تماس با سردبیر: gilavaei@gmail.com تماس با نویساد:perslit@gmail.com درباره ما بایگانی پیوندکده   کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان شعر
دوستان، یاران و خوانندگان گرامی، خواهشمندیم هنر و ادبیات پرس لیت را به دیگران نیز معرفی کنید دوشنبه ۲۷ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۸ سپتامبر ۲۰۱۷

ترانه شرقی*

علی اصغر فرداد

 

بدرود فرزندم
"مادرت" را دوست بدار
من می روم
انسانهای زیر خاک را ردیابی کنم
هربار که زمین می لرزد
و الماس ها بزیر خاک می روند.

اینجا چه کسی با داعش می جنگد؟
اگر این کودک من بود؟!
گریه کردم
و همه گریستند!

همه "دعا" کنید!
برادر زیر خاک است
و هفت نفر دیگر
و به پرنده ای خیره می شود
که بالهایش در نور خورشید برق می زند.

من در شهری که "پرنده پر نمی زند"
و "بلبلان سپید گوش" مست نخلستان، لال شده اند
ازدحام سیاه سوگوار زیرزمین ها را دیدم

من از یک نوزاد هفت روزه
زیر آوار ماندن را آموختم
و هربار با صدای بمب
در ارتعاش دیوارها
آهنگ اندوه را شنیده ام.

از ویرانه های "ارگ" های کهن می گذرم
در کوچه های سنگ و آفتاب و رویا های دور می دوم
و نسیمی محزون را که از نخلستانها می گذرد
به خاطر می آورم. 

سوییس 2017
*این شعر پس از خواندن مطلبی درباره جنگ سوریه سروده شده است.

.
رسانه هنروادبیات پرس لیت | Create Your Badge
 

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست