هنر و ادبیات پرس لیت

www.perslit.com

تماس با ما و ارسال مطلب
بازگشت به صفحه نخست

شعر ترکمنی

ایوب گرکزی


گؤلیار

بؤلؤت لر ام، گؤچیپ باریار
باریاردا بیر یرده ، یاغیار
قؤراپ یاتان قارا یر- ام
هم بگن یار ، همده گؤلیار

اؤنگ درده درمانی بارمی
یا درمانسیز دردی بارمی
جیداملی یا ارکی بارمی
دامجه لارا ، بیلنمیار

یر اؤستیندا دومان اؤتیر
جیدامانی ائراپ اؤتیر
ایناملی یر قایناپ اؤتیر
بؤ سر هیچوقت بیلنمیار

دامیانلار ، دامجا لار دامیار
دردی شیدیپ بر آز یویار
باشدان آشه ، درده یؤنه
آسمان آغلاپ زمین گؤلیار
...
ترجمه

ابرها کوچ میکنند
در نقطه نامعلومی میبارند
زمین تشنه لب
ز شادی خندان است
او درد دارد
یا درد بی درمان
مجهول برای قطرات
باران است
زمین پر از کولاک است
کولاک نیز زدرد
آب است
این زمین مطمئن
غلیان است
این سرّیست نامعلوم
قطرات باران
سرگردان است
باران میبارد
تا دهد زمین را آلام
ولی بی انتها دردیست
که آسمان می گرید
و زمین نیز می خندد

 

چاپ کنید

بازگشت به صفحه نخست

تماس و ارسال مطالب تماس با سردبیر درباره ما
توجه: بازانتشار مطالب با پیوند آن و نام بردن نشانی مجاز است و برای موارد اختصاصی مشروط به گرفتن اجازه کتبی از سر دبیر می باشد