تماس با سردبیر > perslit@gmail.com بایگانی پیوندکده سیاسی   بیانیه ها و برنامه ها کتابخانه صدا و ویدئو ادبیات بومی هنر داستان صفحه نخست
بخش ویژه شعر

چند رباعی


خیام
دوران جهان بی می وساقی هیچ است
بی زمزمه ساز عراقی هیچ است
هرچند دراحوال جهان می نگرم
حاصل همه عشرت است و باقی هیچ است
ادامه

به هنگامِ رگبارها
(در چند صدایی)


رضا بی شتاب

چه هنگامه ای بود
چه فرگرد بیدادگر داوری
که غوکان، غُرابان
عقاب آمدند
ادامه

پارک


تورج پارسی

روی چمن سازگار نسشته ام
و یاد ابی ترا به صبر و صبوری
در دستگاه " شور" ورق می زنم
ادامه

خاوران


سارا تبریزی

چه آزادانه گفتیم
نه!
نماز نمی خوا نیم !
ادامه

اي شب


نیما یوشیج

هان، اي شبِ شومِ وحشت انگيز
تا چند زني به جانم آتش؟
ادامه

تو سکوت دلِ من


رضا بایگان

<<جای چند نقطه ی بی دغدغه
ادامه

نجوا


گیل آوایی
جولای 2010

ساز روزگاراست هنوز
ناسازی
ساز کردن!
ادامه

حلزون


از هیو استاینبرگ
by Hugh Steinberg
برگردان گیل آوایی

و تو می گویی آفتاب
و کسی چیزی از آن نمی گوید
ادامه

همان اهریمن است الله و من در آن ندارم شک


اخوان ثالث

سیه کاران در میخانه ها بستند حافظ جان
خم و مینا و جام باده بشکستند حافظ جان
ادامه

سنگسار


سیروس کفایی
تقدیم به سکینه محمدی آشتیانی در آستانه سنگسار

نه !
خيابان
نه پی گردی قانونی است و
ادامه

« ندا »


امضاء محفوظ

> بگفتا ای ندا ای دخت ایران
بمان با ما تو ای امید ایران<
ادامه

هشیار


سیروس کفایی

ای کاش هر عابری
مرا نمی زائيد
ادامه

هرگزنخواب کورش


سيمين بهبهاني

دارا جهان ندارد،
سارا زبان ندارد
بابا ستاره ای در
!هفت آسمان ندارد
ادامه

دژخیم


رضا بی شتاب
به پیشبازِ جنبشِ شورانگیزِ 22 خردادِ 1388

دژخیم!
مهمیز مزن بر روز
روز از تو گریزان ست
ادامه

شهر ِ غمگین ِ بارانی ِ من
رضا مقصدی
به خاطره ی خونین ِ
امیر جوادی فر

< پیک وُ پیغام ِ« چمخاله*» یی تو !
آتش ِ هر نی وُ ناله یی تو !
تو منی، من تو ام تلخ وُ غمگین .>>
ادامه

هژبر

همیشه بود
چرا که                بوده
ادامه

سه غزل


هژبر میر تیموری

چشم ما خیره بشد بر در و آن یار برفت
نوگل آمده ای بود، زگلزار برفت
ادامه

بن بست کابوس


سیروس کفایی

تعادلی مرده ! ؟
تعادل مرده در کوچه ای.... نه
ادامه 

پارسی


بهاره سعید

اندیشه را زبان گواراست پارسی
ادامه

ماه


تورج پارسی
از یک ترانه قشقایی

ماه می رود
ماه می رود بخوابد
تو نیز برخیز تا بخواب شویم
زیرا دست گناهکار من
به نوازش پستانهای تو
عادت کرده است
ادامه

مردگان بی وثیقه


سارا تبریزی

به جرم پاره ای تن مرا محکوم مکنید که آب را غسل داده ام
ادامه

آبى زنى بود به شكل درخت!
دکترتورج پارسی


آبى زنى بود
به شكل درخت
در بيابانى پشت خانه ى مادربزرگ .
ادامه

خال هندو در مجادله ی شاعران

حافظ
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
ادامه

خراسان
فخرالدین اسعد گرگانی

خوشا جایا بر و بوم خراسان
درو باش و جهان را مى خور آسان
به لفظ پهلوى هر کس سراید
ادامه

نابهنگام بهار
خاقانی
چه سبب سوی خراسان شدنم نگذارند
عندلیبم به گلستان شدنم نگذارند
نیست بستان خراسان را چو من مرغی
ادامه

خال هندو در مجادله ی شاعران

حافظ
اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را
ادامه

خاکستری
سیما مهرآذر

چشم هايت را
غبارروبی کن
تا از انعکاس نفس های سبز

ادامه

پنجره دیدار چهار


شهلا آقاپور

تسخیر جهان
در من نهفته ست
ادامه

زندگی


دکتر تورج پارسی

در بستر تاریک و خمیده ی زمان
زندگی یک سکوت طولانی است
به راستی کودک بودم که پیر شدم

خواب دیدم


دکتر تورج پارسی

خواب دیدم،
بربلندی های گسترده ی جهان
ادامه

شبنم های سرخ


هژبر

شبنم های سرخ
برگونه برگ
وذرات باروت
بردامن باغ
ادامه

خنجری عمیق


سارا تبریزی

راه راه پیرهنتان را به من نچسبانید !

ادامه

هر کسی مسوول احساس خود است


رضا سلیمی منش
زندگی راز است و انسان راز تر
چیست این دنیای مرموز بشر؟
ادامه

معاشرانِ عشق


رضا بی شتاب

فرشی ز آتش ست آشیانِ من
پَرپَرزنان منم پریشانِ من
ادامه

آغازه بر چکامه ی رستاخیز


اسماعیل خوئی

وقتی که مرگ،
             با نگاهِ سرد کُننده ش،
برچشمِ بی گناهِ ندا چیره شد.

ادامه

فغان


گیل آوایی

 چنـــان زداغ عزیران بخون نشسته فغانم
که اشک ریز ِ بهاران زسوگ سینه درانم
ادامه

زلفِ پریشان
کمال الدین مسعود خجندی

گفتم ای سیم ذقن گفت کرا می گویی
گفتم ای عهد شکن گفت چها می گویی
ادامه

حسرت


رضا بایگان

حسرت ست مرا
به این
رفاقت
میان دریا و آسمان
که خشم را
بی ریا تقسیم می کنند
ادامه

اؤزومدن باشلاييرام

شعر: شهلا آقاپور
ترجمه: بهروز ايماني

بيرده گؤزله ميرم
اؤزومدن باشلاييرام
ادامه

گفتی که باد مرده است

شاملو

گفتی که:
« باد، مرده ست!
از جای بر نکنده یکی سقف راز پوش
ادامه

پنحره دیدار یک


شهلا آقاپور

پشت پنجره ی انتظار
می سرایم  دریا
می سازم  فریاد
ادامه

چرا همیشه...؟


تورج پارسی

چرا همیشه پنجره بسته است
چرا هميشه منتظر يك اتفاق سيام
ادامه

روبرویِ رؤیا


رضا بی شتاب

> چون کودکی که در باد
گمگشته با خیالی
درهای خانه اما
ادامه

پَر

 

سارا تبریزی

تقدیم به ترانه موسوی

 

بس کنید !

گناه از رنگ چراغ نیست ... خیابان با من غریبه است .

پاهایم از سنگفرش می ترسند .

تنهایی

 

دکترتورج پارسی

 

روزی از روزان ابری سیاه

دل " سنگی " ترکید

"بلبل " از بهر دل سنگ گریست

ادامه

قلمی برای بهار

 

سوسن احمدگلی

 

از خاک تا به خاک میروی

تا خسته و شکسته

سبز شوی

ادامه

معبد تن

 

کتایون آذرلی

 

گریختن از نگاه ناگزیر تو ناممکن است

آن جا که سیمای ماهتاب در آینه ی دشتی غروب اندود می افتد

ادامه

خاطره

علی کریمی

 

از قطار بی حوصلگی

در ایستگاه تنهایی

پیاده می شوم.

واز کوچه های خاطره

مثل برق می گریزم؛

گویی پاسداری

در قفای منست!

 

ردیف آخر کوپه

جای من نبود.

در فضای فرسوده

اشتیاق ماندن نیست.

یعنی مجال نیست.

هیچگاه نبود.

باباطاهر

 

غم عالم همه کردی ببارم

مگر مو لوک مست سر قطارم

مهارم کردی و دادی به ناکس

فزودی هر زمان باری ببارم

***

زحال خویشتن مو بی خبر بیم

ندونم در سفر یا در حضر بیم

فغان از دست تو ای بی مروت

همین ذونم که عمری دربدر بیم

ادامه

چرخ

 

مهين خديوي

 

چرخ

چرخ

چرخ چاه

چرخ زمان

چرخ بمب

ادامه

در چارشنبه بازار سانتامونیکا

 

مجید نفیسی

 

این لهجه را می شناسم

با "نون"های گِردش

که چون تورتیای خشکی

زیر دندان خرد می شوند.

ادامه

خوابِ خرگوش

پیشکشِ «دلبر توکلی» و پایداریِ شگفت انگیزش

رضا بی شتاب

 

ای رفته به خواب وُ خوابِ خرگوش

بر ظلم وُ ستم کشیده سرپوش

ادامه

توبه گرگ!

اردوخانی

 

گرگ پیر

با پوزه و چنگال خونین

ادامه

غفلت

 

رضا بی شتاب

 

از ماه فرود آمد

با چهركِ چون مهر

با حرمت وُ با هيبتِ كامل

انگشتر وُ تسبيح به دستش

ادامه

چراغ

یاور استوار

 

برای بهمنِ سیاهکل و بهمن رستاخیز و بیاد او که آبروی قلم بود و اعتبار فریاد!باید سعید سلطانپور

 

هلا ستاره ی خونبار در سحرگهِ میهن

بیاد ماندنی و داغِ سال های سترون

ادامه

طوفان و دو سروده دیگر

روزبه فاطمی

 

گو به طوفان بلا منزل بیداد ببر

با تو ای باد گران هرچه در افتاد ببر

ادامه

در مسیر آفتاب

 

شبنم آذر

 

با نگاهی بر گرفته از صخره می نگريم

ادامه

عـابـرِ آواره

 

راحله یار

 

خونِ داغِ عشقِ در رگ های من جاریست باز

ادامه

دوباره مي سازمت وطن

 

سيمين بهبهاني

 

دوباره مي سازمت وطن!
اگر چه با خشت جان خويش
ادامه

ايران عزيز من!


گلرخسار  صفی آوا

از باختر و سغدم
از وُست ام و از زندم
ادامه

تنها صداست که می ماند


فروغ فرخزاد

چرا توقف کنم،چرا؟
پرنده ها به جستجوی جانب آبی رفته اند
ادامه

سرودِ بودن


رضا بی شتاب

صدا صدای بودن ست
صدا صدای ماندن ست
ادامه

دفترِ آفتاب


رضا بی شتاب

شاهدِ عشقِ آفتاب
بشکند این قفل وُ قاب
ادامه

خلد برین


وحشی بافقی

عزیزان رفته


سعدی

ایرانوطنم، جـــــــهان من ایران است
هم ظاهر و هم نـــهان من ایران است
جـــــانم گر از آغوش وطن مانده جدا
هرجا که روم، روان ِ من ایران است
گیل آوایی

پوشیده ازعریان


سارا تبریزی

<لبی باز ، لبی بسته
لبی آشکار ،لبی پنهان
پوشیده از عریان.
وای زمین ... وای>
ادامه

نامه ی رستم فرخزاد به برادر

بـیـــاورد صلاب واخـــتر گــــرفــــت
ز روز بــلا دسـت بـــــــر ســر گـــرفـت
ادامه

پایی سر به هوا 5


سیروس کفایی

عجبا !
نرگس جان مگه کسی روی باسن اش می نشیند
ادامه

راز و نیاز


دکتر تورج پارسی

دیشب به یاد تو تا دیرگاه درد
چشمم نخفت و نگاهم در آسمان
رخوت زپهنه ی هر واژه گرد کرد
ادامه

گرچه خود بی ریشه باشد"داس"، اما ریشه سوز


عاکف پارسی

گرچه خود بی ریشه باشد"داس"، اما ریشه سوز
ادامه

کاوه یا اسکندر ؟


مهدی اخوان ثالث

موج ها خوابیده‌‏اند, آرام و رام,
طبل توفان از نوا افتاده است.

ادامه

بيگانگی


گیل آوایی

بی هيچ های و هوی
گذشتيم از كنارِ هم!
ادامه

نگران آن دو چشم


احمد شاملو

نگران، آن دو چشمان است
نگران،
ادامه

تأمل تهمتن بر منازل


منوچهر آتشی

به بامداد روبرویم
بر انحنای افق ایستاده است
واپس نگران
ادامه

برگِ خرداد


رضا بی شتاب
با یادِ مجید توکلی و کوهیار گودرزی
انسان های ایستاده با شهامتِ خویش

خرداد دگرباره برآمد
دریا به جَهش آمد وُ برخاست ز هر سو
ادامه

جای حضور فریاد است


سیمین بهبهانی

هرچند دخمه را بسیار
خاموش و کور می بینم
ادامه

مقتول "لعنت آباد"


حسن حسام

هنگام كه غبار خاكسترى سحر
بر چهره ى خيس بنفشه زار مى نشيند
و عطر بى دريغ آفتاب پگاه

ادامه

غزل زمانه


سعید سلطانپور

نغمه در نغمه ی خون غلغله زد تندر شد
ادامه

پنجره دیدار سه


شهلا آقاپور

پنجره ای ست
که فاصله
نگاه تو ومن را
اندازه می گیرد
ادامه

سکوت
گیل آوایی
یکشنبه شب 16 مه 2010


به فاصله ی یک نگاه
خواب رفته است
سکوت
به نفسهای رام ِ آرام ِ او
ساز یک هیاهو کوک می کند
پنجره ای
تا عمق خاکستری غروب
خیال می گیراند
دل واپسی بیهوده ای بود!
چه خوب!
نشسته ام به دو تصویر
یک سو
نسیم نفس می رماند رام،
یک سو
خیال ِ پا به گریز
دل به دلش نیست.

عشق
رسول کمال
3مه 2010

آوازی
بزرگ
به عمق خاطره
و دشنه ای کوچک
همسان بوسه شرم بر گونه
مگر می شد از عشق
سرود
این چنین تلخ

ای آتش ِ گداخته ! ای کرد !
از کردستان دلم برای فرزاد کمانگر

رضا مقصدی

زیبایی ِ ترانه ی جاری !
این شعر را برای تو می گویم
ادامه

آواز بانو تو خواهی آمد


دکتر تورج پارسی

تو خواهی آمد،
با پستانی پر از شیره ی گندم
ادامه

به یاد مادر


عطار

مرا گر بود انسی در زمانه
به مادر بود و او رفت از میانه
ادامه

مادر


ایرج میرزا

گویند مرا  چو زاد مادر
پستان به دهن گرفتن آموخت
ادامه

گرگ درون


فریدون مشیری

گفت دانایی که: گرگی خیره سر
هست پنهان در نهاد هر بشر
ادامه

دو سروده از ژاله قائم مقامی

نقشی ار خواهید از من ساختن
شیر بی یال و دم و اشکم کنید
ادامه

جای حضور فریاد


سیمین بهبهانی

هرچند دخمه را بسیار
خاموش و کور می بینم
در انتهای دالانش
یک نقطه ی نور می بینم
ادامه

پنجره دیدار دو


شهلا آقاپور

حضور همهمه ی آدمها
در نمایشگاه دیدار

تابلوی فریاد
چسبیده به گردن
ادامه

شهر خاموش


پروین دولت آبادی

شهر خاموش من آن جان خروشانت كو
تب تن سوز زمان در رگ جوشانت كو
ادامه

شفیعی کدکنی

شهر خاموش من ! آن روح بهارانت کو ؟
شور و شیدایی انبوه هزارانت کو ؟
ادامه

هی... چارلز


 سیروس کفایی

ترانه ای برای جاز و بلوز 
خواننده سونیا بول هاور

هی چارلز ...
میدونی که لیمو
بلوغش را
ادامه

شبنامه


ع ج . بینام


تورم دهان گیر زبانم اگر بگذارد
این شب هم اگر کوتاه بیاید
دست از موهایت نمی کشم
ادامه

دوشعر

پویاعزیزی

 

جایی اگر آسمان به رنگ خود می بود

برای دلتنگی هات

آغوش سرشاری بودم

ادامه

خنده ی خورشید

 

رضا بی شتاب

 

رخشان وُ شَرَربار شده چهره ی لاله

پنهان زده گویی دو سه پیکی ز پیاله

ادامه

نوروز، در دیار ِ دلم ایستاده است

 

رضا مقصدی

 

نوروز، در بهار ِ دلم ایستاده است

این روز ِ نو کنار ِ دلم ایستاده است

ادامه

چند دوبیتی

هژبر میرتیموری

 

به امید وصال روی ماهت

جوانی را نهادم من به راهت

ادامه

بی تو

سیما مهرآذر

 

از کنار خاطرات بی تو رد شدم
بين بغض و سيل گريه...آه،سد شدم

ادامه

در شبان مهتابی عشق

 

تورج پارسی

 

در شبان مهتابي 

با گاريهايي كه

اسبان سپيد هشتگانه

ادامه

اندوهباره

گیل آوایی

2 مارس 2010

 

سیلاب فاجعه بود

این دشت تشنه ی همیشه سر به هوا

کجای کمین ِ این خیل ِ پا به راه

رهگیر بی حساب

تاخت زد

که غبارش هنوز

ادامه

شروه

 

رضا بی شتاب

برای مادرانِ باغِ لاله

 

دوباره سبزه سَر زد نوبهاره

رَوُنِ چشمه ها زی جویباره

ادامه

 

ارتا

 

رضا بی شتاب

 

ارتا! برای ما

همیشه با شکوه وُ پُر شکوفه روزِ توست

اگرچه لحظه ای نبوده، نیست

هماره دلبخواهِ تو

ادامه

سرود ملی اتحادیه ی کشورهای فارسی زبان

عاکف

 

چو بر سرچشمه بگذارم قدم،آهسته می گویم

به اصل شاخه آویزم ثباتِ سعی و سوگندم

سزای میهن پاکم نباشد تکه گردیدن

پس ازاین،بار همت را به یک مقصود می بندم

ادامه

شاید بهار سبز ببارند

 

سیمین بهبهانی

 

خون دل و گلوله و باروت

با آن سه رادمرد چه کردند

آن هر سه ایستاده آزاد

اینک اسیر تربت سردند

ادامه

مرد هوشیار

 

سنایی غزنوی

 

مرد هشیار در این عهد کمست

ور کسی هست بدین متهمست

ادامه

پنج پاره شعر

 

گیل آوایی

 

>آیه ها

جاری

شلاقها

به زبان کدام رسالتی

ختم انبیاء لابه می کنند

ادامه

یاد آن شب

 

باستانی پاریزی

 

یاد آن شب که صبا بر سر ما گل می ریخت
بر سر ما ز در و بام و هوا گل میریخت

ادامه

با کسانی که پس از ما به دنيا می آيند

برتولت برشت
ترجمه علی امينی

 

راستی که در دوره تيره و تاری زندگی می کنم:
ادامه

یاغی

 

هوشنگ شفا

 

من که هرگز سر به تسلیم خدایان هم نخواهم داد

ادامه

اعدام جوانان وطن کار شماست
فردای شما به چوبه‏ی دار شماست
بدکاره چنین، کدام دین، دین شماست؟
خونخواره چنین، کدام علی یار شماست؟
------
گر رهرو و گر رهزن و گر راهبری
هر روز ز روز پیش خونخوار‏تری
خواهی که نفهمند تو چه جانوری
برخیز و دمی تکان بده که بشری!

خبر کوتاه‌ بود


امیر هوشنگ  ابتهاج - ه.ا.سایه

خبر کوتاه‌ بود
اعدام‌ شان‌ کردند !
خروش‌ دخترک‌ برخاست‌
لبش‌ لرزید
دو چشم‌ خسته‌اش‌ از اشک‌ پر شد
گریه‌ را سر داد

ادامه

به مناسبت روز شعردر هلند

دو شعر از گیل آوایی با برگردان آنگلیسی آن

عشق را اندیشه یِ آزار نیست

 

راحله یار

 

>>اعترافِ عاشقی وپای دار

لذتی دارد که درانکار نیست>>>

ادامه

سوری، گُلِ سوری، های

 

رضا بی شتاب

 

از بغضِ نهان پُرسی

از سوزِ دلِ در بند

ادامه

برگریزان سیاهی ها

 

ی. صفایی

 

ابرهای آسمان  دلم همه گریان

ساحل اش انباشته از سکوتی غم آلود

ادامه

بازگشت به صفحه نخست پرس لیت