تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده   کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید  يکشنبه ۵ شهريور ۱۳۹۶ - ۲۷ اوت ۲۰۱۷

جشنواره ادینبورگ؛ از حضور گسترده هنرمندان ایرانی تا رقص زیر باران

محمد عبدی / منتقد هنری - محل برگزاری جشنواره

پرواز

حق نشر پرواز

هفتاد سال جشن و سرور و ستایش از هنر و جلب میلیون‌ها مخاطب از سراسر جهان برای تماشای تئاتر، اپرا، باله، کمدی‌های تک نفره و حتی کنسرت موسیقی، با هزاران اجرای روزانه از بام تا شام، ادینبورگ را به قولی به بزرگ‌ترین جشنواره هنری جهان بدل کرده است.

جشنواره هنرهای نمایشی ادینبورگ (ادینبرو) طبق معمول دو بخش دارد: بخش بین المللی که در آن آثاری مختلفی به دعوت و هزینه جشنواره اجرا می شوند (و همین روزها خبر تصویب ده میلیون پوند دیگر برای این جشنواره از سوی شهرداری و دولت اسکاتلند رسید) و بخش فرینج (حاشیه) که در آن انواع و اقسام گروه های هنری (غالباً از شهرهای مختلف بریتانیا و معدودی از کشورهای دیگر) با اجاره- یا توافق- با یک تالار تئاتر یا یک کافه، کلیسا و حتی گاه در خیابان به اجرای اثر خود می پردازند.

حضور چشمگیر هنرمندان ایرانی

هفتادمین دوره جشنواره ادینبورگ سالی پربار برای هنرمندان داخل و خارج از ایران بود.

تنها حضور ایران در بخش اصلی ادیبنورگ به سال ۲۰۰۸ بازمی گشت که "کشتی شیطان"، نمایشی از آتیلا پسیانی و "تعزیه"، ویدئوآرتی از عباس کیارستمی در آن حضور داشت. اما امسال به یمن برنامه کوچکی به نام "روح ۴۷" ( اشاره به سال ۱۹۴۷ که جشنواره پا گرفت)، اثری از ایران هم در کنار چند کشور دیگر از جمله پاکستان، هند و سوریه به جشنواره دعوت شده بود. آزاده شاهمیری در این اثر که دو بار در اواسط جشنواره اجرا شد، داستان زن جوانی را روایت می کند که در سال ۲۰۷۰ به دنبال کشف راز ناپدید شدن پدربزرگش در پنجاه سال پیش است، اما زمانه تغییر کرده و محدودیت های زیادی وجود دارد.

در بخش "روح ۴۷" نوازنده ای ایرانی به نام آریان صدر هم در گروهی متشکل از نوازنده های چند کشور، برنامه ای اجرا کرد.

بی صدایی

بی صدایی

در بخش فرینج هنرمندان مختلف ایرانی به اجرای اثر پرداختند. شاپی خرسندی، کمدین موفق ایرانی/ بریتانیانی به یکی از چهره های مطرح فرینج بدل شده و امسال هم تقریباً هر شب اجرا داشت؛ با شوخی های مختلفی که غالباً برگرفته از زندگی شخصی اوست و تفاوت های فرهنگی ایرانی ها و بریتانیایی ها را به میان می کشد؛ با اشاره هایی که حد و مرز ندارند و ویژگی کار را او رقم می زنند.

یک کمدین ایرانی/ ایرلندی دیگر به نام پاتریک مناهن هم در جشنواره اجرا داشت و نسیم سلیمان پور نمایشنامه نویس ایرانی بار دیگر با اثری به نام "نسیم" در این جشنواره حضور یافت. او سعی دارد در متن‌هایش به طور زنده و بداهه تماشاگر را در اجرا سهیم کنند، اما گاه به تکرار می رسد.

آنا بیات، هنرمند ایرانی ساکن سانفرانسیسکو در اثری به نام "چمدان میمی"، زندگی شخصی خود را به عنوان دختری نوجوان در دهه هشتاد بازگو می کند که مجبور شده از اسپانیا به ایران پس از انقلاب بازگردد. بیات که نمایش را به صورت تک نفره اما در چندین نقش مختلف اجرا می کند، سعی دارد در نمایشی سه زبانه، تفاوت های فرهنگی و مشکلات اجتماعی و محدودیت های ایران پس از انقلاب را با زبان و فضایی ساده با تماشاگر غربی قسمت کند.

