تماس سردبیر: perslit@gmail.com   نویساد و ارسال مطلب: info@perslit.com بایگانی پیوندکده بیانیه ها و برنامه ها سیاسی کتابخانه ادبیات بومی هنر داستان صفحه نخست
بخش ویژه شعر

هفت تاول


نصرت رحمانی

تاول 1
 
من از تعهد شمشیر وقلب بیزارم
ادامه

ای که بوی ماه می دهی


رضا مقصدی

>>>عطر ِ سرخوشی ست در مشام ِ من
عطر ِ روشنای ِ صبحگاه.
ادامه

کور رنگ


سارا تبریزی

مرگ
در برابرم تسلیم شد و زانو زد
گفتم :نه !
ادامه

سُهیلانِ اسیر


رضا بی شتاب
تا جانِ خفته خیزد
رنج از جهان گریزد
ادامه

منزلِ ماه
هلالی جغتائی
ای که می ‌پرسی ز من کان ماه را منزل کجاست؟
منزل او در دل ‌ست، اما ندانم دل کجاست
ادامه

خانه ام ابری ست


نیما یوشیج

خانه ‌ام ابري‌ست
يکسره روي زمين ابري ‌ست با آن.
ادامه

زمستاني ، زمستانه ،


تورج پارسي
زمستاني ، زمستانه ،
تو گويي سد زمستانست ،
كه هر جا بنگري ، دردست و سوز ،
ادامه

سبکباران ساحل ها


فریدون مشیری

لب دريا، نسيم و آب و آهنگ،
شكسته ناله هاي موج بر سنگ
ادامه

خردادِ دگر


رضا بی شتاب
خردادِ دگر آمده ای یار
رخسارِ وطن سرخ ز پیکار
ادامه

عصیان پَرَست


رضا بی شتاب
برهنه پای در پندار وُ شب، پایا
و اندوهان رفیقِ راهِ بی پایان
ادامه

فردای محکوم


سارا تبریزی
زانویی که باج به کاسه اش نمی دهد ، مشتی از خاک هم در کیسه ندارد
هذیان بخش می کنم
ادامه

دست بر دار

سارا تبریزی
تنی از بند رها می شود و
وطن زاده می شود
ادامه

بجای شمع می سوزم


رضا بایگان
بجای شمع می سوزم ،
ولی تاریکِ تاریک است .
ادامه

کمی تا قسمتی ابری! کویری می شود حالم


کیان مهرینژاد
کمی تا قسمتی ابری! کویری می شود حالم !
از این غمنامه تقدیر ِ پر از آشوب می نالم
ادامه

هواهای عفن

جمال الدین محمد عبدالرزاق اصفهانی

الحذَر! ای غافلان! زین وحشت‌آباد الحذَر
الحذَر! ای عاقلان! زین مُرده آباد الحذَر
ادامه

چه زمانیست که هر دلشده ای زندانیست

گیل آوایی

گفتم ای اشک به گرداب غمم می باری
چون سبو  نیمه شبم را به سحر می آری
ادامه

در جوار سخت سر


نیما یوشیج

من که دورم از ديار خود چو مرغی از مقر
همچو عمر رفته امروزم فراموش از نظر
ادامه

گلبرگ مغرور
هژبر
تقدیم به قهرمان ملی ناصر حجازی
بگو گلبرگ مغرورم هم از آب و هم از شبنم
بگو بار دگر با من هم از باران هم از نم نم
ادامه

خدا حافظ


رضا بی شتاب
با یادِ ناصرِ حجازی

مغموم تر ز غم
نغمه می خوانَد درد
ادامه

پیله


سارا تبریزی
ناقوس اذان را در گوشم  خواباندند
چرخیدم و چرخاندند
پروانه شدم
گله ای نیست
ادامه

حدیث جوانی


رهی معیری

اشکم ولی بپای عزیزان چکیده ام
خارم ولی بسایه گل آرمیده ام
با یاد رنگ و بوی تو ای نو بهار عشق
ادامه

بهانه ی سیگار


ساراتبریزی

معشوق خیالم را به افسونی رها کردم
سیگاری بهانه داشتیم
تو آتش بودی و من دود
ادامه

پشت دیوارهای بلند حادثه


دکتر تورج پارسی
<<صندلی ی ساکت و کهنه ی روسی ، می داند که چقدر تنهایم
اما نمی داند که چرا اتفاقی نمی افتد !>>
ادامه

نجوا


گیل آوایی
10 مه 2011

دردت را بگو
به اندازه ی همه ی جهان می شنوم
می دهمش دست دوری و دلتنگی
تا بپوکد
ادامه

خط تیره


سارا تبریزی
من در یک زمان به دو زبان سفر می کنم
اما نمی دانم چرا قاب و عکسم با هم بیگانه اند.
ادامه

میخانه ی مکدر


رضا مقصدی

با آه وُ آینه
آری، برابرست.
ادامه

سیمین بهبهانی

وقتی که سیم حکم کند، زر خدا شود
وقتی دروغ داور هر ماجرا شود
ادامه

بر روی ما نگاه خدا خنده می زند،


فروغ فرخزاد

بر روی ما نگاه خدا خنده می زند،
هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ایم.
ادامه

- کوهدشت -


هژبر - لاهه

خوشا کوهدشت وآن حال وهوایش
خیابانهای داغ و با صفایش
به شبها آسمانش پر ستاره
مهی روشن که تابد بر سرایش
همه دشت و بیابانش شقایق
ادامه

سخنِ آخر


رضا بی شتاب

بی پناهیم وُ نداریم گواه
سینه سوزان شده از شدتِ آه
باز دنیا به هم افتاده غریب
ادامه

اگر فراموشم کنی

پابلو نرودا
برگردان: گیل آوایی

یک چیز را می خواهم بدانم
می دانی که چه جور است
ادامه

چاه راه


سارا تبریزی
آهای آقا ... این دیواری که شما به آن پشت کرده ای
سالها پیش پشت من بود .
ادامه

خانه ی عنکبوت


رضا بی شتاب

راهزنی وُ زاهدی
گردنِ عاشقان زنی
گُجسته ای و بد رَگی
نار به خان وُ مان زنی
ادامه

اشک می آید ولی با چشم بازی می کند


گیل آوایی

اشک می آید ولی با چشم بازی می کند
باده یاری می دهد شب دلنوازی می کند
ادامه

خشم رام


ابراهیم باران
نه دیگر بامن سخن نگویید
به من لبخند نزنید
نوشته هایتان را سوزاندم
ادامه

سگی مرده است


پابلو نرودا
برگردان از انگلیسی به فارسی: گیل آوایی
سگم مرده است
من او را در باغ خانه
کنار ماشین زنگ زده گور کرده ام
ادامه

باران تشنه


سارا تبریزی
یک صورت آسمانم
و
دو خورشید دارم
ادامه

درامواج سند


مهدی حمیدی شیرازی

به مغرب ، سینه مالان قرص خورشید
نهان می گشت پشت کوهساران
ادامه

افسونی آتش


سیروس کفایی

آنچه به گام نسبت می دهند
گذریست که نتی سر دار
زخمه هایش را در من و ما بالغ می کند
ادامه

از تو با من گفت


دکتر تورج پارسی

سحر عقل مزور از تـــــــــــــــــــــو بامن گفت
ز خوبي هاي ايام بهاران ، از تو با من گفت
ادامه

برخیز وُ بیفشان وُ بباران ما را
رضا مقصدی

دوارم / به سر ميآورم
غزل گیلکی با برگردان فارسی


مژگان ق.

تی یادا کش زنمه تاسیانی یا دوارم
يادت را در آغوش ميکشم و دلتنگی را به سر ميآورم
ادامه

مزامیرِ زندگی


رضا بی شتاب

بهارِ نازنینِ من رسیده باز
چو سرخوشانه می دَوَم به پیشباز
ادامه

سه غزل از عاکف


غزلگویان ِ عاشق را بگو نوروز می آید
چراغ لاله و سنبل، جهان افروز می آید
ادامه

برگزیده ای از سروده های بهاری شاعران معاصر ایران

من آن درخت زمستانی ، بر آستان بهارانم
که جز به طعنه نمی خندد ،‌ شکوفه بر تن عریانم
ادامه

شعرهای بهاری از شاعران نامی ایران

چون بگیتی هر چه می‌آید روان خواهد گذشت
خرم آنکس کونکو نام از جهان خواهد گذشت
ادامه

بهار


دقیقی مروزي(طوسي)

برافكند اي صنم ابر بهشتي
زمين را خلعت ارديبهشتي
ادامه

نوروز


منوچهری
آمدت نوروز و آمد جشن نوروزی فراز
کامگارا! کار گیتی تازه از سر گیر باز
ادامه

اشعار بهاری


رودکی
آمد بهار خرم با رنگ و بوی طیب
با صد هزار نزهت و آرایش عجیب
شاید که مرد پیر بدین گه شود جوان
ادامه

بهارغم انگیز


ازهوشنگ ابتهاج

بهار آمد گل و نسرین نیاورد
نسیمی بوی فروردین نیاورد
پرستو آمد و از گل خبر نیست
ادامه

لالا ی بیدار


سارا تبریزی

لا لا لا لا
لا لا
عازم پا یی هستم
عابری بی انتها
که در این آواز به دور می فا می چرخم
ادامه

چشمِ تماشا
رضا بی شتاب
نوروز و نوبهارِ سالِ 1390 خجسته باد

سَرزده آمد بهار
شوقِ شکفتن به بار
ادامه

بهارا!
برای رحمان کریمی و برشاوش ِ سرزمین فایز


یاور استوار

بهارا! چشممان روشن، رسیدی
دوباره در تن ِ هستی خزیدی
بهارا! چشم در چشم ِ جوانی
ادامه

بهارانه


فردوسی

بمان‌ تا بيايد همه‌ فرودين‌
كه‌ بفروزد اندر جهان‌ هوردين‌
زمين‌ چادرسبز در پوشدا
ادامه

صنم باده فروش
حافظ
در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی
خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی
دل که آیینه شاهیست غباری دارد
از خدا می ‌طلبم صحبت روشن رایی
ادامه

آواز ی در جاده های بویر احمد
دکتر تورج پارسی

خورشید دخت !
بلندای رویایم ، به هزار نغمه وکرشمه برفتی ،
به ساز و ناز بیا ،
ادامه

به آب برمیگردیم


طاهره بارئی

همه جا شده زورخانه
امّا رستم ها برنمیگردند
ادامه

جامه ی عید


سیمین بهبهانی

سرخوش و خندان ز جا برخاستم
خانه را همچون بهشت آراستم
ادامه

آواز ی در جاده های بویر احمد
دکتر تورج پارسی

خورشید دخت !
بلندای رویایم ، به هزار نغمه وکرشمه برفتی ،
به ساز و ناز بیا ،
ادامه

به آب برمیگردیم


طاهره بارئی

همه جا شده زورخانه
امّا رستم ها برنمیگردند
ادامه

جامه ی عید


سیمین بهبهانی

سرخوش و خندان ز جا برخاستم
خانه را همچون بهشت آراستم
ادامه

ده مَن دستار
بیدل دهلوی
اینقدر ریش چه معنی دارد
غیر تشویش چه معنی دارد
ادامه

نشیدِ آتش


رضا بی شتاب
به پیشوازِ چهارشنبه سوری

آتشِ دیرنده شود چون به پا
زردیِ رخساره گریزد ز ما
ادامه

دلبرا سفره ي نوروز بگستر كه بهارت آمد


تورج پارسی
مژدگانی بده اي دل كه نگارت آمد                 
شوخ چشمت كه سفر بود ، به كامت آمد
از ره هجر دگر  ناله مكن كاين عيار             
زلف آشفته ، قدح دست سراغت آمد
ادامه

رختخواب من


دکتر تورج پارسی
اي گور خسته ي من ،  رختخواب من
اي دردگاه همه دردهــــــــــــــــاي من
ادامه

ی.صفایی

زیباست
پروازت در کرانه ها،
باز می ماند قلم
چون به رسم تو آید!
ادامه

لاف زبرتری کم زن

سیمین بهبهانی

لاف ز برتری کم زن
سنگ برابرت هستیم
ادامه

چهار سروده از


شبنم عزیزی

دوباره رسیده ام به خانه ی اول
به سلول هایی که حالِ مرا می پرسند
ادامه

میشه مژگان تو رو هم نباشه


رضا بایگان

میشه مژگان تو رو هم نباشه
رنگ چشمون تو پنهون نباشه
ادامه

یاد عاشقان


رضا مقصدی

امشب از زبانه های آتشم
امشب این دلِ تپنده ی به خون نشسته ام
ادامه

برگردان پایی


سیروس کفایی

اینهمه سوراخ .....

مگر به تو نگفته بودم ؟ هان ؟
ادامه

زنان ره


سارا تبریزی
به مناسبت روز جهانی زن

جاده !
ای جنین نارس خورشید !
ادامه

آخرِ بازی


شاملو

عاشقان
سرشکسته گذشتند،
شرمسارِ ترانه‌های بی‌هنگامِ خویش .
ادامه

هرگز نخواب کوروش

سیمین بهبهانی
دارا جهان ندارد، سارا زبان ندارد
بابا ستاره ای در هفت آسمان ندارد
ادامه

با یاد جوانه های باغ 25
محمد مختاری  وصانع ژاله


رضا مفصدی

باغ و تگرگ

باغیم
با نگاهِ نخستین
ادامه

آزادی

شعری مشترک از سارا تبریزی و سیروس کفایی

در سرزمین ما
آفتاب
ادامه

تارو پود


سارا تبریزی

می شنوی ؟
این فریاد من است
  منِ مصلوب در چار چوب تنم
ادامه

اسلام  ... جسد ظلم
سرور

ای دین سنان و خنجر و زور
از منطق و دانش بشر دور
ادامه

علت زلزله از دیدگاه شیخ شهر
محمدرضا عالی پیام(هالو)

باز شیخ شوخ طبع شهر ما
جوک بیان فرموده اند از بهر ما
ادامه

آینه


سیلویا پلات
برگردان: ضیاء موحد

نقره ام، دقیقم، بی هیچ نقش پیشین
هرچه می بینم بی درنگ می بلعم
ادامه

آنک رها !


سارا تبریزی

ما زندگان امروز ، فردا شمار رفته گان دیروزیم   
چه  دشوار می گذرد خیابان در شب
ادامه

آزادگان!


رضا بی شتاب
برای بیدار مردمی دلاور، که زنگِ آزادی و رهایی از ستم را به صدا در آورده اند


آزادگان آزادگان!
تا یک تن وُ تا یک نَفَس
محبوس باشد در قفس
ادامه

زرتشت نماد نام ایرانی ماست
اسلام نشان ننگ و بدنامی ماست
از بهر حقارت است الله الله
عمامه بسر برای ناکامی ماست
2
از بهر وطن با سر و جان آمده ام
با مهر وطن چو آرشان آمده ام
بر رهبر جمکرانی از من پیغام
خونخواه وطن منم از آن آمده ام
گیل آوایی

ما فرزندان کاوه ایم


رضابایگان

بی لحظه ای سکوت
این پیوسته چرخِ بچرخشش خویشش ملتزم
چرخد
و می چرخد .
ادامه

شراره های مصری


حسن حسام

آنک!
جهان وهرچه دراوهست
درپیچ وتاب حادثه
پیچان است
ادامه

سیمرغ


م.سرشک، شفیعی کدکنی

تیر زهرآگین طعنش مانده در چشمان
داده خسته جان بر نیزه ی تنهایی اش بی کس
هیچش آن دستان خون آلوده پنداری به فرمان نیست
ادامه

سروده های کوتاه


ابراهیم باران

دقایق کهنه
در راهی که رفتیم
تنها، رد پا هایمان
و امواجی نامرئی
ادامه

سرنشین های سر


سارا تبریزی
زمین !
ما سلول های مرده ی تو نیستیم !
سالها نقطه به من گفت : فاصله سر خط
فاصله پشت فاصله
دایره پشت دایره
ادامه

السلام
انقلاب یاسمن
السلام!
برای مردمان اعماق


حسن حسام

غرق شعله های آ تش است
بوعزیزتونسی
ادامه

طلوعِ عقرب


رضا بی شتاب

جنایت شد عجین با نامِ بدنام
مصیبت ریخت بر سر از سرِ بام
چنان پاشید از هم گوهرِ جان
ادامه

اندوه خاوران


گیل آوایی

پای کوه نشستم به آهی
کوه لرزید و گفت هی!؟
از چه آه می کشی چنین!؟
گفتم خاوران!
ادامه

یار خیابانی من


گیل آوایی

یار خیابانی من
با من وُ همراه منی
کوچه ی بی نام و نشان
ادامه

فتنه ی چرخ


اوحدی مراغه ای

فتنه از چرخ و قيامت ز زمين برخيزد
اگر آن چشم كمان كش به كمين برخيزد
ادامه

شبانه


احمد شاملو

شب که جوی نقره مهتاب
بیکران دشت را دریاچه می سازد
من شراع زورق اندیشه ام را می گشایم در مسیر باد
ادامه

مینای دگر


عماد خراسانی
گرچه مستیم و خرابیم ، چو شبهای دگر
باز کن ساقی مجلس سر مینای دگر
ادامه

به ظالمان جهان


عبدالقاسم الشعبی - شاعر تونسی

ظالمان ستم پيشه
عاشقان تاريکی
ادامه

گپی با هم

ساراتبریزی – سیروس کفایی

این دکل را باد برده است و
آن ساحل را ، آب ...
دیگر هیچ سیلی در پیرهنم غرق نمی شود
ادامه

بیرونِ در


وحشی بافقی

ننموده استخوان ز تن ناتوان مرا
پيدا شده فتيله  ی زخم پنهان مرا
ادامه

دوشعر از


نادر نادرپور

چه مي گوييد؟
كجا شهد است اين آبي كه در هر دانه شيرين انگور است؟
كجا شهد است؟ اين اشك است
ادامه

فریاد به دل اندازیم


سارا تبریزی
اگر اشک من راضی به رازش بود
آسیاب
سر مرا دور باد نمی چرخاند تا هر
سینه ای
رامشگر دستی باشد
ادامه

ظالمان


سنایی

ای مسلمانان خلایق حال دیگر کرده ‌اند
از سر بی ‌حرمتی، معروف، منکر کرده ‌اند
ادامه

زندگی ساده


رضا بایگان

چه وحشتناک فاصله ایست
میانه ی
تصورات سایه گونه
و حضور بی رحم زندگی
ادامه

پسرجان بابکم
مهدی سهیلی

به ميدان نبرد پهلوانان تکسواري بود
به فرمان سلحشوري به هر کشور سفرها کرد
دلش مانند دريا بود
ادامه

ارتفاع پست


عاکف

جعبه سیاه دردهایم را
در پستی های هزار و پانصد متری
جستجو می کنم
حتی اگر سقوط،
ادامه

داستانِ ساده ی دل
برای محسن یلفانی و همسو با سوگ وُ اندوه اش


رضا بی شتاب

شب شد وُ من شکارم
رفته کجا نگارم
به کِی بگَم قِصَمُو
وای چه بیقرارم
ادامه

نگارِ مست


عطار

نگاری مست و لایعقل چو ماهی
درآمد از در مسجد، پگاهی
سیه‌زلف و سیه‌چشم و سیه‌دل
ادامه

سبزهای من


گیل آوایی

سبزهای من
از دل سرخهای سیاهکل و آمل
قد کشیده اند.
آبیدر
فریاد شعله های پایدار است
چه جای دلشوره های زمستانی خاک است
با عربده های هزارو چهارصد ساله ی بلاهت
که زمان وُ مکان وُ تاریخ به رسوایی باخته اند

دو شعر از


سیاووش کسرایی
اشک مهتاب
به من گفتی که دل دريا کن ای دوست
همه دريا از آن ما کن ای دوست
دلم دريا شد و دادم به دستت
مکش دريا به خون، پروا کن ای دوست
ادامه

در رسای فردوسی


میرزاده عشقی

این شنیدستم که عیسی مرده ای را زنده کرد
مرده ای را زنده کرد و نام خود پاینده کرد
ادامه

ربنا


سارا تبریزی
<<چه حیرانم ...
همه شب ماه می پرسد ز من
که چرا کابوس بی انتهاست ...<<
ادامه

ماگنولیا


بیژن باران

در این بهار بی برگی-
شعله های شمع شکوه شکوفه در 1001 دست
رو بسوی بهار
در زیر پا، بر پیاز، دوکهای هراس رنگین گل زعفران.
ادامه

سرایش میهن


احسان تبری

سایه چین های سکوت
و دود شن ها دونده بر لوت
زمان دیرنده، با شکوای مبهوت
ادامه

چریک
گیل آوایی

چریک
غمگسار
یاور
دوباره بایدت فریادی
که سکوت بیداد می کند
به صف مانده گورهای بی نشان
مادران همیشه به راه
مهربانی این خاک را هر آدینه
به هوار سیاووشان دلبند خویش
آواز می دهند
دوباره بایدت فریادی
که سیاهکل هنوز
درعطشِ فرمان آتش ات
دیده به راه است

وای بر احوال برگ بی درخت


شفیعی کدکنی

گر درختی از خزان بی برگ شد
یا کرخت از سورت سرمای سخت
هست امیدی که ابر فرودین
برگ ها رویاندش از فر بخت
بر درخت زنده بی برگی چه غم؟
وای بر احوال برگ بی درخت

بیهودگی


راحله یار
افتاده ام به کوی غریبی که خانه نیست
جایی که یک بهانه برای ترانه نیست
دلتنگم از حمایلِ گل های کاغذی
دلگیرم از بهار که جوشِ جوانه نیست
شرمنده می رسد به نظر چهره ی غزل
ادامه

پارادوکس ِ یک سکوت داد


گیل آوایی

خیل ِ سواران بی تاخت
نُت ِ بی آواییست که ساز خویش به باد داده است
مشت از چه خشم!؟ بگو!
وقتی سنگ تنها میداندار فاجعه است
ادامه

سگها و گرگها


اخوان ثالث
هوا سرد است و برف آهسته بارد
 
ز ابري ساكت و خاكستري رنگ
 
زمين را بارش مثقال ، مثقال
ادامه

تولدي ديگر


فروغ فرخزاد
همه ي هستي من آيه ي تاريکيست
که ترا در خود تکرار کنان
به سحرگاه شکفتن ها و رستن هاي ابدي خواهد برد
ادامه

آشنای آنسوی آب ها


زری اصفهانی

آی آشنای آنسوی آب ها
اقیانوس ها چه پهناورند
راه ها چه درازند
ادامه

دوشعر از


اخوان ثالث
هستان
گفت و گو از پاك و ناپاك است
وز كم وبيش زلال آب و آيينه
وز سبوي گرم و پر خوني
ادامه

فردای یلدا


رضا بی شتاب

آسمان شب چره ی چشمِ زمین
اختران میوه ی این فصل ببین
ادامه

امیر کبیر


فریدون مشیری
رمیده از عطش سرخ آفتاب کویر،
غریب و خسته رسیدم به قتلگاه امیر .
ادامه

بیچاره چه می كشی خودت را
دیگر نشود حسین زنده


ایرج میرزا
بیچاره چه می كشی خودت را
دیگر نشود حسین زنده
ادامه

مرگ در بم


رضا بایگان

من که ندیدمش
که گر دیده بودمش ،
توان گفتنم را موریانه جویده بود .
ادامه

مرثیه ی جنگل


ه.ا.سایه

امشب همه غم های عالم را خبر کن !
بنشین و با من گریه سر کن،
ادامه

فروغ فرخزاد


سارا تبریزی
به مناسبت سالروز تولد فروغ فرخزاد
فروغ !
با این همه رسوایی که در شهر است
ادامه

بــزن دفـی


راحله یار

بــزن دفـی که مـرا با شــرار وصـل کند
صــدای گـنگِ دلـم را بـه تــار وصل کند
ادامه

آه همه ی چشمان شدم


تورج پارسی
آه همه ی چشمان شدم
تا در اوج نگاهی بی تلواسه
ترا بنگرم که می خرامی همه ی فصول را
ادامه

دلم هوای آفتاب می کند


سیاوش کسرایی

ملال ابرها و آسمان بسته و اتاق سرد
تمام روزهای ماه را
ادامه

سنگسار


سیمین بهبهانی

سوار خواهد آمد. سرای رفت و رو کن  
کلوچه بر سبد نه، شراب در سبو کن
ادامه

قصه ی اعرابی  و ریگ در جوال کردن و ملامت کردن آن فیلسوف او را


مولانای بلخی (مثنوی)
یک عرابی بار کرده اشتری
دو جوال زفت از دانه پری
ادامه

نامه ی یزدگرد به ماهون سوری


فردوسی
یکی نامه بنوشت دیگر بطوس
پر از خون دل روی چون سندروس
ادامه

پیرهن داغدارم


سارا  تبریزی
تقدیم به شهلا جاهد که مرگ او اعدام یک اجتماع است .
آخر معرف کدام حضور هستید که در این فصلهای بی
ادامه

آفتاب می شود


فروغ فرخزاد
نگاه کن که غم درون دیده ام
چگونه قطره قطره آب می شود
ادامه

فرمانِ آتش
رضا بی شتاب
با یادِ سعیدی سیرجانی

فریادِ بیداری
فرمانِ آتش بود
ادامه

سنگسار


رضا بی شتاب
«و آواز دادند که:سنگ دهید. هیچ کس دست به سنگ نمی کرد و همه زار زار می گریستند... پس مشتی رند را سیم دادند که سنگ زنند» [بیهقی]
صورت اند همه
تهی ز معنی وُ
آیه های نکبت اند همه
ادامه

سيمفوني هفدهم يك خواب قديمي


تورج پارسی
وه چه شبي بود آن شب
يواش مي گويم مادر
تنها مي خواهم تو بداني خوابم را
ادامه

ای دوست
عراقی
گر به رخسار تو، ای دوست، نظر داشتمی
نظر از روی خوشت بهر چه برداشتمی؟
ادامه

16 آذر
گیل آوایی

گل هزار آواز می شکفد در بهار گلوی من
وقتی
هراس می دری
ادامه

دو سروده


محمد مختاری
هامون
میان مان صدایی تبخیر شد
و مرگ جار زد
درون خالی اش را بی تحاشی

ادامه

درد می داند


رضا بی شتاب

در ورق گردانِ آخِر بود
که ما در حیرتی
با گریه ی گُل آشنا گشتیم
ادامه

وقتی که تهمت
سیمین بهبهانی
برای سعیدی سیرجانی
وقتی که تهمت می گذارند  در جیب های بی گناهت
یک آسمان قطران و نفرت  می بارد از چشم سیاهت
ادامه

خواهی نباشم


سیمین بهبهانی
خواهی نباشم و خواهم بود
دور از دیار نخواهم شد
تا "گود" هست، میان دارم
اهل کنار، نخواهم شد
ادامه

آخرین فریب


نادر نادرپور
گر آخرین فریب تو ، ای زندگی ، نبود
اینک هزار بار ، رها کرده بودمت
ادامه

آرش کمانگیر


سیاوش کسرایی
برف مي بارد
برف مي بارد به روي خار و خاراسنگ
ادامه

وطن در خطراست


گیل آوایی
ایهالناس کجایید وطن در خطراست
رهبر بی خردان در پی از آن بدتر است
ادامه

بغض ملانکولی


شهلا آقاپور

امشب سیصد وشصت و پنچ ماه
 به موهایم سپیدگون  می چسبانم 
ادامه

تا انتهای خیابان


رضا بایگان
باید که تا به انتهای خیابان دوید و رفت
هر چند دستهای بریده از آرنج
ادامه

برگزیده هایی از هشت دفتر شعر استاد شفیعی کدکنی برای خوانندگان هنر و ادبیات پرس لیت به کوشش رضا بی شتاب
ادامه

هیس


سارا تبریزی
بیرون از بوم ، همه جا نقاشیست
هیس !
ادامه

فریاد خاموش


ی. صفایی
من زندانی ام
گمنام
ادامه

مادر فغانم


بمناسبت روز جهانی مبارزه با خشونت و آزار کودکان
سارا تبریزی

مادر !
من نمی خواهم از هر رهروی به سلولی
ادامه

با کشورم چه رفته است


سعید سلطانپور

با کشورم چه رفته است
با کشورم چه رفته است
ادامه

هر چى هست تو اون چشاته  !


دکترتورج پارسى
چش تو مثل يه سازه،
پر رازه ،
پر نازه ،
ادامه

چشمان شبانه


دکتر تورج پارسی
توی اون چشای شب رنگ قشنگت ،
كه پر از راز و نيازه ،
دل يك  تنهای تنها  ،
ادامه

خیابان پنجم


م.ع. سپانلو
زیبا و مه آلود به رستوران آمد
از دامن چتر بسته اش
می ریخت هنوز سایه های باران
ادامه

انسان با ترانه آغاز شد


دکترتورج پارسی

بخوان، بنواز ، برقص
تا خدا را نيز به رقص و پايكوبی واداری
ادامه

در پناهِ عشق


رضا بی شتاب

قاصد ز سفر آمد
با مژده ی او آمد
ادامه

آی نادیکا !


تورج پارسی
آی نادیکا
دختر غار
ادامه

اى می بترم از تو


دکتر تورج پارسی

آنكه زلال است مثل آب و آينه،
و دل نشين مثل خنكای صبح
ادامه

سر شو  !


دکترتورج پارسی

"ندا "ش دادم  :
سپیده سرزده هنگام کاره
ز دوری رخت دل بی قراره
جوابم داد آن یار پری رو :
سر شو می رسم نزدت دوباره !
۲۴ اکتبر ۲۰۱۰ اپسالا

رسیدن به فردا


دکترتورج پارسی

باید از امروز بگذرم
با پاهای خیس و زور سرپایی
می دانم تو عریان تر از دیروز
ادامه

با منقار رنگی


جواد مجابی
مرغی سفید با منقار صورتی
رو به دریا نشسته از پهلو
از دور دیده می شود بر سنگتخته ها
ادامه

دو شعر از یدالله مفتون امینی


گویه
عاطفه جان
آن بهار که زود آمد و زود رفت
همه اش خامی بود
و این پاییز که درنگ نمود
همه اش پختگی
ادامه

غار کبود
هوشنگ ایرانی

نيبون... نيبون!
غار كبود می‌دود
دست به گوش و فشرده پلك و خميده
يكسره جيغى بنفش
می‌كشد
ادامه

وقتی تو می گویی وطن


مصطفی بادکوبه ای

<<بی نام زرتشت مَهین ایران و ایرانی مبین
من جان فدای آن یکتا پیمبر می کنم>>
ادامه

غزل برای گل سرخ
سعید یوسف

مشتِ دُرُشتِ بغض شد نامِ تو در گلوی من
گرمیِ خونِ عشق شد تا که دَوَد به روی من
ادامه

چهارقطعه


زی زی

سکوت

در متن جایی برای من نبود
و در حاشیه دردم می گرفت
ادامه

زنی از جنس جان خورشید


پوران فرخزاد

من از جنس جنونم زآتش و باد
چه آتش ها از این آتش در افتاد!
ادامه

انسان، اسمِ اعظم


رضا بی شتاب
«خدا هر که را بخواهد با نورِ خویش هدایت می کند»
(سوره ی نور، آیه ی 35)

درین خلوت من وُ آیینه وُ پیمانه ی مُل
خدایا! گوش کن تا فاش گویم با تأمُل:
ادامه

افسون


هوشنگ ایرانی
در بیگانگی و دوری دستها، لبان زیبا می شکفد
و شبنم شادیهای گمشده اش رویای گریز را به خواب می برد
ادامه

درد های من ...


احمدرضا احمدی

اگر نمي خواهي بر تيره بختي من گواهي دهي
خواهش دارم روبه روي من نمان، عبور كن،
ادامه

شب


فرخی یزدی

شب چو در بستم و مست از می نابش کردم
ماه اگر حلقه بدر کوفت جوابش کردم
ادامه

برگردان یک آواز هلندی - گیل آوایی

با هیچ راضی ام


Marco Borsato : te vreden met niets

چیزی در دستان من نیست
اما به اندازه ی همه وزن خود سنگینم
ادامه

دیدی چه خبر بود؟


میرزاده عشقی
این مجلس چارم بخدا ننگ بشر بود
دیدی چه خبر بود ؟
هر کار که کردند ضرر روی ضرر بود
 دیدی چه خبر بود ؟
ادامه

انهدام


نصرت رحمانی
این روزها
اینگونه ام ،ببین:
دستم، چه کند پیش می رود، انگار
هر شعر باکره ای را سروده ام
ادامه

عصر اتم


اسماعیل خویی

تا دُور به کامِ شیخکِ سالوس است،
از"عصرِ اتم" بهره ی ما افسوس است.
در کشور ما، دریغ ودردا که هنوز
انگار که روزگارِ دقیانوس است!

بیست وششم شهریور1389
بیدرکجای لندن،در حاشیه ی فرمایش فرمودن های خامنه ای از علوم انسانی

کسی از دور می آید


رضا بایگان
«آنقدر ها مشغول مسائل روز شدیم ، که یادمان
رفتست ، باید برای زیستن عاشق بود.»

کسی از دور می آید
که چشمانش از طعم عسل لبریز
و بر کُنجِ لبش
یک خنده شیرین بنشسته .
ادامه

چشمهایش


محمودپاینده لنگرودی
1334
از قرن های دور
تا روزگار ما
هرگز کسی ندید که دریای نیلگون
هنگام خشم چهره بپوشد ز روی شب .
اما در این زمانه که از چشم زندگی
چون قلب زخمدیده چکد قطره های خون
در رنج دیرپای عزیزان بسته دست
با باد شامگاه،
تا نور چشم من به دل چشم او شکست
توفان گرفت و پلک به دریای خود کشید

تک و توک


سیروس کفایی

در شهری که درخت را به شاخه هایش بسته اند و
باران
در آرزوی دیدار آب زمین گیر شده استخیابان
هم قصه تیرکی ست که هر دو به پشت افتاده ند
پس از این شهر هستند اماساحرانی
که کمر از پشتم بر می دارند تارگبار
سوالی ماند بین تک و توک .

آوازهای تو


گیل آوایی

مشت مشت آوازهای تو
گورسکوت شهر می شکافد
ادامه

پاول سلان
واژه‌ی  به - قعر- رفتن،
که ما آن را خواندیم.
سال‌ ها و واژه‌ها از آن می ‌گذرد.
ما همچنان همانیم.
 ادامه

پرسش
علی کریمی
 
نمی دانم این درخت های خیابان
از صدای بوق ماشینها
ادامه

زمستان


شهریار

زمستان پوستین افزود بر تن کدخدایان را
ولیکن پوست خواهد کند ما یک ‌لاقبایان را
ادامه

چشم روزگار


شهریار

جای آن دارد که ریزد خون ز چشم روزگار
در عزای کشور دارا و خاک مازیار
ادامه

درختِ همیشه بهار
رضا بی شتاب
برای چشم های ما: سیمین  بهبهانی
در تیره تار ترین تجسّمی ز وطن
که شب ز وحشتِ ایشان
ادامه

آینه ی صبوح


مولانای بلخی
آب حیات عشق را در رگ ما روانه کن
آینه صبوح را ترجمه شبانه کن
ادامه

آه تاتیانا من تنها یم
تورج پارسی

بر ترویکا سوارم صدایت را می شنوم تاتی
" مادر می گفت: پسرکم
ادامه

سه شعر از نصرت رحمانی


تبعید در هفت چنبر زنجیر

بهار موسم گل نیست
بهار فصل جدایی و بارش خون است
ادامه

دریغ بر من و عشق


رضا مقصدي

همیشه دستی، تلخ
میان ِقلب ِمن و لحظه های ِشاداب است .
ادامه

دوشعر از سهراب سپهری


غمی غمناک
شب سردی است ، و من افسرده.
راه دوری است ، و پایی خسته.
ادامه

از چین بیاریم
مهدی استاداحمد

نه تنها پیرهن از چین بیاریم
که اقلامی خفن از چین بیاریم
ادامه

خداناشناس


سعیدی سیرجانی
خبر داری ای شیخ دانا که من
خداناشناسم خداناشناس
نه سربسته گویم سخن
ادامه

اندوهباره
گیل آوایی
بار ِ هیچ دار
داد بر نیاورد
دادخواهی ِ اینهمه پر کشیدن
ادامه

دو شعر از منوچهر نیستانی


موسیقی کناره ی هامون

گل های هیرمند که می رویند،
موسیقی کناره ی هامون را
ادامه

نامه


احمد شاملو
بدان زمان که شود تيره روزگار، پدر
سراب و هستو روشن شود به پيش نظر .
ادامه

آغوشی سفر


سارا تبریزی
وای بر ما ...
رگ به رگ شدن بوسه را به گروگان گرفته اند
ادامه

برخیز و می بریز


سیاوش کسرایی

برخیز و می بریز که پاییز می‌رسد
شتاب ای نگار که غم نیز می‌رسد
ادامه

ظهور


منوچهر آتشی

عبدوي "جط" دوباره مي‌آيد
- با سينه‌اش هنوز مدال عقيق زخم-
از تپه‌هاي آن سوي "گزدان" خواهد آمد،
ادامه

دو شعر از


محمود مشرف تهرانی( م.آزاد )
گل باغ آشنایی
گل من،پرنده ای باش و به باغ باد بگذر
مه من،شكوفه ای باش و به دشت آب بنشین

رضا مقصدی
اینجایم و ریشه های جانم آنجاست
شادابی باغ ارغوانم آنجاست
دیریست درین قفس نفس می شکنم
گرخاک شود تنم، روانم آنجاست
برگرفته از سایت شاعر

"آن زلزله ای که خانه را لرزاند"نادرپور
ت و ف ا ن


تورج پارسی

تمام شب خوابم نبرد
تمام شب ستاره های کودکیم را
برپشت بام های تابستانی شمردم
ادامه

حکایت ققنوس و درازای عمر و احوال او منطق الطیر عطار نیشابوری

هست ققنس طرفه مرغی دلستان
موضع این مرغ در هندوستان
ادامه

همان اهریمن است الله و من در آن ندارم شک


اخوان ثالث

سیه کاران در میخانه ها بستند حافظ جان
خم و مینا و جام باده بشکستند حافظ جان
ادامه

دو شعر از


فریدون توللی
فردای انقلاب

شیپور ِ انقلاب ، پرجوش و پرخروش
از نقطه های ِ دور ، می آیدم به گوش
ادامه

پاسخ


فروغ فرخزاد
با برگردان به زبان فرانسه از فرحناز جعفری

بر روی ما  نگاه  خدا  خنده  می زند
هرچند ره  به  ساحل لطفش نبرده ایم
ادامه

تمام دلم دوست داردت


سیمین بهبهانی

 تمام تنم خواستار تو است
بيا و به چشمم قدم گذار

 كه اين همه در انتظار تواست
ادامه

شعری از ماکس لِرو، شاعر هلندی
برگردان: گیل آوایی

شعری از ماکس لرو، شاعر هلندی که در گردهمایی اعتراضی 11سپتامبر2010علیه حزب راست خیرت ویلدرز ، در شهر لاهه برای حاضران توسط شاعر خوانده شد.
جهان می نگرد زیرپای بیمار و آلوده تان  که تکه تکه خالی می شود
راه به کجا می برید؟
ادامه

صدای بال ققنوسان


شفیعی کدکنی
پس از چندین فراموشی و خاموشی
صبور پیرم
ای خنیاگر پارین و پیرارین
ادامه

از تو بگذشتم


شهریار

از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران
ادامه

ومرور مي كرديم آنچه كه بر سر آن کهن سرا  آورديم


دكترتورج  پارسی

باران نمى تواند ،
توفان نمي تواند ،
ادامه

روبروی خانه ی من در بیابان دورتر


تورج پارسی

روبروی خانه ی من در گرمازار بیابانی دورتر
زنی است کولی
ادامه

- قارچ های غربت -


هژبر- دن هاخ

با شیونی هزار ساله بر گونه هایم
اندک ...اندک
نیست می شوم
ادامه

ما ديوانگان خواب آلود و متحد دنيا


تورج پارسی

ما ديوانگان خواب آلود و متحد دنيا ،
در زير سقف رنگين كمان پارانویا با هم زندگي مي كنيم ،
اما حوصله را با هم تقسيم نمي كنيم ،
ادامه

دلتنگی


گیل آوایی
هفت سپتامبر2010

آوازهای مرا می شنوی!
من از ورای اندوه تو می خوانم
چونان بغض گم شده ی پرنده ای
ادامه

ققنوس


نیما یوشیج

ققنوس،مرغ ِ خوشخوان،آوازه‌ی ِ جهان
آواره مانده از وزش ِ بادهای ِ سرد
ادامه

توکا جانم


رضا بی شتاب

توکا جانم کجایی...؟
زدم فریادِ دردآلوده ای در جنگلِ پیر
ادامه

پله برقی
شمس لنگرودی

برای شاعرم رضا مقصدی

مگریز مداد من از من مگریز
بگذار بنویسم، صله ام را بگیرم
ادامه

پیوندها و باغ ها


مهدی اخوان ثالث

لحظه ای خاموش ماند، آنگاه
 بار دیگر سیب سرخی را كه در كف داشت
ادامه

ضحاک را سر بشکنم

مولانا بلخی /فردوسی

این بار سرمست آمدم تا جام و ساغر بشکنم
ساقی و مطرب هر دو را من کاسه ی سر بشکنم
ادامه

علی ای همای وحشت
منصور فرزادی

علی ای همای وحشت تو چه آفتی ...خدا را
که به نیزه ها کشیدی سر و گردن جدا را
ادامه

تاریخ چه!؟


علی کریمی

میان توطئه
میان معرکه
میان عربده
ادامه

مینای دگر


عماد خراسانی
گرچه مستیم و خرابیم ، چو شبهای دگر
باز کن ساقی مجلس سر مینای دگر
ادامه

بانوی ابری‌ام


محمد نوریزاد

بانوی ابری‌ام
پیش آ
مرا ببوس
ادامه

پس از باران


دکتر تورج پارسی

پس از باران
چه عریان است هوا
ادامه

من و دل


حبیب خراسانی
هر شب من و دل تا سحر در گوشه ی ویرانه ها
داریم از دیوانگی با یکدگر افسانه ها
ادامه

مقتول "لعنت آباد"


حسن حسام

هنگام كه غبار خاكسترى سحر
بر چهره ى خيس بنفشه زار مى نشيند
و عطر بى دريغ آفتاب پگاه
ادامه

یاد بعضی نفرات


نیما یوشیج

ياد بعضي نفرات
روشنم ميدارد :
ادامه

چون سبوی تشنه

زيباترين و درخشان ترين روايت شعرى «شكست» پس از كودتاى ۲۸ مرداد را مهدى اخوان ثالث خلق كرد كه خود نگاهى تراژيك داشت.
اخوان ثالث

از تهی سر شار
جویبار لحظه ها جاریست
چون سبوی تشنه کاندر خواب بیند آب واندر آب بیند سنگ
دوستان و دشمنان را میشناسم من
زندگی را دوست می دارم
مرگ را دشمن
وای اما ، با که باید گفت این ؟ من دوستی دارم
که به دشمن خواهم از او التجا بردن
جویبار لحظه ها جاری

مجازات


رضا بی شتاب

برای گرامی ام «شیوا نظر آهاری»
و دیگر در بندان

آمده از قعرِ قهر
طُرفه حرامی به دَهر
ادامه

دزدان همگی پیرو این دین مبین اند


هادی خرسندی

در میهن ما . منطق اسلام . چماق است
دزدان همگی پیرو این دین مبین اند
ادامه

مثنوی مولانای بلخی


فروختن صوفیان بهیمه ی مسافر را جهتِ سماع
خر برف وُ خر برفت
صوفیی در خانقاه از ره رسید
مرکب خود برد و در آخر کشید
ادامه

آواز تیشه
حزین لاهیجی
ای  وای  بر  اســیری  کـز  یاد  رفــته  باشد
در  دام  مانده  باشـد  صــیاد  رفــته   باشد
ادامه

کتیبه
اخوان ثالت

فتاده تخته سنگ آنسوی تر ، انگار کوهی بود
و ما این سو نشسته ، خسته انبوهی
ادامه

دو شعر از فریدون توللی


مهتاب
در زیر سایه روشن ماه پریده رنگ
در پرتوی چو دود غم انگیز و دلربا
ادامه

گل شهر آشنایی


تورج پارسی

تو به شهر آشنایی گل خوشبوی وفایی
چکنم اگر که روزی، بکنی زمن جدایی
ادامه

       
       

به صفحه خود در فیس بوک پیوند دهید:Share  

بازگشت به صفحه نخست پرس لیت