ارسال مطالب ش.آقاپور کتابخانه سیاسی همه چیز همه جا پیوندکده ادبیات بومی صدا و ویدئو هنر داستان ویژه زن صفحه نخست

آرشیو شعر : > 1 > 2 >3

بخوان مر غ آتشفشان

شهلا آقاپور

 

بخوان مر غ آتشفشان

" شعر حافظ "

آتشکده ها

پرتلاطم روشنند

یلدا پر از

شور پروازست

ادامه

آخرین آیت آلله

 

مجید آژنگ

 

هان ، ای بت سا ز ٍ بت شکن

بکجا شتافتی بی درنگ

آنگاه که ستاره گان اوین

ترا انتظار میکشند در ثانیه که سالی است

ادامه

آن دلاور که قفس با گل خون مي آراست

 

سعید سلطان پور

نغمه در نغمه ی خون غلغله زد، تندر شد
شد زمين رنگ دگر، رنگ زمان ديگر شد
ادامه

بهارمن کی می آيد؟

 

سيما

(مهرآذر)

 

وقتی حجم تکيده ام

در انزوای برفی ترين

قلّه های ترديد

آفتاب را می جويد

ادامه

درد دل

 

گیل آوایی

 

باری بگویم که سبز چه!؟

سبز ِ آنکه سیاهترین ناله های خاک را کوک می کند باز

ادامه

مرغ پیر

 

رضا بایگان

 

آهسته

بدانگونه که

خشم پر غضبش را

ادامه

من تشنه ام

 

سوسن احمدگلی

 

در پشت دره ها

رودخانه ای جاری ست

می رود به سمتی

که دریا می شورد

ادامه

ای مردمان

 

رضا بی شتاب

 

رختِ خاکستر به بَر دارد چرا این آسمان

سوگواریم وُ سیه پوشیده تا کِی مردمان

ادامه

 چند دوبیتی از ه.ا.سایه

سحرگه در چمن خوش رنگ شد گل
نگاهش كردم و دل تنگ شد گل
به دل گفتم كه نازست اين، مينديش
چو دستي پيش بردم، سنگ شد گ

ادامه

پس پرستو کجاست آرش کو؟

 

سیمین بهبهانی

 

پسرانم برادرانم آه

در لباس غضب هیولایید

حکم بالاتر است می دانم

چیست فرمان او بفرمایید

ادامه

چند رباعی از رضا مقصدی

 

 

غم نيست، دوباره قامت افراز و بخوان!

جان را به اميد، شادمان ساز و بخوان!

سرمست‌تر از سپيده برخيز و برقص!

آتش به دلِ زمانه انداز و بخوان!

ادامه

شروه

 

رضا بی شتاب

برای مادرانِ سوگوارِ سرزمینمان

 

جَوُنُم شاخِ شمشادُم کجا رفت

گُلِ آزاده ی شادُم کجا رفت

ادامه

دو غزل دلنشین از عاکف

 

تا غزل نگاه تو چشم به راه می شوم

از سر شوق دیدنت جمله نگاه می شوم

ادامه

گل، درخت، پرنده

 

هرمان هسه

 

در تهی، تنهایی

در انزوا می‌گدازی ای دل!

ادامه

 

شعری از مارگوت بیکل

برگردان به فارسی: احمد شاملو

 

پيش از آنكه واپسين نفس را برآرم
پيش از آنكه پرده فروافتد
ادامه

تانگو در فیلهارمونیکر

 

شهلا آقاپور

 

بر گستره خیا ل

جهانی ازنور و رنگ

دستهای آبی شب

دایره ی زرین ماه

روی پیشا نی ام نشانده ست

ادامه

کریستینا می خندید

شهلا آقاپور

 

در اینروز پاییزی

برگ سرخزرد خیس

ادامه

رنگ من

دکترتورج پارسی

 

روى سقف فردا

روياهايم را رنگ مى كنم

تنها ، تنها ،

ادامه

می‌خواستم چیزی بنویسم

جعفر امیری

 

من هم می‌خواستم چیزی بنویسم

گرد باد فانوس کنار دست‌ام را ربود

ادامه

غزلواره

در تنگنای درماندن

 

اسماعیل خویی

 

تصویر خوابگون‌اش

در جان ِ من هویدا بود.

ادامه

تولد در گور

ع ج . بینام

 

از راه هایی که به شما نمی رسیدند

دست خالی برنگشتم

ادامه

" باغ سبز من"

 

روزبه فاطمی

 

>جهان را

سرخی سبزش

ندا در داد

ادامه

آی آدمها

 

منوچهر نامور آزاد

 

آی آدم ها

که خسته دل شکسته ، دسته دسته

راه میپوئید در وحشت به هر جا

ادامه

رسمِ انسانی

 

رضا بی شتاب

 

اگر قصاب قدیس ست

صداها در قفس محبوس

ادامه

ای داعیان شرع

سیمین بهبهانی

 

سجاده فرش عنف و تجاوز، ای داعیان شرع خدا را!

بر قتل‌عام دین و مروت، دست که بسته چشم شما را ؟

ادامه

در فتنه ی رستاخیز

سایه

 

کنار امن کجا ، کشتی شکسته کجا

کجا گریزم از اینجا به پای بسته کجا

ز بام و در همه جا سنگ فتنه می بارد

ادامه

برشی از یک زن

علی عابدی

 

خانه ام را

از اندامم بنا کرده ام...سردرش را از طاقیهای طافتم

درهایش را

ادامه

ایران من

گرُزین کِلک©

مهر ِ  ایران  ِ  نکو   دارم   بدل،   از   جان     من

نور ِ  ایمان ِ   وطن     بینم    از   این    پیمان من

ادامه

مشاعره


فروغ-مصدق

من به تو خنديدم
چون كه مي دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدي
ادامه

مشق عاشقی
رضا سلیمی

آمده  تا درس عشق از بر کنیم
عشق را اما همه پر پر کنیم
ادامه

من مجرم ام!

سوسن احمدگلی

 

از شکستگی های سایه تو می روم

تا در نازکای خط نور

بال کبود پریدن را که اوج می گیرد

ادامه

معصومه تقي پور

هر يكي كاوۀ چرمينه درفشيم به دوش
كاخِ ضحاكِ تو ويرانه كنيم از بنياد

ادامه

ازین شب های ناباور

هوشنگ ابتهاج (ه. الف. سایه)

 

من آن صبحم که ناگاهان چو آتش در شب افتادم
بیا ای چشم روشن بین که خورشیدی عجب زادم
ادامه

من مجرم ام!

سوسن احمدگلی

 

از شکستگی های سایه تو می روم

تا در نازکای خط نور

بال کبود پریدن را که اوج می گیرد

ادامه

آزادی

اسماعیل خویی

 

فریاد زن، آی هموطن! آزادی!
دختر! پسر! آی مرد و زن! آزادی!
خواهی وطن آباد و دل ِمردم شاد؟
برخیز بیا داد بزن: آزادی!

ادامه

وَهمِ مرگ

سوسن احمدگلی

 

سال­هاست

که درهای بسته­ی طاعونی

چهارمیخِ منعِ عبورند

و بادهایِ هرزه ی یاغی

ادامه

شعری از غاده السمان شاعره سوری

 

اگر به خانه ی من آمدی

برایم مداد بیاور مداد سیاه

ادامه

هرگز مباد

رضا بی شتاب

 

هرگز نبوده ام یک لحظه بی شما

با من غریبه نیست این بانگِ آشنا

ادامه

روز بارانی

گیل آوایی

 

بر شانه ها نشسته تو گویی

چنگی به موی پریشان

سیلی گرفته به اندوه همنواز

 

یاد تو

سینه دران است

ای فاتح ِ کرانه ی مات نگاه من

این غصه را چگونه سر آرم

با یادهای کوله انبوه

 

افشان ِ ابر سیاهی

چشم مرا

به سیلاب می برد

سروده هایی از م. سحر

 

<پس از عبور ِ  زمستان ِ  عصر ِ بی فریاد

بهار میرسد از راه ِ دور ،  بی تردید

هزار جان ِ جوان در کلام ِ آزادی ست

به گوش باش کزو می رسد ندای امید!>

ادامه

خاطره ی اختران

رضا بی شتاب

 

مشاطِگانند

طبل کوبان طومار در زشتی گشاده اند

ادامه

وطن

گرُزین کِلک©

 

وطن،...  ای   مظهر ِ نام   و  نشانم

نهاد ِ    زندگی،   در   این   جهانم

ادامه

نگاه می کنم و


یدالله رویایی


نگاه می کنم و
از سنت، ازمحافظه، از آئین
نفرت می کنم                         
ادامه

من کافرم

حسن حسام

 

من کافرم

برکفرخویشتن

ایمان دارم

ادامه

در روزگارِ خار ، گلی پروريد و رفت


رضا مقصدی

آواز را برای تو می‌خواند
وقتی که در گلوی تو ديوارها نشست.
پرواز را برای تو می‌خواست
وقتی پرندگانِ صميمی
در پشتِ خاطراتِ مه‌آلود، گم شدند.
ادامه

سبزانه سبز


گیل آوایی

> های
مادران این سرزمین
فرزند نزادند که
جهل بجنایت و جنون
سورخواران سلیطه ی الله
باج بستانند>
ادامه

گرگ و میش


جواد شجاعی فرد

دیگر نه شب به جاست
نه روز
ماسیده دراجاق افق
ماه نیمسوز
گاهی کلاغکی می خواند
بر قلّه ی دیلاق تبریزی
گاهی عبور هفتی درناها
خاموشی شکسته ی آویزی
ادامه

ماهِ مهربان


در سوگِ سهراب
رضا بی شتاب

ای مزیده زهرِ اضطراب
دلا!
کجا بَرَم این هجر وُ درد
کجا بَرَم التجا
چگونه سپارم به سینه صبر
به جستجوی تو دربدر
چو سایه میدَوَم به محال...
ادامه

شعر گیلکی با برگردان فارسی
هأ خیابان بو، سمساکˇ بویأ دأیی
(همین خیابان بود که بوی زُهم ماهی می‌داد )
مسعود پورهادی

من
سردی‌یأ بنأم دیوارˇ سر
ادامه

وطن خاموش


سوسن احمدگلی

من از دیار غریبم ای وطن!
اما دلم
همواره با تواست
برلبهای تو مُهر کوبیده اند دَدَان
ادامه

گُمنام


پویان انصاری

گذشت آن شب های آرام
چون اقیانوسی بی موج
ادامه

رهبر اجباری

سیروس از کالیفرنیا

با خون و دل و با جان
آزاد      کنیم      ایران
ادامه

در غیاب تو
هژبرمیرتیموری

آه ای پرنده ی آزادی
بگو امروز بر شانه ی کدام کوچه نشسته ای
خموش
که نمی بینی
در حزن سنگین پنجره های زخمی
دیوارهای شب
انتظار آمدنت را
به باد می فروشند ارزان

و کلاغان  تحجر
در سیاهی خویش
ابلهانه
آمدن صبح را
.در نگاه آینه می شکنند

06- 07= 09،هژبر دن هاخ

درسینه ی صبور ِ ما، سی سال غم نشست


رضا مقصدی

این بار، عاشقانه به پا خیز وُُ  سبز باش
آتش به جان ِ تازه، برانگیز وُُ   سبز باش
ادامه

ندای آزادی
مهوش نوّابی

تو ای جان داده در راه رهائی
وَ اِی در مسلخ دیوان فدائی
ادامه

خون و حنجره
ع ج بینام

با خیال ِ
بازخوانی ِ ترانه های ِ
سوگ اندودِ سالهای دور
ادامه

دو شعر از


سوسن احمدگلی

1

من با صدای شما گریه می کنم
ادامه

2
آنجا روزی باغ خواهد شد

ادامه

ارغوان جوان


شهلا آقاپور

دل نگران
افشان افشان
بوسه افشانم
روی ارغوانهای سرخ
گلویت
که در پس کوچه های فرار
پر پر شدند
ادامه

فریاد
گیل آوایی
24جون2009

آه اگر می توانستم فریاد کنم
بغضآگین
سر ریز سیلاب سینه دراندن
آه اگر
می توانستم
در پیچ و تاب ِغریب ِ اینهمه خشم
پریشانی ِ یک دریا بی تابی
فریاد کنم
ادامه

جوبار دستهات . . .


اسماعیل شاهرودی – آینده

آن شب كه دیدمت
آشفته بود موهات،
و
آشوب بود؛
ادامه

سپیدۀ سبز


روزبه فاطمی

شب سنگین بود .
خورشید
در چاهی
بسته بود با زنجیر.
ادامه

کودتا
یاور استوار

این فتنه ز کوی رهبر آمد
موجِ خفقان ز در درآمد
این نظم دروغ را نخواهیم
صبر همه­گان دگر سر آمد
ادامه

خورشیدِ آشنا

رضا بی شتاب

جانم فدای تو بادا ندا
خاموش مشو خورشیدِ آشنا
در خواب مرو دیده مگردان ز من
ادامه

ندا
لیدا آلکمار


خــــــداوندا ندایـم را تو دیـــدي
خــداوندا تو روحش را ربودي
بگيـر روحم ولـي بشنوصدایــم
ببیــن این های های گریه هایم
ادامه

حتی به تو ای خدا!
ابوالفضل اردوخانی

من اجازه نمی دهم، کسی به جای من بیاندیشد،
حتی به تو ای خدا.

من با اندیشه ام، شیر تو را به بند کشیدم،
ادامه

آهسته آهسته ای سٌربِ داغ
رضا بایگان

آهسته ، آهسته
            آی ، ای سرب داغ
در انتهای عبور تو
                 سینه ایست .
ادامه

نسیم خاکسار

اینطوری است.
شبی را اینجا سر کردن
و صبح و ظهری را جایی دیگر
برای غروبهات نگران نباش
پنجره ای هست
که کاجی را در هوائی خاکستری تماشا کنی
یا  کودکی را در خیابان
که پیریش را جار می‌زند
اگر فکر می‌کنی غیر از اینهاست
اشتباه می‌کنی.
زمستان 1995، اوترخت

چنین رسم کار کرد


گیل آوایی

آنگه که یاد ترا دل سه چهار کرد
آتش فتاد سینه دلم صد هوار کرد
باری شکفت باده، دلم رفت با خیال
عشق ِ تو، عشوه هزاران هزار کرد
ادامه

برگ
رضا بایگان

برگ را زمین بود که میزبان شده بود
 ستاره ای که نامش را هنوز
حراج نکرده بودند
خرگوش قبل از فروش را
برای همسایگی اش آرزو داشت .
ادامه

دو شعر از


مریم هوله

نیچه با لباس کُردی
نه این نگاه کردن نیست
جهان را تمام شده بدان
شهر را از چه می‌انباری؟
از تندیس ِ فراموشی؟
ادامه

پدر محمد پورعبدالله که فرزندش هم اکنون بیش از 100 روز است در بازداشت به سر می برد، با سرودن شعری برای وی، او را به استقامت فراخوانده است
هستی
ترا دوست دارم
ادامه

باز باران


گلیچین گیلانی

باز باران
با ترانه
با گوهر های فراوان
می خورد بر بام خانه
ادامه

فریاد


اخوان ثالث

خانه ام آتش گرفته ست, آتشي جانسوز.
ادامه

فراموش می شوم


رضا بی شتاب

فراموش می شوم
چو کولیانِ در گذر
ادامه

تردید مکن فردا را
م.ساقی

تردید مکن فردا را

زمین بهاران خواهد شد دیگر بار
دانه ها را بارور خواهد کرد بر دشت و دامنه ی کوهسار
و شهرها و روستاها را گرد و غبار خواهد
ادامه

تحریمِ انتخابات
یاور استوار

پرسیدم: از کجایی؟ ای  صاحبِ کرامات
گفتا: ز شهرِ بیداد،  ممنوع از ملاقات
گفتم: شنیده ای تو؟ بازار ِ آزمون است
ادامه

لبانِ تاریک


رضا بی شتاب

گاهی که شبنمی
پیشانیِ شعر را می بوسد
ادامه

کفر


نصرت رحمانی

خدایا تو بوسیده ای هیچگاه
لب سرب فام زنی مست را
ادامه

در شما جاريم

براى كوروش، داريوش و اردشير فرزندان فرزندانم :

 

دكتر تورج پارسى

 

من در شما جاريم

همچون مارون ،

همچون سبزينه ى باغ نوروز

و كلام اشويي زرتشت.

در نگاهتان مى بينم

ادامه

نامه به

 

رضا بی شتاب

برای آنان که در بندند و به آزادی می اندیشند

 

چه پیش آمد فراموشت شدم یار

نمی پرسی ز حالِ من دگربار

ادامه

از خون  جوانان  وطن لاله  دمیده، همراه با ویدئو کلیپ آواز

 

عارف

از خون  جوانان  وطن لاله  دمیده

از ماتم  سرو  قدشان، سرو خمیده

در سایه  گل بلبل از این غصه  خزیده

ادامه

طغیان

 

نادرنادرپور

به جز پهنه هایی پر از دود و آتش

به جز سیل کشتار و بیماری و خون

به جز ناله هایی پر از خشم و نفرت

ادامه

در امتداد زرد خیابان

 

اسماعیل خویی

زرد پوشان به چه می اندیشند ؟
صف به صف
ستوار
استاده به جای ،

ادامه

در شانزدهِ آذر

رضا بی شتاب

 ای سوزِ زمستانی

مرگت برسد ایدَر

ای روشنِ هر شادی

ادامه

بهت

 

اسماعیل یوردشاهیان ( اورمیا)

 

به درختی که کاشته بودم

نگاه کردم

خودم بودم

ادامه

قیام ِ قامت ِاین باغ را تماشا کن

 

رضا مقصدی

 

درون ِ سینه ی ما عشق را تماشا  کن

بیا دوباره تو با آینه ، مُدارا  کن

ادامه

شش غزل و یک شعر نو از عاکف

 

شبِ شعر نگاهت را تکلم میکنم باز آ

میان واژه، نامت را ترنم میکنم باز آ

ادامه

پاییز

 

استاد محمد مجد

 

سایه افکنده غروب غم پاییز به شهر

باغ در آتش بیداد خزان می سوزد

فوج مرغان غریب از سفر خسته ی روز

ادامه

زادروزمرغ آتش

 

شهلا آقاپور

 

سه شنبه ی پاییزی

به جستجوی خانه آفرینش

خش خش برگهای بی هدف

ادامه

 ای دستِ تبــرساز،تو از ریشـــــه چه دانی؟

سیما مهر آذر

 

 ای دستِ تبــرساز،تو از ریشـــــه چه دانی؟

از خواهــش ِ بارانی ِ یک بیشـــه چه دانی؟

ادامه

دوشعر از سیمامهرآذر

 

حرمت سکوت

>>واژه های برهنه

خود را

در پشت پرده های سخن

پنهان ميکنند

تا از نگاه هرز آلود جملات بی شرم

>> !در امان باشند

ادامه

صدای شکفتن

 

هژبر

 

باغ در خواب است

و شب دامنش را

در رودخانه فرو برده

خاموش

بگذار تا درکُنج تاریکِ این سکوت

صدای شکفتن را درگوش درخت

پچ پچ کنیم.

دوسروده از

 

مجید نفیسی

به یک روزنامه نگار زندانی

 

ای روح خیابانی!

می بینمت که آنجا نشسته ای

درون قاب آهنی ات

ادامه

فغان

 

گیل آوایی

 

چنـــان زداغ عزیران بخون نشسته فغانم

که اشک ریز ِ بهاران زسوگ سینه درانم

ادامه

مرغِ آتش

 

رضا بی شتاب

 

از آیینه برون آیی به من گویی عزیزا:

نگه کن باز هم اَرزیزِ پاییزست

ادامه

در شگفتم

گرُزین کِلک©

در شگفتم:...  ما  ز  نسل  کوروش  و  داریوش  و شاهان   کبیر

چون   شدیم٬  بازیچه ی   دستان   شیخان   صغیر

ادامه

فصلِ دیگر

احمد شاملو

 

بی آنکه دیده بیند
در باغ

احساس می توان کرد

ادامه

اندوه پرست

فروغ فرخزاد

 

کاش چون پاییز بودم... کاش چون پاییز بودم
کاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم

ادامه

شراب شعر چشمهای تو

فریدون مشیری

 

من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد
همه اندیشه ام اندیشه فرداست

ادامه

باغ من

اخوان ثالث

 

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش

ابر ، با آن پوستین سرد نمناکش

ادامه

هنگام خزان است

منوچهری دامغانی

 

خیزید و خز آرید که هنگام خزانست
باد خنک از جانب خوارزم وزانست

ادامه

ترانه ی پاییز

نصرت رحمانی

 

پاییز چه زیباست
مهتاب زده تاج سر کاج

ادامه

ویدا فرهودی

 

قلم

شعله وش رقص کنان بر دل شب می تازد

پی سرخای فلق، هستی خود می بازد

ادامه

دلت که می گیرد

دلت که می گیرد،به آسمان بنگر

به ابر توفان زا،به برق طغیانگر

ادامه

سیمین بهبهانی

 

دلَکَم! مکوش به آزارم
که نه ناتوان و نه نومیدم
به ادای حق چو گشودم لب،
به فنای ظلم کمر بستم...
ادامه

محمدرضا شفيعي کدکني

اي دوست وقتً خفتن و خاموشي ات نبود
وز اين ديار دورً فراموشي ات نبود

ادامه

سیمین بهبهانی

 

دلَکَم! مکوش به آزارم
که نه ناتوان و نه نومیدم
به ادای حق چو گشودم لب،
به فنای ظلم کمر بستم...
ادامه

سروآزاد

هوشنگ ابتهاج – ه.ا.سایه

 

امشب همه غمهای عالم را خبر کن!
بنشین و با من گریه سر کن، گریه سر کن
ادامه

شبدرهای تکرار

هژبر

 

روزی خود

و

هرآنچه را که  از تو دارم

به نم خاک خواهم بخشید

ادامه

گنج با نشان

نفیسی

 

هشت قدم مانده به در

شانزده قدم رو به دیوار

کدام گنج نامه از این رنج خبر خواهد داد؟

ادامه

سُقوط

مجید کفایی

 

چه َسخت است

با شکسته پای ِ پیری

در میدان ِ جوانی َدویدن

ادامه

تاسیانه

گیل آوایی

 

گستره آبی

وسوسه ای بازیگوش

بال می کشد سمج

 

خیال می کاود سیاهی بی امان

روزگار غم انگیزیست

تردیدهای لج

 

 

2

 

کرانه ای بی انتها

وسوسه می جنباند

پوم تاک انتظار

باد وُ ابر ِ آرام رام

غنج می زند دل

طوفان یک دریا هوار

راز

گیل آوایی

18آوریل 2009

 

سیاهی وُ سکوت وُ بی کرانه نگاه
دست بر نیاید دستی ساییدن
چنین
آه
سینه سوز بی هایی فرو می سوید
شبراز باز رازیست
لختی بگوش
ساز می کند
گشودن
گشت و بازگشت
دریا
یاغی ِ بی تاب لج

پیوندی نیست
گردن نهادن
مگر
سکوت وُ
سیاهی وُ مانداب

شفیعی کدکنی:

 

پیش از شما

به سان شما

بیشمارها

با تار عنکبوت

نوشتند روی باد

کین دولت خجستهٔ جاوید زنده باد

دو سروده از

گرُزین کِلک©

 

بسی   از  عشق،...  حکایتها   بگفتند

و  از  هر  گفته،...   گوهرها   بسُفتند

ادامه

چند هایکو ژاپنی

برگردان از انگلیسی: گیل آوایی

 

از بادی که می وزد بپرسید

کدام برگ در نوبت بعدی از درخت جدا می شود .

ادامه

زمستان از زنده یاد اخوان ثالث

چه مي گويي كه بيگه شد ، سحر شد ، بامداد آمد ؟
فريبت مي دهد ، بر آسمان اين سرخي بعد از سحرگه نيست
ادامه

آزادی از زنده یاد پروانه فروهر

من از زبان برگ
من از زبان جاری سبز درخت ها،

ادامه

حقوق بشر کجاست؟

هادی خرسندی

 

های ای رهبران ريز و درشت

هيچکس از شما عزيزی کشت؟

ادامه

می خواستم

سیمین بهبهانی

 

مي خواستم به پاي تو تقديم جان کنم

بختم چنين نخواست که کاري چنان کنم‏

ادامه

بغما جندقی

 

ما خراب غم و خمخانه ز می آباد است     

ناصح از باده سخن کن که نصیحت باد است
خیز و از شعله می آتش نمرود افروز

خاصه اکنون که گلستان٬ ارم شداد است

ادامه

تصوير زن


ايرج ميرزا

در سردر کاروانسرايي
تصوير زني به گچ کشيدند
ارباب عمايم اين خبر را
از مخبر صادقي شنيدند
گفتند که واشريعتا خلق
ادامه

دریا نوید ِ سبز ِ "ندا" را شنیده است

رضا مقصدی

 

زیبایی ِ زمانه صدا می زند ترا
از هر طرف، ترانه صدا می زند ترا

ادامه

دشت ارغوان

حمید مصدق

آه چه شام تيره اي، از چه سحر نمي شود

ديو سياه شب چرا جاي دگر نمي شود

ادامه

« ما»

سوسن احمدگلی

 

من،

زِ ما آمده ام

تنهایی،

رنج بسیار کشیدم اکنون

باز هم

پیش شما آمده است

نازبانو

 

گیل آوایی

25 جولای 2009

پیشکش به نازبانوهایی که سه روز اعتصاب غذا در شهر لاهه را همراهی کردند

 

بر ما چه می رود

آی

ناز بانو

که شانه هایمان

کوهداغ اینهمه فاجعه

 

چه غم انگیز است  آسمان خاک

ستاره باران چشمان تو

در سایه روشن اینهمه اندوه

مات می شود

ادامه

عدالتِ  گُمشده  (يک)


شهلا آقاپور


آيا می شود
 صدای فاجعه را
با گو شهای  خود  آگاهی
شنيد و چيزی نگفت
پرهای کنده ی ِ
 نُورس ِ سبززرده ها را
ديد و گريان نشد
ادامه

تصویری از خیابانها ی شهرها در رابطه با انتخابات ۲۲ خرداد ماه ۱۳۸۸
منصور

برای آزادی
زمان ایستاده از حرکت،
زبان از گفت "آزادی"،
**
چماق ظالم "روحانی عالم"!
بکو بد بی‌ درنگ سر‌های آزادن،
که تا فریاد حق خواهان انبوه خیابان را،
درون سینه‌ها بشکاند و خاموش گرداند.
**
دگر روزان اما باز می‌‌آیند از هر سؤ،
جوانان خردمندان "سبز اندیش"،
که تا آزادی ایران ما را پاس بگذارند،

و یا همچون " ندا" جان عزیز خویش بسپارند.

منصور سه شنبه ۳۰ ژولای ۲۰۰۹، ۹ تیرماه ۱۳۸۸ تهران

برحذر باش که این دست و دهن آب کشان
خانمانسوزتر از سیل فنا می باشند
                                         صائب تبریزی

دست و دهن آبکشان
سیروس

هیچ دانی، ز چه شیخ، دست و دهن آب کشد؟
چونکه خون ریزد و بس جرعۀ  سُرخاب  کشد
شستن ِ دست و دهن، پوشش ِ بیرنگ گناست
بر   در ِِ  عدل ِ  خدا،  خدعه ای  بر  باب  کشد
چاره ای  نیست  به  درمان  ُگنه،  شیخ ِِ  پلید

ادامه

دو سروده


مجید آژنگ

>> آنگاه که من
امروز تو بودم >>
ادامه

به امیدِ  نجاتِ  وطنیم   ما
گرزین کلک

یک  قرن  به امیدِ  نجاتِ  وطنیم   ما
زان جمله گذشته  ز جان  و  ز  تنیم  ما
این  غولِ  خلافت، که ز اسلام در آمد
غافل  ز  حقیقت  که همه  بت شکنیم  ما
ادامه

فردوسی بزرگ که درود و داد و دَهِش یزدان بر او باد

در این خاک زرخیز ایران زمین
نبودند جز مردمی پاک دین
ادامه

ایران کهن، با صدای شهرام ناظری

اى خشمِ به جان تاخته، توفانِ شرر شو
اى بغضِ گل انداخته،
فريادِ خطر شو
اى روىِ برافروخته, خود پرچمِ ره باش
اى مشتِ برافراخته, افراخته ترشو

گواه تاریخ


هژبر میرتیموری
می توانم بگویم که خدای تورا باور دارم
و حقیقت کلام توست
ادامه

بازتاب شعر شهلا اقاپور در نشریه " اسکورپیون " آلمان

ریشه ها منتظرند!


سوسن احمدگلی

آرزو نابیناست
و دلش را هر روز
پای سجاده ی زیبای مشهد می شوید
ادامه

ندای گلوی بریده ام، آزادی
نارسیس زهره نسب

ندای گلوی بریده ام
شب وقتی نیست که می خوابیم
وقتی که نمی گویمت شب است
ادامه

دختر وطن- -
هژبرمیرتیموری


بخواب دختر وطن
بخواب دختر وطن
آسوده بخواب
که جهان شنید
ندای ملتی
ادامه

حتی به تو ای خدا!
ابوالفضل اردوخانی

من اجازه نمی دهم، کسی به جای من بیاندیشد،
حتی به تو ای خدا.

من با اندیشه ام، شیر تو را به بند کشیدم،
ادامه

خاک مرا به باد مده


سیمین بهبهانی

گر شعله های خشم وطن
زین بیشتر بلند شود
 ترسم به روی سنگ لحد
نامت عجین به گند شود
 پر گوی و یاوه ساز شدی،
بی حد زبان دراز شدی
 ادامه

باور کن! این زمانه ی بیداد بگذرد


رضا مقصدی

بنشین کنارِ آتشم تا باد بگذرد
خاکسترِ جوانی ی ناشاد بگذرد
ای اَبر از کجای جهان، باز آمدی؟
باران! ببار! تا غمم با باد بگذرد
ادامه

ندا!


محمود کویر

دختر تمام مادران زمین
با پیراهنی از    خورشید و آه
ایستاده بر خاکریزی تاریک
کنار ماه و هدهدی سیاه.
پروانه‌ای پریشان از پیشانیش بر می خیزد
به سویی خدایی که نیست!
ادامه

شیونی در خون


سیروس کفایی

دادا !.....دادا!
من خودم دیدم!
من آبستنی دیدم
بچه اش
در شکمش تیر خورده بود !!

با این همه فرد من چه کنم ؟
دادا!
ادامه

تحریمِ انتخابات


یاور استوار

پرسیدم: از کجایی؟ ای  صاحبِ کرامات
گفتا: ز شهرِ بیداد،  ممنوع از ملاقات
گفتم: شنیده ای تو؟ بازار ِ آزمون است
ادامه

سه شعر
از رسول کمال

I'm not a strong man
as you said!

 نه،
دیگر کنار لحظه ها
تنها
نخواهم ماند
تا که خیس شود
گونه هایم
از اشک.
ادامه

برخیز!
رضا بی شتاب

فریاد بزن ایران
در خویش نمان حیران
این خون که همی جوشد
در مُشتِ تو دارد جان
دریا و تلاطم شو
ادامه

تردید مکن فردا را
م.ساقی

تردید مکن فردا را

زمین بهاران خواهد شد دیگر بار
دانه ها را بارور خواهد کرد بر دشت و دامنه ی کوهسار
و شهرها و روستاها را گرد و غبار خواهد
ادامه

سه شعر
از رسول کمال

I'm not a strong man
as you said!

 نه،
دیگر کنار لحظه ها
تنها
نخواهم ماند
تا که خیس شود
گونه هایم
از اشک.
ادامه

بوی  آ زا د ی
بازگشت حرمت  ا نسان
قدم های  ر ها  شد ه
آرزوهای     شا د ی  و نا ن
پیراهن  بر ا فراشته  در دست  مادران  خاوران
بوی پایان تبعید
دیدن  د وباره ی   خانه و جان  می آ یید
از خیابان ها تهران  .
Jun 15 2009
پرویز میز مکری     Ottawa

شیخانشاه "
روزبه فاطمی

از حجم شرم
آینه خورد می شود
وقتی در آن می‌نگری ،
ادامه

کودتا
یاور استوار

این فتنه ز کوی رهبر آمد
موجِ خفقان ز در درآمد
این نظم دروغ را نخواهیم
صبر همه­گان دگر سر آمد
ادامه

چهار شعر و ترانه


علی‌رضا حسين‌علی

كهكشان آبی
می‌خواهم اشكی بريزم
بر دامان‌ات
تا باور كنی
ادامه

شعری از بارانهای متواری


پرویز میرمکری


دیگر ترانه ای شده ام    یاغی
در کنار صخره های  مدام  رام  نمی شوم
شاعر  درختیست  که در جنگل دفن میشود
ادامه

ترسیم چهار لاله


شهلا آقاپور

هرآدم کتابی می شود
خاکسترها را پنهان کنیم
ادامه

کودک روانه از پی بود


سیمین بهبهانی

هر روز چشم پوشی‌هاش
با روز پیش پیوسته...  
 ادامه

خواهر بتهوون


رضا بر اهنی

با اينكه من چهار بار به دنيا نيامدم
با اينكه من
اما چهار بار به دنيا نيامدم
تا اينكه يك نفر  يك جا  يك روز  كه
ادامه

یک دامن گل


سیمین بهبهانی

چون درخت فروردین، پر شکوفه شد جانم؛
دامنی ز گل دارم، بر چه کس بیفشانم؟
ادامه

 

آرشیو: 1 - 2 - 3 - 4 - 5- - 6 -- 7 - 8 -9 -10>>> بازگشت به صفحه نخست پرس لیت

تماس و ارسال مطالب تماس با سردبیر درباره ما