اجرای موسیقی ماهان اصفهانی و نمایشی نوشته جواد علیپور از دیگر حضورهای هنرمندان ایرانی در بخش فرینج بود.

از اعجاز تا تکرار

در بخش بین الملل طبق معمول آثاری با کیفیت های مختلف می توان دید: گاه اثری که هیچ گاه از یادت نمی رود و گاه نمایشی که هر چه فکر کنی نمی توانی دلیلی منطقی برای دعوت از آن به این جشنواره پیدا کنی.

"جادوی حقیقی" به کارگردانی تیم اچلز، در فضایی ابزورد تمام قاعده های معمول را می شکند: در نمایشی نود دقیقه ای که در تمام مدت در آن شخصیت ها حرف می زنند و در واقع تنها چند جمله را تکرار می کنند! نمایش در واقع هجوی است بر تکرار مسابقه های معمول تلویزیونی و فرهنگ اعتیاد به تلویزیون که به تحمیق تماشاگر منجر می شود. عجیب این که به رغم تکرار تنها چند جمله دیالوگ (که در نهایت صدها بار تکرار می شود)، با بازی های درخشان هر سه بازیگر، تماشاگر به شدت درگیر فضای نمایش می شود.

برعکس "اورستیا" به کارگردانی دومینیک هیل که داستان های اساطیری یونان را در فضایی شبیه به زمان حال اجرا می کند (که غالباً تحسین منتقدان اسکاتلندی را هم به همراه داشت)، جز فریاد زدن بی وقفه و نمایش مشمئز کننده خون و خون ریزی بر روی صحنه، حرف چندانی برای گفتن نداشت.

"پرواز" به کارگردانی کندیس ادموندز و جیمی هریس، داستان مهاجرت پسری افغان را از کابل تا لندن روایت می کرد. هر تماشاگر در محوطه بسته ای قرار می گرفت و جلوی او مجسمه های کوچکی از شخصیت ها در فضاهای مختلف به حرکت درمی آمدند و قصه روایت می شد. پرواز از نظر فرم چشمگیر بود، اما در روایت قصه اش تنها به کلیشه های مرسوم درباره مهاجرت پناه می برد و به عمق نمی رسید.

گروه رقص هلند

گروه رقص هلند

ستایش از رقص

اما رقص های مدرن جشنواره غالباً به یادماندنی ترند. گروه رقص- تئاتر هلند (ندرلند دنس تیاتر)، از ستایش شده ترین گروه های معاصر، اجرای شگفت انگیزی در سه بخش کاملاً متفاوت داشت؛ با تمی آشنا درباره روابط انسانی و موقعیت انسان امروز (با درها و پنجره های بسته و آپارتمان هایی که به یکدیگر راهی ندارند).

"باران" اثر آن ترزا دو کیرسماکر که سال ها قبل در لندن اجرا شده بود، طراوت و شیرینی زندگی را با هفت رقصنده زن جوان و سه مرد کاملاً مسلط، به روی صحنه آورد: اثری شاداب با رقصنده هایی طراز اول که در اجرایی با ریتمی تند، روند شتابناک زندگی را بر روی صحنه بازسازی می کنند.

و زنده باد موسیقی!

اما ادینبورگ تنها به نمایش و رقص اکتفا نمی کند و هر سال میزبان کنسرت های کلاسیک شگفت انگیزی در تالار آشر است. امسال دو اجرا بیش از بقیه چشمگیر به نظر می رسید: رکوئیم وردی با اجرای گروه ارکستر و کر از تورین ایتالیا و اجرای ارکستر مارینسکی و ارکستر ملی اسکاتلند که در ترکیبی بسیار کمیاب در کنار هم به سه نابغه موسیقی قرن بیستم، پروکوفیف، بریتن و شوستاکوویچ ادای دین کردند و در واقع سنگ تمام گذاشتند تا زیباترین شب جشنواره شکل بگیرد.

امسال در بخش رسمی توجه ویژه ای هم به موسیقی معاصر شده بود و تماشاگران اجراهای گوناگونی از خوانندگان و آهنگسازان معاصر را شاهد بودند از جمله پی جی هاروی، خواننده متفاوت و تحسین شده ای که در دو شب اجرا ترانه هایی از آلبوم آخر خود درباره جنگ و شرایط امروز جهان خواند.

.http://www.bbc.com/persian/arts-41065866
رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست