تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده   کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید  يکشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۹۷ - ۹ سپتامبر ۲۰۱۸

جشنواره ونیز؛ از شیر طلا تا فیلم فراموش شده

محمد عبدی / منتقد هنری
آلفونسو کوآرون

هفتاد و پنجمین دوره جشنواره جهانی فیلم ونیز، دیشب (هشتم سپتامبر) با اهدای جوایز به کار خود پایان داد.

شیر طلایی بهترین فیلم جشنواره امسال، به فیلم "رما" ساخته آلفونسو کوآرون رسید، فیلمی که غالب منتقدان از آن ستایش کردند و انتظار می‌رفت که بزرگ‌ترین جایزه جشنواره امسال را نصیب خود کند. در مجموع هیات داوران جشنواره امسال به ریاست گیرمو دل تورو - که خود سال قبل شیر طلایی ونیز را برده بود- در غالب موارد انتخاب‌های بجا و قابل ستایشی داشت و یکی از بهترین داوری‌های چند سال اخیر را رقم زد. با این حال، فیلم‌های جشنواره، انتظارات بزرگ پیش از آغاز جشنواره را برآورده نکردند و ونیز امسال به رغم داشتن نام‌های بزرگ در بخش مسابقه، به اندازه سال گذشته فیلم ماندگار در چنته نداشت.

مکزیک و رُما

آلفونسو کوآرون در حال کارگردانی رماآلفونسو کوآرون در حال کارگردانی رما

آلفونسو کوآرون، فیلمساز مکزیکی که این سال‌ها در هالیوود فیلم می‌ساخت و فیلم پیشینش- "جاذبه"- فیلم افتتاحیه جشنواره ونیز سال ۲۰۱۳ بود، این بار به مکزیک بازگشته بود تا با فیلمی به زبان مادری‌اش چشم‌ها را خیره کند.

رما (Roma) نام محله‌ای در مکزیکوسیتی است و فیلم در دهه هفتاد و در بستر وقایع سیاسی مهمی اتفاق می‌افتد، زنی خدمتکار در بحبوحه این اتفاقات، از مردی عاشق هنرهای رزمی، بچه‌دار می‌شود اما مرد به طرز توهین‌‌آمیزی او را از خود می‌راند.

فیلمساز عجله‌ای در روایت داستان ساده‌اش ندارد و با سبکی ضد قصه، همه چیز را با کندی و متانت غریبی پیش می‌برد که با جادوی فیلمساز، به امضای او بدل می‌شود و به راحتی تماشاگر را در دنیای فیلم شریک می‌کند.

وسترن برادرانه

ژاک اودیار، فیلمساز فرانسوی، در فیلم تازه‌اش با نام "برادران سیسترز"، وسترنی دیدنی خلق کرده که شباهت چندانی به فیلم‌های قبلی‌اش ندارد.

این فیلم که شیر نقره‌ای بهترین کارگردان را از آن خود کرد، داستان دو برادر آدمکش حرفه‌ای در قرن نوزدهم را روایت می‌کند که دلبستگی عجیبی به هم دارند.

خشونت بی حد و حصر فیلم در تقابل با دنیای برادرانه این دو و محبت درونی‌شان قرار می‌گیرد و فیلم- که کارگردان به برادرش تقدیم کرده- به اثری ظریف درباره مفهوم خانواده بدل می‌شود.

قهرمانان -یا ضدقهرمانان- فیلم در انتها زنده می‌مانند و در قابی شبیه به پایان "جویندگان" جان فورد، به "خانه" بازمی‌گردند اما این بار برخلاف جویندگان در به روی آنها بسته نمی‌شود، و دو برادر که خسته از اعمال خود به نظر می رسند، در خانه جای گرمی برای خود دست و پا می کنند؛ پایانی عجیب و متفاوت.

کوئنها و وسترن کمدی

وسترنافسانه باستر اسکروجز

برادران کوئن هم امسال یکی از دیدنی‌ترین فیلم های جشنواره ونیز امسال را ارائه کردند: "افسانه باستر اسکروجز"، وسترنی مدرن در چند اپیزود که قصه‌های متفاوتی را در کنار هم قرار می‌دهد. این فیلم جایزه بهترین فیلمنامه جشنواره را آن خود کرد.

دو بخش اول، وسترن‌های کمدی حیرت‌انگیزی هستند که تمام سنت‌های این ژانر را به سخره می‌کشند. قهرمان فیلم توخالی از کار درمی‌آید و او که به طرز جذابی از پس همه برمی‌آمد، زمانی که تماشاگر انتظار دارد از پس نفر بعدی هم به راحتی بربیاید، به ناگاه در دوئل جانش را از دست می‌دهد و ما روحش را می‌بینیم که از بدنش خارج می‌شود و به آسمان می‌رود.

این نوع شوخی با ژانر، فضای جذابی خلق می‌کند که تماشاگر را به راحتی به دنبال خود می‌کشد اما داستان‌های بعدی ناگهان جدی می‌شوند و هرچند اپیزودهای جذاب و خوش ساختی هستند، در کلیت فیلم جا نمی‌افتند و فیلم چند پاره می‌شود.

دیگر جوایز ونیز

لانتیموسیورگوس لانتیموس

دنیای دیوانه‌وار یورگوس لانتیموس، فیلمساز یونانی، در تازه‌ترین فیلمش به نام "محبوب"، جایزه بزرگ هیات داوران را برایش به ارمغان آورد و اولیویا کولمن بازیگر این فیلم، جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره را به دست آورد.

جایزه بهترین بازیگر مرد به ویلم دفو برای فیلم "در دروازه ابدیت" ساخته جولیان شنابل رسید. بازی دفو در این فیلم در نقش ون گوگ با جنون اواخر زندگی‌اش، جذاب ترین بخش این فیلم شنابل بود که روایتی کند و بر اساس تکرار و قطع‌های عجیب دارد. فیلمساز که در هنرهای تجسمی هم فعال است سعی دارد زیبایی طبیعت را به شیوه‌ای تجربی ثبت کند اما کسالت عاید تماشاگر می‌شود.د

جایزه بهترین فیلم بخش افق‌ها، به "مانتا ری" ساخته فوتی پونگ آرون فنگ از تایلند رسید و امیر بایگزین، کارگردان قزاقستانی، جایزه بهترین کارگردان این بخش را برای فیلم "رودخانه"برد.

دو فیلم کوتاه و بلند ایرانی که در این بخش حضور داشتند -"همچنان که می مردم" اولین ساخته بلند مصطفی سیاری و فیلم کوتاه "پلکان" ساخته محسن بنی هاشمی- سهمی از جوایز نبردند.

جایزه یک عمر دستاورد سینمایی امسال به دو چهره شناخته شده دنیای سینما اهدا شد: دیوید کروننبرگ فیلمساز برجسته کانادایی و ونسا ردگریو بازیگر تحسین شده بریتانیایی که در فیلم هایی چون "آگراندیسمان" آنتونیونی حضوری به یادماندنی داشت.

فیلمی که فراموش شد

لازلو نمسلاسلو نمش

یکی از بهترین فیلم های امسال که از دید داوران و غالب منتقدان پنهان ماند، اثر تازه لاسلو نمش فیلمساز مجار بود که با فیلم اولش به نام "پسر شائول"، نگاه‌ها را به خود جلب کرده بود.

دومین فیلم بلند او با نام "غروب"، با تکنیکی شبیه به فیلم اول، روایت دختر یتیمی را بازگو می کند که در ابتدای قرن بیستم به مغازه کلاه فروشی خانواده‌اش بازمی‌گردد و این سرآغاز روایت پیچیده غریبی است که نفس تماشاگر را حبس می‌کند.

فیلم قطره قطره اطلاعات می‌دهد و تماشاگر صبور می‌طلبد که با سفر یک زن در دنیایی مردانه و سرشار از تبعیض طبقاتی همراه شود و زوال اشرافیت اوایل قرن بیستم را شاهد باشد.

http://www.bbc.com/persian/arts-45465182

جشنواره ونیز؛ ضیافتی با فیلم‌های ابراهیم گلستان و امیر نادری

محمد عبدی / منتقد فیلم - محل برگزاری جشنواره

 پنجشنبه ۱۵ شهريور ۱۳۹۷ - ۶ سپتامبر ۲۰۱۸

خشت و آیینهابراهیم گلستان نود و شش ساله هم خودش را به جزیره لیدوی ونیز رساند تا این ضیافت را تکمیل کند؛ ضیافتی که می توانست دهه ها قبل در همین جشنواره برپا شود و نشد. اهمیت این ضیافت آنچنان بود که آلبرتو باربرا مدیر جشنواره، خود شخصاً ابراهیم گلستان را همراهی کرد

هفتاد و پنجمین دوره جشنواره جهانی فیلم ونیز با هیاهوی بسیار ادامه دارد؛ جشنواره ای که مدیرش، آلبرتو باربرا، علاقه اش را به سینمای ایران پنهان نمی کند و هر سال از چندین سینماگر ایرانی داخل و خارج از کشور برای شرکت در جشنواره دعوت می کند؛ از جمله امیر نادری، چهره مورد علاقه او که در سال های اخیر به طور مرتب در این جشنواره حضور داشته است.

امسال فاطمه معتمد آریا داور بخش افق هاست و رامین بحرانی هم ریاست هیات داوران بخش جایزه اول را به عهده دارد. شش فیلم هم از سینماگران ایرانی داخل و خارج از کشور در بخش های مختلف جشنواره نمایش دارند.

در سال های اخیر سینمای ایران در بخش مسابقه ونیز هم حضور داشته - از جمله "قصه ها" ساخته رخشان بنی اعتماد که از جوایز هم بی نصیب نماند- امسال اما فیلمی از سینماگران ایرانی در بخش مسابقه اصلی حضور ندارد، هرچند فیلم مصطفی سیاری با عنوان "همچنان که می مردم" در بخش مسابقه ای افق ها (معادل بخش "نوعی نگاه" در جشنواره کن) نمایش خواهد داشت.

ستایش از سینمای کلاسیک ایران

در بخش کلاسیک ها، در کنار شاهکارهایی از فیلمسازان بزرگ تاریخ سینما، از کنجی میزوگوچی تا اورسن ولز، فیلمی هم از سینمای کلاسیک ایران نمایش داشت: خشت و آئینه، ساخته شگفت انگیز ابراهیم گلستان که آنچنان که باید و شاید نزد منتقدان جوان تر سینمایی در جهان شناخته شده نیست.

حالا جشنواره ونیز، در اقدامی ستایش برانگیز، نسخه ترمیم شده ای از این فیلم (با همیاری میترا فراهانی) را با مخاطبان خود قسمت کرد و نه تنها منتقدان جوان تر، بلکه چهره های شناخته شده ای چون ژان میشل فرودون هم در صف ایستادند تا به تماشای مجدد این شاهکار دهه چهل سینمای ایران بنشینند.

ابراهیم گلستان نود و شش ساله هم خودش را به جزیره لیدوی ونیز رساند تا این ضیافت را تکمیل کند؛ ضیافتی که می توانست دهه ها قبل در همین جشنواره برپا شود و نشد. اهمیت این ضیافت آنچنان بود که آلبرتو باربرا مدیر جشنواره، خود شخصاً ابراهیم گلستان را همراهی کرد.

تماشای چندباره فیلم خشت و آئینه ، به ویژه بر روی پرده بزرگ و با کیفیت بی عیب و نقص، ویژگی های بصری شگفت انگیز آن را بیش از پیش نمایان می کند و بر این نکته صحه می گذارد که منتقدان ستایش شده آن دوران، کمی عجولانه درباره فیلمی که دهه ها از زمان خودش جلوتر است داوری کردند.

فانوس خیالامیر نادری در فیلم های سال های اخیرش غالباً بر مضمون سینمای از دست رفته - و به شکلی مرگ سینما - تاکید دارد و در واقع می خواهد برای روزهای خوش از دست رفته سینما مرثیه سرایی کند.

مرثیه ای دوباره برای سینما

امیر نادری در فیلم های سال های اخیرش غالباً بر مضمون سینمای از دست رفته - و به شکلی مرگ سینما - تاکید دارد و در واقع می خواهد برای روزهای خوش از دست رفته سینما مرثیه سرایی کند.

"فانوس خیال"، تازه ترین ساخته او که در آمریکا ساخته شده و در بخش تازه "فراسوی مرزها" نمایش داشت، داستان جوان آپاراتچی ای را روایت می کند که آخرین نمایش های نسخه های سی و پنج میلی متری را تجربه می کند و این تالار سینما هم به زودی به مانند بقیه آنها به سیستم پخش دیجیتال مجهز خواهد شد.

فانوس خیال قصه ای فیلم در فیلم دارد و فیلمساز می خواهد روایت شاعرانه شبه سوررئالی درباره عشق- عشق به یک دختر معادل عشق به سینما- داشته باشد، اما فیلم به مانند غالب فیلم های اخیر نادری، بسیار طولانی و کشدار به نظر می رسد و بسیاری از صحنه های آن- با حرکت های آهسته ممتد و موسیقی های زائد- قابل حذف هستند.

اسلحه، نوجوانان و قتل در آمریکا

رامین بحرانی هم فیلم مستند کوتاهی در بخش فراسوی مرزها داشت: "خویشاوند خونی". بحرانی در مدت زمانی بیست دقیقه ای موفق می شود با مصاحبه ها و صحنه های تکان دهنده، داستان پسر نوجوانی را با ما قسمت کند که با اسلحه پدرش را کشته است.

فیلمساز با این پسر نوجوان و اطرافیانش گفت و گوهای مستقیم و بی پرده ای دارد و به مدد تدوینی هوشمندانه، تماشاگر فیلمش را با فضایی غریب درگیر می کند.

استفاده از تصاویر آرشیوی از کودکی این نوجوان و رابطه اش با پدرش، و پیوند زدن آنها به حرف های هولناک امروز، فیلم را تلخ تر می کند؛ به ویژه زمانی که پسر به طور مستقیم درباره شلیک به پدرش حرف می زند و ما تصاویری از بازی کودکانه سال ها قبل این دو را می بینیم که در آنها پدر چند بار به زمین می افتد و باز بلند می شود.

در عین حال فیلم اشاره های آشکار - و انتقادآمیزی- به قانون مالکیت اسلحه در آمریکا دارد که در صحنه ای تکان دهنده در گفت و گو با یک اسلحه فروش- و اشاره او به این که به دختر شش ساله اش تیراندازی یاد می دهد- به اوج می رسد.

همچنان که می مردممصطفی سیاری که با اولین فیلم بلندش به نام "همچنان که می مردم" در بخش مسابقه ای افق ها حضور دارد، داستان غریبی را برای فیلمش برگزیده است: پدری می میرد و سه پسر و یک دختر او، در جاده ای همسفر می شوند تا بنا به وصیت اش او را در دهکده ای دورافتاده دفن کنند

روایت شبه مستند برده های جنسی در اتریش

سودابه مرتضایی، فیلمساز ساکن اتریش که سال گذشته با فیلم "ماکاندو"، در جشنواره برلین شرکت کرده و علاقه اش را به روایت آدم های حاشیه ای جامعه با روایتی مستند نمایش داده بود، در فیلم تازه اش با عنوان "جوی" که در بخش "روزهای ونیز" به نمایش درآمد، سعی دارد همان علایق و سبک و سیاق را به نمایش بگذارد.

این بار به گروهی از دختران نیجریه ای روبرو هستیم که توسط یک گروه تبهکار به اتریش برده می شوند تا به عنوان روسپی برای آنها کار کنند، بی آن که نصیبی از درآمدشان داشته باشند.

فیلمساز با تصاویری خام سعی دارد بیشتر به واقعیت زندگی آنها نزدیک شود، از این رو از تصاویر زیبا و میزانسن های حساب شده در این فیلم خبری نیست. بیشتر با دوربینی روبرو هستیم که شناعت جاری در صحنه را با ما قسمت می کند، اما جدای از چند صحنه تکان دهنده( مثل صحنه تجاوز)، در شیوه روایت و پیشبرد داستانش چندان موفق نیست.

غرابت با مایه ای کلاسیک در ایران

مصطفی سیاری که با اولین فیلم بلندش به نام "همچنان که می مردم" در بخش مسابقه ای افق ها حضور دارد، داستان غریبی را برای فیلمش برگزیده است: پدری می میرد و سه پسر و یک دختر او، در جاده ای همسفر می شوند تا بنا به وصیت اش او را در دهکده ای دورافتاده دفن کنند.

این فیلم که نمایش های آن در روزهای آخر جشنواره در نظر گرفته شده، به گفته کارگردانش تلاشی است برای شیوه روایتی متفاوت که "تصویرگر مایه ای کلاسیک از زاویه دید یک کارگردان و نویسنده ای باشد که در امروز زندگی می کند".

تنها فیلم کوتاه سینمای ایران در جشنواره امسال هم "پلکان" نام دارد، فیلمی از محسن بنی هاشمی که در بخش افق ها نمایش داده می شود. فیلمساز می گوید مفهوم "پلکان" همیشه برای او جذاب بوده چون تعلیق و عدم قطعیت در آن موج می زند، جایی در مرز رویا و واقعیت.

.http://www.bbc.com/persian/arts-45436440
رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست