه بهترین مطلب ترجمه‌ای چاپ شده در «نگاه نو» در سال ۸۹ - به انتخاب خوانندگان این مجله - به خاطر برگردان مصاحبه‌ای با «ماریو وارگاس یوسا» برنده جایزه ادبی نوبل در سال ۲۰۱۰ که با عنوان «سرخوشی و کمال» در شماره ۸۷ «نگاه نو» چاپ شده بود.

نمونه سروده‌ها
تلخ گذشتم و سنگین
از معبری که در آن
انسان و هیمه را
به یک گونه می‌سوختند
لب سوخته و زخمگین

از بهشت شما می‌آیم
به بوی نکبت آغشته
و کفشهایم
آلوده به خاکی
که هرگزش چنین نمی‌خواستم
خاک مرده
خاک مرگ

از بهشت شما می‌آیم
و تلخ آنچنانم
که هفت دریا را
تاب شستن اندوهم نیست

درد بودم و
درد را خواندم
بغض بودم و
گریستم
و در سپیده‌ای
که بال کبوتر
گلگونه می‌نمود
و مرگ با بوی سنگینش
در کوچه می‌گردید
زخم را
و آتش را
سرودم

با همسایگانم
سر گفتار نبودم
که فربه بودند و شادان
و جست و جوی سکه‌ای را
چندان به کار دویدن بودند
که ایستادنشان را
کمترین بهانه
انسانی در برابر بود

آری
با همسایگانم
سر دیدار نبود
آن را که در برابر داشتم
نمی‌خواستم
و آن را که می‌خواستم
نام نیارستم برد

پس
درد شدم
سراپا
و شرمگین آنچنان
که گفتی
عریان به بازار برده فروشانم برده‌اند.
و زخم شدم
زخمگین
و زخم را سرودم

تلخ گذشتم
تلخ
از بازارتان

زمانی که بهای انسان
همسنگ سکه‌ای بود
که به جیب شما می‌ریخت!

 

تلخ گذشتم
تلخ
از کنارتان
که صدایتان
چندان به زنگ شهوت و زر آغشته بود
که پنداشتی
از میان پای فاحشه‌ای کهنه کار می‌خیزد

 

و از بهشت شما گذشتم
با نفرتی
که تنها
آن کس کی می‌بیند
می‌داند

در چشمتان
فاجعه
حادثه‌ای ساده است
و رنج را چنان می‌نگرید
که نخجیر کار مغرور
زخم عمیق و گرم شکارش را
حتی
اگر چه مادینگانتان
گریستن را
همواره
دستمالی معطر در کیف دارند
و گستره دیدتان
از دریچه ای
که لاجرم
جز به گنداب دروغتان نمی‌گشاید
بر نمی‌گذرد

 

عشق را
بر قامت بلند عاشقان مغلوب کرده اید
و آفتاب را
بر انتظار شنگرفی کوه‌های شرق
و در شهرتان
مجال انسان
تا پای سفره‌ای است
که بر آن
پس مانده کامرانی تان را
در شهرتی بیمارگون
به دندان بخاید

 

نه حماسه
نه فریاد را
درهای و هوی بازارتان
راهی نیست
و دروازه بر ابتذال گشوده اید
که اعترافی است
به زوال و زیبایی
به اسارت عشق

پس به کدام سخن درآیم
که طعم فریادی
در کام زخمگین هر حرف ننشیند
و زنگ کدام طرب را
بر پای کبوتر بندم
که فرا رویم
چشم انداز ستمگری است
که جزیه تکرار فاجعه
راهی نمی‌برد
نه حماسه را
نه فریاد را

و تلخ چون نباشم
که زمانی به باد نشستم
که رستن جوانه ای
حتی
جنایتی است

 

باری
اینجا نشسته ام
اما نه در کنارتان
نه در بازارتان
که در کنارتان
دام سکون و درنگ است و
بازارتان
مهلکه خوف و ننگ
و آسمان حتی
آنجا که نشسته اید
تنگ چشم و حقیر می‌نماید

 

اینجا نشسته ام
بیگانه وار و خسته
و تلخ
مثل تجربه لبخند در دیارتان
با این همه
اما
لب سوخته و زخمگین
در آفاقی سرود می‌خوانم
که گستره تابناکش
از ظلمت سکون شما
بر گذشته‌است.

پانویس
برگزیدگان پنجمین دورهٔ جایزهٔ گلشیری معرفی شدند
گفت‌وگو با «عبدالله کوثری» دربارهٔ «گفت‌وگو در کاتدرال» یوسا دیکتاتورهای کوچک؛ دیکتاتورهای بزرگ، دی دهم, ۱۳۸۶. تارنبشت "سیب گاز زده" یادداشتهای سعید کمالی دهقان
http://sibegazzade.com/main/?p=181
چاپ جدید با تجدید نظر |١٣٦٨۱۳۸۶، نشر نی
خبرگزاری مهر

MehrNews.com - Iran, world, political, sport, economic news and headlines

 

 

رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست